يادداشتی بر نمایش "بازگشت در چهارشنبه آخر سال " به کارگردانی رضا حسینی

انتظاری که برآورده نشد


یادداشتی بر نمایش “بازگشت در چهارشنبه آخر سال ” به کارگردانی رضا حسینی

به بهانه اجرایش در سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84

” بازگشت در چهارشنبه آخر سال ” در متن و فرم روایت قصه ، گرچه کم ، اما به شکل مشهودی به آثار رادی شباهت دارد . روایت قصه ، فضا و زمان و مکان رخ دادن آن ، شخصیت ها و … متاثر از آثار رادی است ، البته تنها مشقی است از روی دست رادی ، چرا که ضعف هایی دارد که به کلیت اثر آسیب می زند .
” بازگشت در چهارشنبه آخر سال ” قصه ی ساده ای دارد ، این ساده بودن در لایه ی اولیه خوب و دلچسب است اما علی رغم تلاش نویسنده و در ادامه کارگردان اثر ، برای خلق تعلیق ، افزودن پی رنگ ها و خرده پی رنگ ها و به این وسیله ایجاد گره و نفس گیر جلوه دادن فضای نمایش ، موفقیت چندانی در این زمینه بدست نمی آورد .
نحوه ارائه قصه ، میزانسن ، حتی طراحی نور و صحنه و تیپیکال بودن پرسوناژها در حدی که قصه و تعلیق های احتمالی اش را از همان ابتدا لو می دهند و دیالوگ نویسی های ساده برای نمایشنامه ، ما را از ابتدا با اثری مواجه می کند که قصه اش را از آغاز تا پایان می توان حدس زد و این گونه می شود که به علت صحنه ثابت و بدون کوچکترین تغییر حتی در آکسسوار و و نورپردازی ثابت و … چشمان مخاطب نیز با اتفاق جدیدی روی صحنه روبرو نمی شود . پس قصه که از اول لو رفته است ، صحنه که ثابت است ، شخصیت ها و بازی ها نیز تیپیکال هستند و تماشاچی می ماند و چند شوخی و چند صحنه به ظاهر احساسی و همین .
” بازگشت در چهارشنبه آخر سال ” می توانست اثری قابل توجه در سی و پنجمین جشنواره تئاتر فجر باشد ، چرا که برای قابل توجه بودن از قالب های ساده نمایش ایرانی فاصله نگرفته است و قصه گو است و در پی ارائه پیام های فلسفی عجیب و غریبی نیز به مخاطب نیست ، بلکه قصه می گوید و حال در آن میان هر کس می تواند لذت خاص خودش را از آن ببرد .
اما نویسنده نتوانسته است نمایشنامه ای محکم و مبسوط بنویسد و ساده بودن و روان بودن را با سطحی بودن اشتباه گرفته است . اتفاقات و تعلیق ها را زود لو می دهد ، شخصیت پردازی ها ناقص است و برای مخاطب سوال های بی جواب بسیاری باقی می گذارد و در کارگردانی نیز به جای بهره بردن از فرم برای القا معنای و حس های مورد نظر نمایشنامه ، به دام دیالوگ های سطحی می افتد که همین دیالوگ ها جذابیت حداقلی اثر برای تماشاچی ( پیدا کردن قاتل و پی بردن به اصل ماجرا ) را از بین می برد و دست صاحب اثر را رو می کند .
” بازگشت در چهارشنبه آخر سال ” آسیب اصلی را از نمایشنامه خورده است ، نمایشنامه ای که با کمی تلاش و دقت می تواند به یک اثری صحنه ای قابل قبول تبدیل شود و انتظار تماشاچی را تئاتر مشهد برآورده کند ، انتظاری که در این اجرا برآورده نشد .

آرزو شفق – دپارتمان نقد تئاترفستیوال

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *