در گفت و گو با تئاتر فستیوال :

مسعود آشوری : استاد شهرستانی لایه های زیرین متن را برای بازیگران نمایان می کنند .


مسعود آشوری یکی از هنرجویان میکائیل شهرستانی است که نمایش “ملودی شهر بارانی” چهارمین اثری است که در آن به ایفای نقش می پردازد .به بهانهی اجرای “ملودی شهر بارانی”  اثر زنده یاد اکبر رادی خبرنگار تئاتر فستیوال گفت و گویی با این بازیگر جوان داشته است که می توانید آن را در ادامه بخوانید .

تئاتر فستیوال

مسعود آشوری در توضیح پرسوناژ خود در نمایش ” ملودی شهر بارانی ” گفت : مهیار بعد از هفت سال دوری به وطن بازگشته و حالا مامنی برای خانواده مسلم و مرهمی برای آلام میرسکینه و تکیه گاهی برای گیلان میشود در پایان نمایش، مهیار در نمایش بطور اخص پرده دو و سه بعنوان یک قاضی خاموش حرکات و رفتار مادر و برادر خود را رصد میکند و در طول نمایش با اندوخته خود از اروپا و حرفهای گیلان و نظاره کردن خانواده خود به تکامل میرسد تا جایی که در انتهای پرده سه یک تقابل و رویارویی جدی با بهمن دارد و در انتهای پرده چهار گیلان را یه قدیسه میابد و سر به آستانه خاک میگذارد در مقابل او و در اصل در مقابل عشق.
وی در مورد چگونگی نزدیک شدن به پرسوناژ مهیار توضیح داد : برای رسیدن به نقش بی تردید من سعی کردم به حرفهای استاد شهرستانی توجه کنم و از نکات و کدهایی که ایشان در جای جای نمایش برای ما سرگشایی و رمز گشایی میکردن بهره ببرم، و باز به توصیه ایشان برای درک شخصیت بهمن و نگاه فاشیستی او و همچنین اطلاعاتی حاصل کردن از وضعیت اروپا در آن سالها و فجایعی که بدست آلمان ها رخ داده بود کتاب “مرگ کسب کار من” است نوشته روبر مرل را مطالعه کردم و برای آشنایی بیشتر با تفکرات مهیار آثاری از سارتر و رومن رولان را به توصیه و راهنمایی ایشان تورق کردم.
آشوری همچنین در مورد مدت زمان تمرینات نمایش و راهنمایی های میکائیل شهرستانی به خبرنگار تئاتر فستیوال گفت : بیشتر از پنج ماه تمرین مداوم و لاینقطع و در ماه آخر بطور مستمر و هر روز داشتیم . استاد شهرستانی بسیار دقیق و موشکافانه جز به جز و سطر به سطر نمایشنامه و چگونگی احوالات جهان نمایش و روابط افراد نمایش را برای همه بازیگر ها روشن و شفاف میکنند و یک متن دراماتورژی شده منظم را در اختیار بازیگر قرار میدهند.

او ادامه داد : ایشان حتی از یک “واو”به راحتی نمیگذرند و خیلی با وسواس و حساب شده به متن مینگرند. و از بچه ها میخواهند که همه آکسان ها و لحن ها آنچنان که بایسته و شایسته است رعایت شود و البته دست بازیگر را بسته نمیگذارند و با کمال میل به مواردی که بچه ها عنوان میکنند گوش میدهند و اگر مفید به فایده باشد در کار اعمال میکنند، و هرگز با کار و تاتر شوخی ندارند و باید بگویم که افرادی که برای خوشگذرانی وارد این حرفه میشوند به هیچ عنوان جایی در گروه ایشان ندارند. و گاهی اوقات به هنگام تمرین چنان منقلب میشوند که من به وجد می آیم از این همه شور و انرژی و بازیگر نمیتواند در کار ایشان اجرای بدی داشته باشد ، چرا که هر چند بار که بازیگر بخواهد برایش توضیح میدهد و لایه های زیرین متن را پیش چشم بازیگران نمایان میکنند و بسیار از همکاری با ایشان خوشحالم .

بازیگر نمایش “دایی وانیا” در مورد آشنایی با آثار اکبر رادی پیش از بازی در نمایش “ملودی شهر بارانی” گفت : قبل از این چند کار از ایشان خوانده بودم و اجراهایی از متنهای این بزرگوار بروی صحنه دیده بودم و کما بیش با ایشان آشنایی داشتم اما برای این اجرا به توصیه استاد آثار بیشتری از رادی را مورد مطالعه قرار دادم و ایشان اصرار داشتند که بازیگر باید و موظف است با جهان نمایشنامه نویس آشنایی کامل داشته باشد تا بتواند به کدهایی که در متن نمایش مورد تمرین وجود دارد دسترسی پیدا کند، و باز بیشترین بهره را از توضیحات ایشان بردم.
آشوری اضافه کرد : من نمایشنامه “آهسته با گل سرخ” را هم برای یک خوانش چند بار خوانده بودم و شباهت‌هایی بین این کار و “ملودی شهر بارانی” وجود دارد، خوب بالطبع احساس خوبی به “ملودی شهر بارانی” دارم و از استاد رادی بسیار یاد گرفتم . به قول استاد شهرستانی : باشد که از این ره توشه ایی برگیریم و هر کار اندوخته ایی شود در ادامه راه پر فراز و نشیب زندگی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *