جواد انصافی : پیام اصلی نمایش ” چله زری و عمو چله جون “صلح و دوستی است


نمایش “چله زری و عمو چله جون” به نویسندگی و کارگردانی جواد انصافی در دومین روز از هفدهمین جشنواره نمایش های آیینی و سنتی در سالن اصلی تالار محراب به روی صحنه رفت . جواد انصافی در این نمایش آیین شب یلدا را به صورت نمایشی موزیکال برای مخاطبان در آورده است . خبرنگار تئاتر فستیوال به بهانه اولین اجرای این نمایش در جشنواره آیینی و سنتی گفت و گویی با جواد انصافی داشته است که می توانید آن را در ادامه بخوانید :

تئاتر فستیوال

 نمایش “چله زری و عمو چله جون” چطور شکل گرفت و چرا به آیین شب یلدا در این نمایش پرداختید ؟

من حدود پانزده سال است که در رابطه با آیین های ایرانی پژوهش می کنم و تعدادی از این پژوهش ها را به نمایش تبدیل کرده ام و آیین شب یلدا نیز یکی از پژوهش های من بود . همچنین آیین نوروز و چهارشنبه سوری از نمایش های دیگری است که در این زمینه کار کرده ام . آیین های ایرانی همگی پشتوانه علمی و فرهنگی دارند و توان بسیار بالایی در آن نهفته که باید به آن ریزبینانه نگاه کرد . به طور مثال یکی از بحث هایی که در رابطه با آیین شب یلدا داریم و تا به حال در هیچ جایی مطرح نشده این است که می گوییم با آن که یلدا طولانی ترین شب سال است ولی باز هم باید شام سبک بخوریم همان طور که در نمایش هم به آن اشاره شد ، امروز تمام پزشکان دنیا به این نتیجه رسیده اند در حالی که این موضوع که « صبحانه را خود بخورید ، ناهار را با دوستان و شام را به دشمن دهید » از چهار هزار سال پیش در آیین ما گفته شده بود .

دلیل میوه و آجیل گذاشتن در شب یلدا هم همین است که ما سبک بخوریم علاوه بر این در نمایش “چله زری و عمو چله جون” ما در رابطه با خاصیت آجیل می گوییم که چگونه یک کوهنورد می تواند با یک مشت آجیل به کوه رود . و حتی من خود دیده بودم که آجیل به دلیل خاصیتی که دارد در جیره های جنگی نیز استفاده می شد و اگر در محاصره می ماندند تا دو روز می توانستند زندگی کنند . پس آجیل یک اهمیت خاصی دارد ، مقوی و مغذی است . در فرهنگ ایرانی نیز این قضیه خیلی جا افتاده است یعنی ما آجیل شب چله ، آجیل چهارشنبه سوری ، آجیل عید و آجیل مشکل گشا داریم یعنی هر کس که مشکلی دارد در هفت شب جمعه نیت می کند و از آن آجیل استفاده می کند و مشکلش برطرف می شود . پس آجیل همیشه در همه این موارد در شب مصرف می شود چرا که می گویند این غذای شب است و باید در شب خورده شود ، در شب غذای پرحجم نباید خورد و همان طور که دکترها می گویند باید کاهو یا میوه بخوریم .

از شخصیت های چله زری و عمو چله جون که موضوع اصلی نمایش حول محور آن ها می گردد ، برایمان بگویید .

شخصیت های چله زری و عمو چله جون از ظرافت های دیگر این نمایش هستند ، این دو شخصیت زیر ۸ سال سن دارند و در آن زمان بوسیله قرعه کشی آن ها را انتخاب می کردند .

چله زری سنبل سرماست یعنی این که او دشمن ماست و ما می خواهیم که این دشمن را از خانه و شهرمان بیرون کنیم ولی نمایش به ما می گوید : ” به دشمنت هم زیبا نگاه کن ” . یعنی زیبا تر از این نداریم که چله زری لباس عروس به تن داشته باشد مفهوم آن این است که به چله زری و عمو چله جون مانند یک عروس و یک داماد نگاه کنید ، نباید به آن خصمانه نگاه کنید . حتی در وقتی که او را از شهر بیرون می کنید باید بیرون کردن آن ها به شادی باشد ، مانند این قسمت نمایش که می گوید : ” چله برو به شادی ، از این دیار و وادی ” یعنی همه به این خاطر که او را بیرون کرده اند دست می زنند و می رقصند ولی او را با شادی بیرون می کنند ! و بعد می گویند که سال دیگر دوباره به شادی بازمی گردی .

در واقع پیام اصلی این نمایش ، صلح و دوستی است همانطور که مولوی می گوید : ” از محبت خارها گل می شود ” و یا سعدی می گوید : ” دشمن دانا بلندت می کند / بر زمینت می زند نادان دوست ” این نمایش نیز می گوید که این دو دوست هستند که با ما این طور رفتار می کنند یعنی اگر با دشمن درست رفتار کنید دوست شما می شود و در دراز مدت حامی شما می شود . این یک فرهنگ بسیار غنی است که از ۴ هزار سال پیش داریم و یا مسائل دیگری که در این کار می بینیم . به همین دلیل من آیین های ایرانی را بسیار دوست دارم و می دانم که همه این آیین ها محتوای خاص دارند به همین خاطر سعی می کنم که بر روی این آیین ها کار کنم .

همچنین در آیین های ایرانی در مورد شخصیت های برجسته ای که سیاه بازی می کردند ، کار کرده ام ، شخصیت هایی مانند تلخک ، کل عنایت شاه عباسی که سال گذشته در جشنواره به روی صحنه بردم و یا شخصیت جوحی که در مثنوی مولوی به آن اشاره شده و در دو جشنواره قبل آن را کار کرده بودم یا کریم شیره ای ، لوطی صالح و… که به مرور زمان حتما روی آن ها کار خواهم کرد .

به نظر شما در اجرا چه مقدار توانستید در انتقال مفهوم مورد نظرتان به مخاطب موفق عمل کنید ؟

من فکر می کنم ۹۰% از تماشاچیان ، قصه را متوجه شده بودند و برایشان مفهوم بود چون در خیلی از قسمت های نمایش سکوت می کردند و یا در قسمت های دیگر نمایش دست می زدند و این نشان می داد که نمایش را فهمیده اند . ما در این نمایش حتی از ساده ترین فرم هایی که وجود داشت استفاده کردیم برای مثال قسمتی که در نمایش آیین کلوچه را مطرح کردیم یک پیام اخلاقی و پزشکی داشت به این صورت بود که در آیین ما ، به تعداد نفرات کلوچه درست می کردند و بین مردم تقسیم می کردند وتنها در یکی از این کلوچه ها خرمهره می گذاشتند چون می خواستند به همه یاد دهند که لقمه هایتان را کوچک کنید و بعد بخورید ، کلوچه را کامل داخل دهانتان نگذارید چون ممکن است خرمهره داخل آن باشد و شما آن خرمهره را بخورید . به این بهانه به همه یاد می دهند که آرام بجوید . همه این ها از ساده ترین موضوعات تا علمی ترین و روانشناسانه ترین موضوعات آیینی و سنتی است .

در رابطه با شکل گیری شخصیت یاقوت که در بسیاری از  نمایش های ایرانی همچون این نمایش شاهد حضور آن هستیم و همچنین دیگر نقش های مکمل این اثر برای ما توضیح دهید .

یاقوت شخصیت برجسته نمایش های ایرانی است و همان طور که از نامش پیداست اسمی خاص دارد مانند شخصیت هایی چون مبارک ، زمرد و الماس . چرا اسم این شخصیت ها را اصغر یا بیژن نمی گذارند ؟ به این خاطر که این شخصیت ها مانند الماس درخشنده هستند یا مانند یاقوت قیمتی . یعنی این شخصیت قیمتی و ارزشمند است به همین دلیل از دیرباز این اسم ها را برای این شخصیت ها می گذارند .

 در واقع شخصیت ” یاقوت ” سنبل توده زجر کشیده و ستمدیده مردم است ، سنبل آزادی و فریاد . کسی که از میان مردم آمده و به بین مردم می رود .

همه شخصیت های داستان “چله زری و عمو چله جون ” سندیت دارند ، برای مثال سندی را پیدا کردم که می گوید فردای شب چله پادشاه فرش سفیدی می گستراند و در بین مردم می آمد و بارعام می داد و می خواست که بدین وسیله مردمی شود ولی در میان مردم افرادی که بادمجان دور قاپچین بودند ، نمی گذاشتند ، این ها همان آدم هایی هستند که من در این داستان به هر کدام از آن ها شخصیت داده بودم مانند داروغه ، وزیر و … هر کدام از این بادمجان دور قاپچین ها اطراف پادشاه می چرخند تا بلکه به یک نوایی برسند و نمی گذارند که مردم اصلی صحبت کنند . همه این ها بر مبنای واقعیت بوده است  .

به نظر  شما در آیین های سنتی چه موضوعات دیگری وجود دارد که هنوز به آن پرداخته نشده و لازم است تاکید بیشتری بر آن حوزه شود ؟

موضوعات بسیاری وجود دارد . برای مثال وقتی که من آیین نوروز را کار کردم تا به حال آیین نوروز آن طور که من نگاه کردم ، پرداخته نشده بود . یعنی من مسائل علمی آن را می دیدم . به عنوان مثال ، در خانه تکانی فرش هایمان را با چوب می زدیم و خاکشان را می گرفتیم و بعد می شستیم . چون اگر اول خاک فرش را نگیریم وقتی آن را می شوریم رنگ قاطی می کند . این یک بحث علمی است .

سبزه سبز کردن تنها نماد بر سر سفره نیست در اصل در آن زمان یک آزمایشگاه کوچکی بوده که مادران ما انواع و اقسام سبزه ها را سبز می کردند و نسبت به آب و هوای آن سال می سنجیدند که کدام بهتر سبز شده و در کشاورزی آن را می کاشتند مثلا آن کسی که تهران زندگی می کرد می گفت : ” ما امسال جو و عدس می کاریم ” و یا بندرعباسی ها ماش و نخود می کاشتند ، هر کدام از آیین های ما چون چهارشنبه سوری ، سیزده به در ، مهرگان ، یلدا ، یور ، یاوری این چنین است وهمه این آیین ها به انسانیت ، اتحاد و همبستگی برمی گردد .

چطور می توانیم نسل جوان تئاتر را به سمت نمایش های آیینی و سنتی سوق دهیم ؟

وظیفه اصلی بر عهده ی وزارت فرهنگ و ارشاد است که متاسفانه زیاد روی این قضیه کار نمی کند همچنین متاسفانه جشنواره ما به جای آن که سالانه باشد ، دو سال یکبار شده است و این خیلی بد است . باید برای جشنواره جوایز مختلف بگذارند تا جوان ها جذب شوند و به جوان هایی که پژوهش می کنند و کار آن ها برمبنای پژوهش است جایزه های خوبی دهند ولی وقتی هیچ کدام از این اتفاق ها نمی افتد ، دیگر برای جوان ها فرقی نمی کند .

دومین مسئله این است که رادیو ، تلویزیون و مطبوعات روی این قضیه کار نمی کنند این روزهای جشنواره باید همه مطبوعات و رادیو ، تلویزیون ما راجع به هر کدام از این اجراها جلسه بگذارند ، بحث و نقد کنند یعنی باید بیایند و من را به چالش بکشند که چرا و به چه دلیل این قسمت نمایش به این شکل بود ؟  من هم برای آن ها دلیل بیاورم . وقتی که کارها اینطور نقد و بررسی شود همه مردم علاقه مند می شوند .

متاسفانه دانشگاه های ما هم همین سستی را دارند یعنی ما واحدی در رابطه با این موضوعات نداریم که حتما باید داشته باشیم .

نمایش ” چله زری و عمو چله جون ” در چه زمانی و در چه سالنی اجرای عموم می رود ؟

ما درخواست کردیم که اجرای عموم این نمایش آذر ماه باشد ولی فعلا موافقت نکردند . برای تئاتر شهر و سنگلج اقدام کردیم ولی هیچکدام موافقت نکردند و گفتند که جا ندارند .

۶ نظر ثبت شده است .

  1. صدرا گفت:

    اگر بخوایم واقع بینانه به این قضیه نگاه کنیم می بینیم که اینطور تاتر ها خیلی وقته که مشتری های خودش را از دست داده. پس کمتر سالنی برای این نمایش ها سرمایه گذاری می کنه.

    • ایرانگرد گفت:

      فرهنگسازی نیازه دوست من. فرهنگ سازی نیاز داریم تا هم آیین هامون را دوباره به زندگی بر گردونیم و هم تماشاجی ها را به سالن بیاریم.

  2. Barnabas گفت:

    Mer30 az mosahebe khubetun.

  3. تیموری گفت:

    ما خیلی از آیین ها و رسوم گذشته خود را نمی شناسیم و اینکه حال به آقای انصافی سالن داده نمی شود که این آیین ها را به کودکان ما آموزش دهد واقعا جای تاسف دارد.

    • شیما گفت:

      همینکارارو میکنن که هنرمندا منزوی میشن دیگه. مگه ما تو ایران مثل جواد انصافی داریم که این آیین ها رو بدونه و بخواد فعالیت کنه!

  4. م.شهرانی گفت:

    جواد انصافی منو یاد بچگیام میندازه. خدا حفظشون کنه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *