يادداشتى بر نمايش "دوازده"به کارگردانی جواد خروشا

قضاوت بین واقعیت و حقیقت


یادداشتى بر نمایش ” دوازده “به کارگردانی جواد خروشا به بهانه اجرایش در سی و پنجمین جشنواره تئاتر فجر

تئاتر فستیوال

قضاوت در خصوص اجرای نمایش ” دوازده ” همچون مضمون نمایش کاری دشوار است ، چرا که شاید اشاره به نواقص اجرا از حوصله خواننده این یادداشت خارج باشد ، اما آنچه باید اتفاق بیفتد ، تجزیه و تحلیل اجرا و نقد آن است که نگارش آن را الزامی می دارد .
نمایش ” دوازده ” برگرفته از نمایشنامه “دوازده مرد خشمگین” اثر رجینالد رز یک تئاتر اجتماعی است که سوژه خوبی را مورد بحث قرار داده است . پرداختن به چنین سوژه ای به خودی خود این نمایش را متمایز کرده زیرا کارگردان بر سوژه ای قابل تامل دست گذاشته که برای مخاطب ایرانی که غالبا احساس را در قضاوت خود دخیل می کند ، ملموس است و از گونه مسائلی است که می‌تواند با تماشاگر حس ارتباط ایجاد کند .

” دوازده ” جلسه هیات منصفه دادگاه را به نمایش گذاشته که قرار است اعضای هیات منصفه آن که هر کدام از طبقه اجتماعی متفاوتی هستند در آن رای به اعدام یا بخشش پسری نوجوانی که مضنون به قتل پدرش است ، بدهند و حکم را به دادستان اعلام نمایند . در ابتدا مخاطب به عنوان یکی از اعضای هیات منصفه خود را درگیر قصه می بیند و با آنها همراه می شود .

” دوازده ” اثری دیالوگ محور است که ریتمی کند ، طراحى حرکت و میزانسنی ساده دارد . شاید بتوان گفت که کارگردان خواسته است که تمام توجه مخاطبش را متمرکز بر قصه و شخصیت های نمایش ، روند تصمیم گیری و قضاوت آنها بین واقعیت یا حقیقت کند و به همین خاطر با توجه به طولانی بودن متن و پر پرسوناژ بودن نمایش،  ریتمی نسبتا کند را برای کار انتخاب کرده است و هدفش این بوده که مخاطبان را همچون پرسوناژ های قصه از این همراهی خسته کند .

تا اینجا شاید عملکرد کارگردان به درستی صورت گرفته باشد اما نمی توان از عدم خلاقیت او در طراحی صحنه و نورپردازی ناقص گذر کرد . در این نمایش که مخاطبان خود را یکی از اعضای هیات منصفه می دانند لازم است در صحنه هایی از نمایش با نورپردازی درست و اصولی این دیالوگ بین تماشاچی و فرم اجرایی بیان شود ؛ یعنی به گونه ای کارگردان می بایست تماشاچیان را در این قضاوت دخیل می کرد . ولی متاسفانه در مدت ۸۰ دقیقه شاهد هیچ خلاقیتی در این رابطه نیستیم . همچنین طراحی ساده صحنه نیز روند نمایش را یکنواخت جلوه می دهد و کارگردان را مجاب به طراحی میزانسن و حرکتی محدود کرده است.   .

کارگردان نمایش ” دوازده ” در پرداخت قصه ، ارکان اصلی قصه پردازی را رعایت کرده ، نقاط اوج و فرود داستان نیز به درستی صورت گرفته و در هر نقطه پیامی را در خود بنا نهاده است که قابل بحث است . کارگردان نمایش تمام تلاش خود را در شخصیت پردازی دوازده پرسوناژ قصه کرده است ، در قسمت هایی از نمایش شاهد دیالوگ گویی بازیگران خطاب به مخاطبان هستیم که مستقیما شغل پرسوناژها و یا توضیحی در رابطه با معرفی پرسوناژها بیان می شود ولی به دلیل پرداخت نادرست ، مخاطب از این اتفاق جا می خورد و آن اثری را که باید بر تماشاچی می گذارد .

” دوازده ” با بازی بی نقص وحید آقاپور و محمدرضا مالکی عمیق نگاه کردن و سریع تصمیم گرفتن را به مخاطب خود گوشزد می کند . این نمایش از پایان بندی خوبی برخوردار است و در صحنه ی پایانی ، مجدد ما را با صحنه ی اولیه اجرا مواجه می کند صحنه ای که جلسه هیات منصفه است با یازده رای موافق و یک رای مخالف و در پایان نمایش با یازده رای موافق و یک رای مخالف نمایش پایان می یابد گویی این روند در قصه ادامه دار خواهد بود و بار دیگر تکرار خواهد شد . این را می توان یک پایان بندی زیبا برای نمایشی خوب دانست .

مرجان سادات هاشمی – دپارتمان نقد تئاترفستیوال

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *