یادداشتی بر نمایش " شیشه " به نویسندگی و کارگردانی امیر دژاکام

دغدغه مند ، جذاب ، دوست داشتنی


%d8%b4%db%8c%d8%b4%d9%87

” شیشه ” یک  تئاتر اجتماعی است . یک مونولوگ جذاب که به سوژه ای قدیمی می پردازد . سوژه ای که در چند سال اخیر مجددا مطرح شده و نمود بیشتری پیدا کرده است و آن همانا مهاجرت است . مهاجرتی که بیشتر به شکل پناهندگی مطرح می شود .

امیر دژاکام غرق شدن پناهندگان در دریا را دستمایه سوژه نمایش اش قرار داده است و با استفاده از فرم روایی مونولوگ مخاطب را به بطن شخصیت نمایش می‌کشاند . پرسوناژ نمایش هرچند به ظاهر نخبه است ، اما یک آدم معمولی است ، یک آدم معمولی با تمام دغدغه ها و غم ها و شادی های معمولی و با همان میزان دل نگرانی و دغدغه های جهانی و صلح و نفرت از جنگ و جنگ زدگی .

دژاکام دچار شعار دادن نمی شود و این چیزی است که ” شیشه ” را جذاب می کند . همه چیز را همان گونه که هست بازگو می‌کند ، قضیه را نه حماسی می‌کند ، نه شور برمی انگیزد و نه اضافه گویی دارد .

پرسوناژ نمایش ” شیشه ” فقط یکی از هزاران نفری است که با رویای زندگی بهتر دست به مهاجرت و پناهندگی زده است و ناکام مانده است و چنان که مطرح می‌کند هر کس دیگری می توانست جای او باشد و بمیرد ، اما این تقدیر برای او رقم خورده است .

این مونولوگ با صدایی تقریباً مونوتون روایت می‌شود و شکلی نجوا گونه و واگویه به خود می گیرد . استفاده از موسیقی در این اثر درست ، به جا و حساب شده است و به خوبی می تواند مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد . شناسایی و شکل دادن به شخصیت در حد و اندازه ی کافی و به موقع صورت می پذیرد و حتی می تواند در مواقعی حس همزاد پنداری را در مخاطب بر انگیزاند .

اما آنچه در نمایش برای مخاطب بی پاسخ می‌ماند استفاده از یک بازیگر خارجی و انگلیسی حرف زدن در طول اجرا است . در حالی که شخصیت نمایش ، ایرانی است و در ایران زندگی می کرده است و تمام خاطراتش از زندگی و کار و درس خواندن در ایران گذشته است . پس لزوم استفاده از بازیگر خارجی چه بوده است ؟ صرفاً ایجاد جذابیت و متفاوت شدن اثر ؟! این اتفاق اگر با توضیحی همراه نباشد ، برای مخاطب قابل قبول نیست .

البته دژاکام می توانست با تغییر مکان نمایش از ایران به کشوری دیگر این انتخاب را توجیه کند و شکل منطقی به اثر بدهد ؛ اما این اتفاق نمی افتد و در تمام طول اجرا تماشاچی نمی فهمد چرا وقتی در کل اثر توجیه شده نیست و برخلاف نمایشنامه هم هست ، باید با یک بازیگر خارجی و زبانی بیگانه به دیدن نمایش بنشیند .

از این که بگذریم ” شیشه ” را می توان یک نجوای تاثیرگذار در رابطه با یک سوژه اجتماعی و مهم دانست که توانسته است مخاطب را با خود همراه کنند و یا حتی به او تلنگر بزند .

آرزو شفق – دپارتمان نقد تئاترفستیوال

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *