یادداشتی بر نمایش " بیستون می تازد " به کارگردانی امین رضایی

بیستونی بلند قامت اما نحیف


%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d8%af

” بیستون می تازد ” اثری خوب اما شتاب زده است .
این نمایش به داستان زندگی خسرو پرویز ساسانی اشاره دارد .

کارگردان قصه را حول محور خسرو پرویز و فرزندش روایت می کند و همچنین گریزی به داستان خسرو و شیرین می زند و شخصیت های خیالی اش را یک به یک در کنار هم قرار می دهد ، تا مخاطب شاهد قصه ای باشد که اندکی در خواب و اندکی در رویا می گذرد .
” بیستون می تازد ”  گروه توانمندی دارد که هر یک به تنهایی از پس نقش خود برآمده اند ، ولی متاسفانه نتواسته اند منسجم و هماهنگ با هم پیش بروند و نمایشی قابل توجه را در کنار هم اجرا کنند . در حالی که از بازیگر کودک این نمایش تا بازیگر با تجربه آن هر یک به خودی و خود بازی خوبی را از خود ارائه می دهند ؛ اما از کنار هم قرار گرفتن این تیم نتیجه موفقی حاصل نمی شود . در صحنه هایی که بازی خوبی از بازیگران نمایش می بینیم ، باز هم به دلیل عدم پرداخت صحنه ای ، نمی تواند مخاطب را به خود جذب کند .

نویسنده و کارگردان این نمایش با در نظر گرفتن جذابیت های داستانی ، دست بر سوژه ای تاریخی گذاشته است اما به دلیل تسلط نداشتن بر سوژه ما در این نمایش با گونه ای سردرگمی و ضعف در پرداخت موضوع مواجه می شویم .
” بیستون می تازد ” طراحی صحنه سنگین و هماهنگ با سوژه انتخابی نمایش دارد ، طراحی صحنه این نمایش به صورت طبقه ای صورت گرفته و این اتفاق کار را هم برای طراحی میزانسن کارگردان و هم برای بازی بازیگران سخت کرده است . اساسا ایجاد چنین دکوری در مواقعی علاوه بر غیرکارآمد بودن ، بازیگر را محدود می کرد ، به طوری که تمام تمرکزش بر سر میزانسن ها و جای گیری در آن لحظه معطوف می شد .
گریم بازیگران نمایش فکر شده صورت گرفته و به نوعی اگزجره است . کارگردان با این طراحی توانسته است زمان نمایش را معین کند .
اما چرا شتاب زده ؟ شتاب زده از این جهت که کارگردان با انتخاب چنین سوژه ای و با توجه به جذابیت های این داستان ، باید می توانست مخاطبش را مسحور خود می کرد ، ولی این اتفاق نمی افتد .

از دیگر اجزاء مهم و پر رنگ این اثر می توان به موسیقی آن اشاره کرد . که کمک بسزایی در پیشبرد قصه و ایجاد ریتم در نمایش می کند . موسیقی منطبق است بر سوژه ، ریتم قصه و ضرب آهنگ بصری نمایش و این در لذت بردن تماشاچی از نمایش تاثیر کمی ندارد .

” بیستون می تازد “در آغازی خوب دارد ، اما به مرور هم از جذابیت قصه کاسته می شود و هم ریتم آن ، کند و یکنواخت می شود . زیرا کارگردان نتوانسته از لحاظ محتوایی بسیاری از مسائل مهم تاریخی را پوشش دهد و جذابیت قصه و اجرا را به رخ مخاطب بکشد به همین خاطر ویژگی های مثبت این نمایش نیز کمکی به روند قصه نمی کند و نمایش ” بیستون می تازد ” در اجرای جشنواره ای خود ، نمایشی متوسط باقی ماند .

نسترن داوودی – دپارتمان نقد تئاترفستیوال

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *