یادداشتی بر نمایش " نگاهمان می کنند " به کارگردانی محمدرضا اصلی :

مخاطب ؛ پرسوناژ اصلی “نگاهمان می کنند”


تئاتر فستیوال

آنچه سبب شده ” نگاهمان می کنند ” به نمایشی خوب و محکم تبدیل شود ، نمایشنامه ای غنی با شخصیت پردازی های بی نقص و قصه ای روان است .

نمایشنامه این نمایش نوشته نغمه ثمینی است کسی که همیشه در پرداخت قصه اش هیچ کم و کاستی باقی نمی گذارد ، ادای کسی را درنمی‌آورد و با زمانه‌اش هم چندان بیگانه نیست بلکه سوژه ای از درون اجتماع را انتخاب می کند و آن را پردازش می کند . ” نگاهمان می کنند ” از نقطه ای آغاز می شود ، خط روایی درستی را طی می کند و کاملا  اصولی به پایان می رسد و می توان گفت با کمترین ایرادی مراحل خلق قصه را سپری می کند .

آنچه این روزها در تئاتر ما بسیار تاثیر گذار و متاسفانه همیشه نایاب است ، استفاده از نمایشنامه ای اصولی است . نمایشنامه ای که تلکیف خود را از ابتدای خلق شخصبت هایش بداند ، نمایشنامه ای موفق است و قطعا می تواند پس از شخصیت پردازی پرسوناژها مخاطب را با خود همراه کند و قصه را برایش روایت کند . در تئاتر امروز ، کمتر شاهد چنین اتفاقی هستیم اکثر نمایشنامه ها بی هویت هستند و مخاطب را به ناگاه وارد خلاء ای غیرقابل توصیف می کنند و به همین خاطر اغلب با شکست مواجه می شود .

اما ” نگاهمان می کنند ”  نمایشنامه ای خوب دارد ، بلکه این نمایشنامه توانسته ، ضعف های جزئی کارگردانی را نیز پوشش دهد و مخاطب را چنان حول محور داستان بچراخد و او را با فضای قصه آشنا کند که جای هیچ اما و اگری باقی نگذارد .

این نمایش مضمونی اجتماعی دارد و به معضلات اجتماعی ، واکاوی زندگی خصوصی افراد در زندگی معاصر اشاره می کند ، از سه اپیزود تشکیل شده و سه اپیزود آن با نخ ارتباطی منطقی به یکدیگر وصل شده اند و هر اپیزود در یکی از سه واحد یک آپارتمان روایت می شود .

تمام اتفاقات این نمایش کاملا واقعی در پیش چشم مخاطب روی می دهد و به نوعی می توان مخاطب را به عنوان یکی از پرسوناژ های پنهان نمایش در نظر گرفت که سوژه نمایش به زندگی روزمره او اشاره دارد و اتفاقاتی را به نمایش در می آورد که برای مخاطب ملموس است .

این نمایش در عین سادگی تمامی اصول را رعایت کرده و با استفاده از طراحی صحنه ای کارآمد ، قصه را پیش می برد . فرم نمایش و خط روایی داستان نیز کلیشه ای نیست ، بلکه بر واقعیتی دست گذاشته که در جامعه ما وجود دارد .

اپیزود سوم را می توان نقطه اوج ” نگاهمان می کنند ” بیان کرد . اپیزودی که تمام اتفاقات را به یک نقطه می رساند و قصه را در آخرین لحظه برای مخاطب بازگو می کند . تا آن لحظه مخاطب را به دنبال خود کشانده و هر لحظه از نمایش آنچه که می باید را به او منتقل کرده است حال نوبت به نتیجه گیری داستان رسیده است و کارگردان کاملا ذکاوت مندانه پیش رفته است .

میزانس های خوب ، دیالوگ های بی مانند ، استفاده به جا از نور و موسیقی و همچنین استفاده از تمام فضای صحنه نمایش همگی در کنار هم سبب شده ” نگاهمان می کنند ” به اثری دیدنی و تاثیرگذار تبدیل شود و مخاطب را تا آخرین دقایق بر روی صندلی خود برای کشف قصه میخکوب می کند .

آرزو شفق – دپارتمان نقد تئاترفستیوال

۳ نظر ثبت شده است .

  1. فرید می‌گه:

    موافقم نمایش خوبی بود . خیلی خوشم اومد

  2. صمد می‌گه:

    خیلی نغمه ثمینی رو دوست دارم . میشه لطفا یک مصاحبه هم با ایشون کنید راجب شهرزاد دو بپرسید ؟

  3. مهردخت می‌گه:

    بابا چقدر کار تکراری اجرا شد تو جشنواره . خود این نمایش سه بار اجرای عموم شده بود . سوسک می شود دوبار فقط تو جشنواره اجرا شد به غیر از اجرای عموم و حالا بقیه کارا …. نود درصد کارا تکراری … چه فایده خب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *