فرهاد تجویدی : من خودم می گویم که می خواهم شعار بدهم


فرهاد تجویدی کارگردان و نویسنده ی نمایش ” من ” در بخش مسابقه بین الملل است . این نمایش با بیش از ۵۰ بازیگر و از دل کلاس بازیگری فرهاد تجویدی شکل گرفته است .  تئاتر فستیوال در مصاحبه ی  اختصاصی با این کارگردان از چگونگی شکل گیری این نمایش پرسیده است . متن این گفتگو به شرح زیر است :

فرهاد تجویدی

دلیل شرکت نمایش “من”  در جشنواره تئاتر فجر چه بود ؟

این کار در یکی از مشهورترین سالن های تهران مورد استقبال فراوان قرار گرفت و اهل فن هم از کار خوششان آمد و در جشنواره در بخش مرور آثار پذیرفته شد . در نهایت این نمایش به بخش مسابقه بین الملل انتقال یافت.

این گروه چگونه شکل گرفت ؟

این گروه ۵۵ نفره بچه های کلاس بازیگری من هستند . خروجی کلاس های من یک کار است . در همان ابتدا که با گروه کار میکردم و عناصر بازیگری را یاد می گرفتند ، قرار شد بعد از اتمام کار روی یک متن کار کنیم . این اتفاق مورد غضب عده ای واقع می شد که چرا من نقش ندارم. در این حالت من باید هفت یا هشت متن در دست می گرفتم . گفتم  دغدغه هایتان را بگویید . و این دغدغه ها را  به صورت نمایش درآوردیم .

بسیاری فکر می کنند که این متن ساختار ندارد . من اصلا دنبال متن ساختارمند نرفتم  . چون در اینجا کار بصورت کارگاهی پذیرفته نمی شود من اسمم را به عنوان نویسنده در کار آوردم .  اما ” من ”  در واقع دغدغه  های گروه است و من تنها  آنها را جمع آوری کردم . بعضی ها فکر می کنند که شعار داده میشود . من خودم می گویم که می خواهم شعار بدهم ، کسی نمی تواند به من بگوید چرا شعار داده ای .  خیلی دوست دارم که وقتی یک اثر توسط منتقدین نقد می شود ، نقد آن منتقد نیز توسط تماشاگران نقد شود . منتقدین باید به این نتیجه برسند که چرا این برداشت را دارند ، آیا این کارشناسانه است؟ و یا  این چیزی که من در یک یا دو نقد خوانده ام می توانم آن را به همه کارها بسط  بدهم .

تهیه کننده ای خارجی  این کار را دیدند ، همچنین خانم بوردن از هلند نیز به تماشای این کار نشستند . این افراد شکل دیگر کار را می دیدند . من تصویری از اتفاقاتی که گذری از کنار آنها رد می شویم را کار کردم  و اصلا مهم نیست که این اتفاقات به هم ربط داشته باشد . من خواستم بگویم که در جامعه هرکس درد جداگانه ای دارد که در واقع مشترک است . بعضی ها فکر می کنند این من ، “ما” نمی شود اما این درد مشترک ماست .  تمام دردهایی که نشان دادم برای ما است ، درد مشترک همه ی ما نه برای من برای او . منظور از “من”  این است که هر کسی فکر می کند که باید خودش دیده شود و این درد فقط برای اوست و همه باید این درد را ببینند . در حالیکه در اینجا می خواهیم بگوییم این درد مشترک است ، درد ما است . زلزله، یک درد مشترک است ، همه ما شدیم ، کمک نمی کردیم خیلی ها زیر آوار می ماندند . خیلی ها نظرشان این بود که من باید تنها به دو مورد عمق می دادم و فقط به همان می پرداختم . هرکسی از ظن خود یار این نمایش می شود ، یکی دغدغه ی کتاب نخواندن جامعه را دارد می گوید ، دیگری بحث فوتبال دارد و آن صحنه را انتخاب می کند . این نمونه ای بود برای اینکه بگوییم ما درگیر این مسائل هستیم.

کنار هم قرار گرفتن ۵۵ نفر در این گروه چه سختی هایی را با خود به همراه داشت ؟

شما از کسی که با چهار نفر کار می کند بپرسید که چقدر کار سخت است . حال با ۵۵ نفر کار کردن چقدر می تواند سخت باشد ؟ جالب این است که ۲۵ نفر آنها تنها دو هفته است که به جمع اضافه شده اند .

پس بازیگرها برای جشنواره فجر تغییر کرده اند ؟

بله . خیلی چیزها نیز به کار اضافه و از هرکس بر اساس توانایی اش استفاده کرده ام . برای این گروه به اینگونه ذهنیت شکل گرفت که تئاتر یعنی ما . تئاتر من نیست ، تئاتر ما است .

آیا سالهای گذشته در جشنواره شرکت کرده بودید ؟

بله، پینوکیو  دروغ بگو، بوق .

امسال کیفیت جشنواره را چگونه ارزیابی می کنید ؟

من هنوز کاری ندیده ام اما تمایزی که این جشنواره دارد این است که تعداد آثار بخش مرور زیاد شده و من فکر می کنم اینگونه بهتر است . امسال در بخش مرور خیلی ها اجرا رفتند و به نظرم توازن برقرار است .

برای بهبود جشنواره در سال های بعد چه پیشنهادی دارید ؟

فکر میکنم بخش مرور خیلی خوب است و انگیزه ای  می شود برای دیگران که کار کنند و  کار پخته تر  روی صحنه بیاورند . نه اینکه یک کار عجولانه را به جشنواره بیاورند . من اگر بخواهم جشنواره ای راه بیاندازم از هر گروهی که در طول سال کار کرده اند ، دعوت میکنم تا بیابند و کارشان دیده شود . در این  شرایط کسی معترض نیست که تنها دو ماه وقت داشته است . پلاتو نداشتم و نتوانستم تمرین کنم . وقتی بخش مرور باشد ، سه ماه تمرین می کنند و یک ماه  هم اجرا میرود و دیگر بهانه ای ندارد.

حرف  پایانی ؟

من خوشحالم که به بچه های  “من”  ثابت شد که اگر برای همدیگر کار کنند و به همدیگر کمک کنند ، میشود و بدانند که تعهد اخلاقی شان نسبت به جامعه چیست . حتی اگر متنی نباشد دغدغه و تعهد  داشته باشند که کار شکل بگیرد . اساسا ذات تئاتر همین است . این دغدغه ی فردی بعد به جمعی و بعد به نمایش بسط پیدا کرد . کسی نمی تواند روی صحنه خودنمایی کند . این مقداری سخت است چون همه می خواهند تلاش کنند که دیده شوند . به همین خاطر بدون اینکه به کسی باج اخلاقی بدهید و بدون اینکه از حیثیت خود افت کنید می توانید در یک عرصه ی بین المللی شرکت کنید و ببینید که این اتفاق می افتد .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *