یادداشتی بر نمایش "بیزاری" به نویسندگی و کارگردانی دانیال رجبی

متولد شده در تاریکی


تئاتر فستیوال

“بیزاری” روایت کننده مردی است که وقتی متوجه می شود که همسرش فرزند معلولی را باردار است خانواده را ترک می کند و بعد از ۱۷ سال نادم و پشیمان به سراغ همسر و پسر معلولش می رود.

“…گاهی مرگ میتونه شیرین باشه ! چرا که تو با تولدت باعث از هم گسیختگی خانواده شدی و مادرت به تنهایی تو رو با این وضعیت معلول بزرگ کرده. اگه من نباشم دیگه کسی نیست که مورچه ها رو له کنه! حالا بعد ۱۷سال اونی که تو و مادرت رو رها کرده، برگشته و می خواد تو رو ببینه. من ازت بیزارم اصغر وَردست ! تو پدر من نیستی ! …” همه این جملات ، فضای ذهنی و درگیری ذهنی یک پسرک معلول ۱۷ساله است که با متوجه شدن برگشتن پدر، شروع به خیال پردازی های مختلف برای انتقام از پدر و نشان دادن تنفر خودش از وی می کند.

مرگ و انتقام و تنفر بن مایه این داستان است و در فضایی تلخ و سرد که بر پیکره نمایش قرار دارد روایت می شود. نمایش دارای ریتم مناسبی است و از همان اولین قاب صحنه ، دست مخاطب را گرفته و وارد فضایی وهم آلود و رویا گونه می کند. قصه در نوع خود در عین ساده بودن و تلخی، می تواند جذاب نیز باشد.

بازی بازیگران از جمله پسر و مادر در کنار هم  بسیار باور پذیر می باشد ؛ گویی هر دو با نوع نقش و کاراکتر زندگی می کنند و با همه وجود این همه درد را حس کرده اند. ولی در مقابل جنس بازی های تیپیکال دکتر و بازی تصنعی  پدر این باورپذیری را از مخاطب گرفته و در جاهایی مخاطب از کل اثر و قصه جدا می شود.

در نوع استفاده از ابزار طراحی صحنه و شیب دار بودن و نامتعادل بودن دکور؛ استفاده درست و به جایی شده است چرا که ما در کل داستان این عدم تعادل را در شخصیت اصلی داستان که همان پسر ۱۷ساله معلول است، می بینیم .

پسر گویی کل ۱۷سال را منتظر انتقام از پدر بوده و فکر می کند که با مرگ خود حتی می تواند مادر را راحت کند. درگیری فکری و فضایی سورئال باعث شده که او در مورد کشتن پدرش هم دچار سوتفاهم شود ؛ گویی کل این ۱۷سال با این فکر و خیال زندگی می کرده است و حسی شبیه به “بیزاری” برایش به وجود آمده ، “بیزاری” از پدر ، “بیزاری” از خودش و…

نام اثر درست و به جا انتخاب شده و دقیقا این حس را در مخاطب هم بیدار می کند . چرا که مخاطب دچار هم ذات پنداری با کاراکتر اصلی می شود و در جاهایی حتی برایش دل می سوزاند.

در مجموع کل اثر در عین تلخی ، جذاب است و نوع نورپردازی و انتخاب موسیقی درست ، به کمک ساختار فضا آمده است و در عین سادگی اثرخوب پرداخته شده و باورپذیر می باشد. هماهنگ بودن یک گروه نمایشی و هدف و فکر در ساختار کلی اثر دیده می شود و در مجموع تلاش این گروه جوان ستودنی است.

آمنه کاظم – تئاتر فستیوال

۵ نظر ثبت شده است .

  1. Leila گفت:

    Bazihaa yejoori bud . Nemigam bad budaaa vali gheire vaghei bud be nazaram .
    Dar kol az kar khosham umad o dus dashtam

  2. فخفوری گفت:

    سلام . خسته نباشید . نمایش خیلی خوب و جذابی بود و انتظار نداشتم یک گروه جوان چنین اجرایی قابل قبول روی صحنه ببرند . با تسکر از سایت شما که از گروه های جوان حمایت می کنید . یا حق

  3. رامین م گفت:

    من هم موافقم . کار شسته رفته و خوبی بود .

  4. رابعه گفت:

    سپاس . پیشنهاد می شود .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *