نمایش «اتاق دود» به نویسندگی یاسمن یزدانی و علیرضا ناظری و به کارگردانی سینا راستگو در عمارت هما به روی صحنه رفته است . به همین بهانه خبرنگار تئاتر فستیوال ، گفتگویی با کارگردان این اثر نمایشی انجام داده است که می توانید در ادامه بخوانید :

لطفاً به صورت مختصر در مورد کار و ایده ی شکل گیری توضیح دهید؟
همیشه به این فکر کرده ام که چرا ما گذشته ی با شکوهتر و اندیشمندانهتری داشته ایم و چرا هرچقدر بیشتر به جلو میرویم ، به همان میزان ، از آگاهی، شکوه، افتخار، حال خوب و درستی فاصله می گیریم. همیشه به این فکر کردهام که انگار گذشته ، با همه ی اتفاقات و فراز و نشیبهایش همچنان بهتر و قشنگتر از حال و آینده است. مشخصا تئاتر در دهههای قبل ، درستتر ، پویاتر و تاثیرگذارتر از چیزی که امروز میبینیم، بوده است و معتقدم چیزی جز مردم روی آن اثر نمیگذارد. تلاش کرده ام به گذشته برگردم و آن را بررسی کنم.
« اتاق دود » روایت سه دهه از تئاتر اندیشهمحور است . دهه ی هفتاد با حضور بزرگانی مثل استاد سمندریان که با مسائلی مثل سانسور مواجه بودند ، تا دهه ی هشتاد و فرمگرایی اشخاصی مثل رضا ثروتی که متاثر از جامعه ی خشن و پر زد و خورد آن دهه ی بود و بعد دهه ی ۹۰ و مهاجرت آدمهای بزرگ و تاثیرگذاری مثل محمد یعقوبی.
بنابراین کارگردان نمایش من ، خروجی سرگردان و مستاصلی از نسل دهه ی شصت و هفتاد است که بین همه ی این تفکرات قرار گرفته و نمیداند باید چه کاری را انجام دهد و حتی نمی تواند دلیل آن را هم پیدا کند . این استیصال و سرگردانی ، ایده ی اولیه ی شکل گیری «اتاق دود» بود.
آیا جامعه ی هدف شما صرفا اهالی تئاتر بوده اند؟
در نگاه اول شاید اینطور باشد، اما همه ی همنسلی های من در دهه ی شصت و هفتاد ، این آشفتگی و سرگردانی را تجربه کرده اند. تلاشهای بسیار، نرسیدنهای زیاد و در نهایت به چیزی که روزی آرزویش را داشتند نرسیدند . بنابراین همه ی نسل من مخاطب این نمایش هستند چون نسل من ، نسل واسطه ی قبل و بعد است .
صحنه اول نمایش اقتباسی از رمان «رود راوی» به نویسندگی ابوتراب خسروی است ، دلیل این انتخاب چیست؟
متن رمان «رود راوی» برای کارگردانی قصه ی ما از چند جهت مهم است . قصه ی «رود راوی» ، ادبیات و واژگان استفاده شده در آن ، نگاه آن به جامعه ی خودش، به زن و به فلسفه ی زیست آدمی جزو ارکان مهمی است که در کارگردانی به دنبال آن بوده ام. تکه پاره شدن بدنها، روایت تاریخ، اعتقادات و خرافه گرایی ، تمام دلایل انتخاب این متن بوده است .
با توجه به دیالوگ محور بودن نمایش لطفاً در مورد تمرین و انتخاب بازیگران توضیح دهید.
مهم ترین دلیل انتخاب بازیگران در این اثر ، توانایی درک درست موقعیت و حضور درست و اثرگذار بوده است. شاید بیشترین تلاش من در هدایت بازیگران ، فهم درست شرایط و اتمسفر متن بوده است تا بتوانند به خوبی آن را به مخاطب ارائه دهند. بازیگران این کار به درستی شرایط و اتمسفر را درک کرده اند و توانستند معنا و مفهموم را به مخاطب انتقال دهند .
در فرایند طراحی صحنه استفاده از تور ایده ی خیلی خوبی بود، فرآیند شکل گیری این ایده چگونه بود ؟
ما به یک اتاق نیاز داشتیم اما نه یک اتاق معمولی یا یک اتاق شیشه ای. قرار نبود این اتاق، تمیز باشد. قرار بود به ما حس کهنگی، در دل تاریخ بودن، حس فاصله بین کسانیکه در آن اتاق و بیرون آن هستند را القا کند. باید به ما احساس یک قاب نقاشی از دل تاریخ داده میشد که به نظرم به خوبی انجام شده است .
در صحنه ی پایانی نمایش آیا قصد شکستن دیوار چهارم را داشتید ؟ لطفاً در این مورد بگویید .
دقیقا . ذر آن صحنه، کارگردان از همهی حصارهایی که احاطه اش کرده اند رها میشود و یک بار دیگر ، در نزدیکترین فاصله با مخاطب ، به این فکر می کند که چرا تئاتر کار میکند؟! نفس به نفس مخاطب، دیوار صحنه را میشکند تا بتواند پیشنهاد جدیدی برای اجرایش ارائه بدهد تا بفهمد تا چه اندازه مخاطب به او نزدیک است .
بازخورد مخاطبان از این نمایش به چه صورت بوده است؟
مهمترین جمله ای که از مخاطب شنیده ام این بود که بعد از مدتها یک تئاتر دیده است. این ارزشمندترین چیزی بود که میتوانستم بشنوم. چون تمام تلاشم این بود که در بین همه ی اجراهایی که صرفا برای سرگرمی ساخته میشوند، نمایشی تولید کنم که ذهن مخاطب را درگیر کند و او را به اندیشه وادار کند، چون معتقدم مدت هاست سیستم حاکم در تلاش است که تئاتر را به ابتذال بکشاند و موفق هم بوده است و با جملاتی مثل : «مخاطب الان دلش سرگرمی میخواد و خنده میخواد»، ما را وادار می کند که فراموش کنیم وظیفه ی تئاتر چیست. وقتی میبینم مخاطب هم با اثر ارتباط برقرار میکند، خوشحال هستم که انگار هنوز نفس هایی در این پیکر بی رمق وجود دارد .
در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.
یک دیالوگ در نمایش وجود دارد که به عنوان مهمترین جمله ی این نمایش میگویم: « تئاتر باید بتواند یک تحلیل یا حتی یک عادت سادهی دیداری را در مخاطب خودش تغییر بدهد. باید بتواند قوانین عادی جامعه را به حالت تعلیق در بیاود و به جامعه پیشنهاد نو دهذ .»








