حداقلِ تئاتر ِلهستان، در رقابت با کل تئاتر ِایران


نقدی بر تئاتر “اوراتوریو پیتان”  از کشور لهستان

لهستان1

یک میزانسن اپراگونه، یک نمایشنامه با چاشنی اساطیری، با چندین و چند خواننده و بازیگر.

گرچه کار “اوراتوریو پیتان”  از سایر کارهای تئاتر  لهستان که تاکنون دیده ایم پایین تر بوده است، اما همین چند کلام فوق از غالب که هیچ، از تمام تئاتر فجر برتر است.

کار”اوراتوریو پیتان” همانند اکثر کارهای لهستانی مبتنی بر بازی بدن – حرکتی است و بازی های درخشان، با آکسان های مخصوص اینگونه تئاتر، در انتقال سوژه به مخاطب بسیار موفق بوده است.

بازیگران این تئاتر با اکت های به جا و مناسب، با کمترین دیالوگ، بیشترین انتقال مفهوم را به تماشاگر القا داشتند. به طوریکه اکثریت تماشاگران بعد از اجرا راجع به فرم کار و بازی صحبت می کردند.

صحنه ای شلوغ با دکوری ساده (تنها چهار صندلی در جلوی صحنه که به احتمال قریب به اجبار در اجرای تهران تحمیل شده بود.) و در این صحنه ی شلوغ، بازیگران با حفظ رکورد درست خود نه در آن اندک دیالوگ، نه در خوانندگی شان و نه در حرکت در روی سن با هم تداخلی نداشتند.

این حداقل های بازیگری که در تئاتر معاصر ما به کمی یافت می شود، در این نمایش به درستی، ساده و روان، بی هیچ کم و کاستی اجرا شد و این نشان از پختگی تئاتر لهستان دارد. هر بازیگر به درستی می دانست کجا بخواند، کی نخواند، کجا حرکت کند و کی بایستد. هر بازیگر پارتنر یا سایر همبازی های خود را به درستی می شناخت و در یک فضا، متفق، نه متحد به اجرا می پرداخت. هرکدام از بازیگران نقش خود را به درستی بازی می کردند ، نقشی واحد را که توسط گروهی همخوان اجرا می شد.

خواننده های اثر، خواننده های اصلی و پشتیبان اثر به درستی لباسشان به رنگ تیره انتخاب شده بود، که با گروه نوازندگان شباهت پیدا کنند نه با بازیگران. حضور نوازندگان، منهای سولیست ویولن، در انتهای صحنه، نشان از صداقت کار در اجرای یک اثر داشت. اثری که یک واقعه ی اساطیری را برای تماشاگران تعریف می کند، نه اسطوره های نمایشی را. فهم ما به عنوان تماشاگران تئاتر ایران به همان اندازه ی کارهایی است که در طول جشنواره های ایران می بینیم و راجع به آن می خوانیم، نه کار بی ادعا و ساده ی لهستانی که گرچه نسبت به کارهای لهستانی قبلیِ دیده شده در ایران نازل تر بود، ولی کیلومترها با تئاتر روشنفکرزده ی اروتیکِ جفنگِ متلک گویِ گه گداری هم سیاسیِ ما، فاصله داشت .

“اوراتوریو پیتان” داعیه دارِ کار مذهبی نیست. ادا هم در نمی آورد. تبلیغ غیرالهی هم نمی کند، فقط قصه ی کلاسیک- اساطیری معبد دلفی را در فضایی شبه پست مدرن مطرح می کند و تمام ایراد کار هم از همین شبیه بودن می آید کاری که ماهیت اساطیری- کلاسیک دارد باید یا با فرمی کلاسیک و یا مدرن و یا پسامدرن برای تماشاگر اجرا شود، و نه فرمی بینا بین!

متاسفانه اثر “اوراتوریو پیتان”  به مزاج کسانی که منتظر قصه شنیدن، خندیدن، متلک های سیاسی و دیدن صحنه های مهیج جنسی هستند خوش نیامد و همین نگاه های منفعلانه ی مخاطبین شبه روشنفکر تئاتر امروز ایران باعث می شود که بیش از پیش از دیدن کارهای بین المللی محروم شویم.

کار “اوراتوریو پیتان”  هم برای تماشاگرانِ عادی و بی ادعای تئاتر خوشایند بود و هم برای مسئولین. زیرا که “اوراتوریو پیتان”  با بازی های فرمالیستی آن می تواند دریچه ای نو و منطقی نسبت به تئاتر کلاسیک ما با آثار اساطیری منحصر به فردِ ما باز کند، از این رو این مهم (دعوت از گروه لهستانی اجرای تئاتر”اوراتوریو پیتان” ) برای تئاتر ما بسیار موثر است.

ای کاش وقتی بروشوری کامل و بالانویسی به جا بدست مخاطب رسید، از اضافه کردن دو پرسوناژِ تحمیلی ایرانی خودداری می شد. چون نه تنها باعث نزدیک شدن اثر به مخاطب ایرانی نمی شد، بلکه باعث زدگی و وصله پینه ای شدن اثر می شد.

اگر سال بعد کمی جنبه ی عزیزان مسئول و تماشاگر بیشتر شود، می توانیم کاری به مراتب بهتر از گروه های خارجی علی الخصوص لهستانی ببینیم، که لااقل به غیر از بازی ها و موسیقی درست شاهد سایر مزایای ویژه تئاتری، چه در فرم و چه در محتوا ، باشیم.

الف . فرهمند – نویسندۀ مهمان

۸ نظر ثبت شده است .

  1. داریوش می‌گه:

    ما تو ایران اپرا نداریم !! واسه همینه که به هرچیزی زود سر ذوق می آییم مثله نویسنده محترمتون !!!!!!!!!!

    سایتتون خیلی خوب و به روزه جاش خالی بود تو حوزه جشنواره تئاتر فجر

  2. سلما می‌گه:

    گویا برای نویسنده ی محترم مرغ همسایه غازِ و هر اثری که عنوان بین الملل بخصوص لهستان رو بگیره می شه بهترین تئاتر دنیا. خیلی از کارهای جشنواره که تعداد زیادی از اونا از شهرستان اومدند تونستند مخاطب رو درگیر کنندو این تاثیری که ایشون می گویند رو داشته باشند. به جای غرب پرستی به کارهای خودمون بیشتر توجه کنیم!

  3. پروانه می‌گه:

    واقعا بین المللی شدن به چه قیمتی؟! کاملا با شما مخالفم. این گروه موارد ساده ای که نشون دهنده ی احترام به مخاطب باشه رو رعایت نکردند. نه از میزانسن خبری بود نه از دکور درست و حسابی. موضوع رو هم که درست و حسابی نمی فهمی. نوشته ی خانم سام در مورد تئاتر لهستان رو می تونیم نقد بدونیم، تنها تعریف از یک اثر که نشد نقد!

  4. marjaneh می‌گه:

    فرم کار روی من هم تاثیر گذاشت ولی دوسا داشتم داستان را واضح تر بدونم. موسیقی کار هم فوق العاده بود به طوری که تا چند ساعت بعد دائما در ذهن من مونده بود.
    کاش این همکاری ها ادامه پیدا کند….

  5. سعیدلو می‌گه:

    با سلام.
    مرسی از نوشته ی خوبتون. من با شما در مورد جاگیری بازیگر ها کاملا موافقم. در این چند شب اخیر که چند کار دیگر دیدم در تعدادی از این کارها بازیگر های ما دائما در هم گره می خوردند.

  6. مهشید می‌گه:

    سلام.
    من این کار رو دیدم. به زور تونستم بلیط این کار رو تهیه کنم اما واقعا لذت بردم. اصلا خیلی بالاتر از سطح تئاترهای ما بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *