یادداشتی بر نمایش “برج های خاموش” به نویسندگی و کارگردانی زهرا شایانفر
“برج های خاموش” نمایش خوبی است و با تجربه های زهرا شایان فر به عنوان کارگردان به نمایشی دیدنی و قصه گو تبدیل شده است .
فرم اجرایی نمایش و محتوای اثر هماهنگ با هم پیش می رود . ما در “برج های خاموش” با نمایشی قصه گو طرف هستیم ، نمایشی که از ابتدا با مرگ پرسوناژ اصلی نمایش که ملکه و فرمانروای آن سرزمین است ، آغاز می شود و مخاطب را وارد کشمکش پرسوناژهای نمایش بر سر به قدرت رسیدن و پادشاهی می کند . تمامی اتفاقات نمایش حول مرگ این پرسوناژ می گذرد از بررسی دلایل مرگ او تا جانشینی و به قدرت رسیدن پادشاه بعدی برای فرمانروای آن سرزمین .
“برج های خاموش” بر متنی قوی و شخصیت پردازی های اصولی و حساب شده استوار است . در ابتدای نمایش ما ملکه ای پریشان احوال را می بینیم که نگرانی اش خاموش ماندن برج های دیگر و لشکرکشی های دشمنان است ، سپس شاهد مرگ شبانه این ملکه هستیم و با این اتفاق قصه نمایش آغاز می شود .
سپس یک به یک شخصیت های نمایش به قصه اضافه می شوند و روند قصه بسیار روان پیش می رود .
شخصیت های این نمایش هر یک به نحوی تشنه به قدرت رسیدن هستند . برادران ملکه هر یک به معلولیتی دچارند ، یکی نابینا است و دیگری معلول جسمی و حرکتی ، ولی به قدرت رسیدن برایشان بیش از هر چیز حتی خاکسپاری ملکه ارزشمند است .
تمرکز قصه بر این است که چه کسی بر قدرت و تخت پادشاهی بنشیند و آن تاج و عصا را بر دست گیرد .
ویژگی دیگر “برج های خاموش” را می توان استفاده درست از فرم های حرکتی و بازی بدن بازیگران عنوان کرد . زیرا در قسمت هایی از نمایش شاهد بازی با سایه و حرکات بدن سه پرسوناژ نمایش هستیم که گاهی به عنوان ارواح حاضر می شوند ، گاهی نماینده مردم هستند و گاهی نقش های دیگر را ایفا می کنند . ورود این پرسوناژها فضای نمایش را عوض می کند و اغلب با نورپردازی های متفاوت همراه است .
نوع طراحی صحنه و دکور نیز متناسب با بستر نمایشنامه صورت گرفته و به لحاظ زیباییشناسی بصری طراحی صحنه نمایش ، چشمها را مجذوب خود میکند و این جذابیتها تنها در سطح باقی نمیماند بلکه کاربردی است زیرا اتفاقات نمایش در اتاق ملکه رخ می دهد و دور تا دور فضا با ستون های بلند که نمادی از کاخ است ، پوشانده شده است .
در وسط صحنه نیز ما با باکسی (box) مستطیل شکل روبرو هستیم که روی آن پرده ای قرار گرفته است و با نورپردازی حضور ارواح را نمایان می کند و گاه با ورود شخصیت ها مخاطب را غافلگیر می کند .
میزانسنهای فردی و گروهی بازیگران تماما حساب شده و هوشمندانه طراحی شده است . زهرا شایان فر به عنوان نویسنده و کارگردان نمایش در نوشتن متن و متعاقبا در اجرا و هدایت بازیگران و انتخاب میزانسنها کاملا موفق است . او نمایشی را به روی صحنه برده است که در وهله اول روایتگر تاریخ است و در پس آن مفاهیم بسیاری را از زندگی امروز ما مردمان این سرزمین بیرون کشیده است از حرص به قدرت رسیدن و طمع های شخصی تا از بین رفتن عاطفه و احساس بین افراد جامعه . او توانسته نمایشی سرگرمکننده و قصه گو را به نحوی بسیار ساده و روان به روی صحنه ببرد .
شایان فر در کارگردانی و انتقال مفهوم و محتوای نمایش بسیار خوب عمل کرده است . او مخاطبش را گمراه نمی کند و مخاطب را به درستی از روند داستان آگاه می کند . این اتفاق و بازگشت او پس از سالها به صحنه تئاتر در مقام کارگردان آن هم با اجرای چنین اثری ، درخور تحسین است.
نسترن داوودی – دپارتمان نقد تئاتر فستیوال