حرکت ِ رو به جلو با چرخ پنجم گاری


اشاره سردبیر : یادداشت زیر را خانم دکتر المیرا نداف ، رییس دپارتمان نقد تئاتر فستیوال ، بنا بر دغدغه ای که همیشه داشته اند و آن هم جایگاه نقد و منتقد در جامعه ی تئاتر است ، نوشته اند . دغدغه ای که از ابتدای شکل گیری تئاتر فستیوال نیز مطرح بوده است و درد ما نیز هست . در روزگاری که بسیاری از بزرگان تئاتر و هنرمندان مطرح این عرصه با مفهوم نقد بیگانه اند ، جوانانی هستند که می دانند تیغ تیز نقد به پیشرفت و تعالی هنر کمک می کند و این یادداشت ، یادی است از این جوانان و بسیاری جوانان دیگر که بی هیچ چشمداشت و ادعایی تلاش می کنند تا بهترین باشند . بنابراین بی مناسبت نیست که این یاداشت را به جای سرمقاله منتشر کنیم و بار دیگر به جایگاه یافتن نقد و منتقد در جامعه ی کوچک تئاترمان امید ببندیم .

به جای سرمقاله

از زمانی که عده ای کوس تئاتر خصوصی را به صدا در آوردند و خصوصی شدن تئاتر را راه نجات این هنر دانستند ، سالن های نمایش خصوصی در گوشه و کنار شهر پیدا شدند .

بررسی درست یا غلط بودن این راهکار را به فرصتی دیگر وا می گذاریم . اما در این میان بررسی نحوه عملکرد سالن های نمایش خصوصی ، موضوعی است که خالی از لطف و فایده نیست .

برای دیدن نمایشنامه خوانی “آرامشی از نوعی دیگر” به تماشاخانه ” هامون” رفتم .

آنچه این اجرا را برای من به عنوان یکی از اهالی رسانه جذاب و به یاد ماندنی کرد ، توجه و احترام مدیریت مجموعه و سایر همکارانش به اهالی رسانه بود . احترامی که تصنعی نبود و برخواسته از آگاهی بود .

چرا که بیشتر مجموعه های تئاتر ، چه گروه ها ، چه مدیران و کارمندان سالن های نمایش ، حضور یک منتقد و یا تحلیل گر تئاتر را چندان جدی نمی گیرند ، ولی اگر یک بازیگر دسته چندم به تماشای نمایش شان بنشیند ، کل اجرای آن شب را به او تقدیم می کند ، حال آنکه منتقد بدون صندلی مانده و بر زمین نشسته است . البته بر زمین سالن تئاتر نشستن برای تماشای اثری درخور توجه و شایسته خالی از لطف نیست ، چنانکه من شخصا نمایش ” مرگ تصادفی یک آنارشیست ” به کارگردانی زنده یاد مصطفی عبداللهی را روی زمین نشسته و تماشا کردم و راضی بیرون آمدم ؛ چرا که این روی زمین نشستن ارزشش را داشت . ولی آنچه در این سطور می نویسم یک دغدغه ی ملی برای تئاتر است . دغدغه ای از سر دلسوزی برای تئاتر سرزمینم .

تئاتری که مثل سایر بخش های فرهنگ و هنر ما ، نقد و منتقد ، برای آن چرخ پنجم گاری هستند ، بی فایده و به راحتی قابل حذف و به قولی حیاط خلوت !! حال آنکه نقد مایه ی پویایی هر امری است اعم از فرهنگی و غیر فرهنگی و بی توجهی به نقد و منتقد منجر به رکود و در جا زدن و نهایتا گندیدن آن امر می شود و هنر در این میانه برای تعالی به نقد احتیاج وافر و غیر قابل چشم پوشی دارد  .

اگر در مجموعه ای علاوه بر احترام به مهمانان ِ بازیگر ، منتقد و اهالی رسانه نیز مورد احترام قرار گیرند و حضور آنان مورد توجه مجموعه قرار گیرد ؛ نشانه ای است از حرکت به سوی جدی گرفتن نقد و به تبع آن ترویج نقد پذیری ، و این گونه می توانیم امیدوار باشیم که تئاتر ما پله های متعددی را رو به بالا ، رو به سوی تعالی طی کند.

و نمونه این رفتار و منش ، اتفاقی بود که برای من و خبرنگار همراهم در سالن نمایش “هامون” رخ داد و جوانانی که این مجموعه را مدیریت می کنند و در آن فعال هستند نشان دادند که دیدگاهی جهانی و پیشرفته به تئاتر دارند و به جایگاه نقد و رسانه احترام می گذارند، دیدگاهی که لاجرم منجر به پیروزی آنان می شود .

سالن های خصوصی ، برای بقاء و دوام نیازمند رسانه اند و کسانی که این مهم را درک کرده و به آن عمل کنند ، قدمی بزرگ از سایرین جلو هستند .

و در پایان صمیمانه امیدوارم که جوانان فعال در مجموعه جوان و نوپای ” هامون ”  در راهی که آغاز کرده اند ، قوی و مستحکم پیش روند و موفق باشند و البته نقدپذیر .

                                              المیرا نداف 

۱۰ نظر ثبت شده است .

  1. سالار می‌گه:

    اون چیزی که ما الان از تئاتر خصوصی میبینیم کاملا اشتباهه و واقعا هر کسی نمی تونه با اداره ی یک سالن تئاتر ادعای تئاتر خصوصی داشته باشه …

    • shams می‌گه:

      Agha shoma fekr konam ta chand sale pish nabudid ke baraye ejraye ye kar majbur budim modat haa va hatta ye sal tu nobat bemunim ke aya nobatemun beshe ya na !!
      Alan hade aqal teedade karha bishtare .

  2. تئاتری می‌گه:

    ممنون از دقت توجه و نظر شما که همواره در نوشته هایتان مشهود است

  3. مهرانه می‌گه:

    Khanum dr , like dari .

  4. Mehrnush می‌گه:

    Vay vali bazi az in salon khusisi ha ro ye seri javune taze be doran reaide micharkhunan. Eftezahan!!!

  5. ساسی می‌گه:

    قبلا هر کی از مامانش قهر می کرد می رفت خواننده می شد ، الانا می رن سالن خصوصی می زنن !

  6. شهابی می‌گه:

    حرف شریفیه . احترام به نقد و منتقد . امیدوارم یه روزی جامه ی واقعیت بپوشه .

  7. عطا می‌گه:

    ای بابا خانم دکتر نقد کجا بود ، کی تو این زمونه نقدپذیره ! فقط به هم می پرن .

  8. پرستو می‌گه:

    الان دیگه مد شده هرکی تا یه متر انبار پیدا میکنه ، سالن تئاتر میرنه … واقعا سالن های خصوصی از استاندارد حداقلی هم برخوردار نیستند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *