نقدی بر نمایش " اپراتور نسل چهارم " به کارگردانی باقر سروش

تمامْ آری ، کمالْ نه


تئاتر فستیوال

اتومبیلی را فرض کنید که توسط یک کارخانه ساخته شده است . این اتومبیل دارای موتور، چرخ ، صندلی و هر آن چیزی است که صرفا راننده در آن بنشیند و آن را براند. در مقابل همان اتومبیل را فرض کنید که کارخانه سازنده آن  علاوه بر امکانات اصلی ای که باید یک خودرو داشته باشد امکانات ویژه ای برای فراهم کردن آسایش سرنشینان و راننده فراهم میکند.

در هر دو صورت ما اتومبیل داریم. اما در حالت اول، کارخانه فقط ساخت اتومبیل را تمام کرده است و در حالت دوم اتومبیل به کمال رسیده است.

نمایش ” اپراتور نسل چهارم ” بنا بر تعریف فوق نمایشی است که صرفا تمام شده است و با کمال خود فاصله دارد.

دغدغه اصلی این نمایش مسائل سیاسی است که به بهانه (!) قصه ای اجتماعی -که ای کاش قوی تر پرداخت می شد – بیان می شود. از نام نمایش پیدا hست که نسلی سوخته مد نظر است که در طول نمایش متوجه می شویم علت عدم موفقیت این نسل ریشه در تصمیم گیری های غلط پدر خانواده دارد.

اولا نمایش به واسطه کاراکترهای درگیر باهم و نیز اشتباهات فاحش کاراکترها در زندگی خصوصیشان و منفعت طلبی آنها ، ضد پیام خود عمل می کند. که این ضدیت، با تکه پرانی های متعدد و از شور به درشده ی نمایش به “آقا” (پدر خانواده) به اوج می رسد.

ثانیا منظور از دو شیر – که اگر استعاری تر پرداخت می شد بهترمی بود- به هیچ وجه کارکرد خود را ندارد چرا که باید تاثیر موجی که به واسطه آن دو در جامعه ایجاد شده است، در زندگی این خانواده نیز دیده شود. بنابر این “دو شیر” –که به هیچ وجه هنرمندانه بیان نشده اند- به هیچ جای ماجرا نمی چسبند و لاجرم نویسنده- به خاطر شعار های سیاسی ای که می خواهد بدهد و متاسفانه فراتر از شعار نیست- مجبور است این قضیه را به قصه تحمیل کند و با یک وصله پینه به شدت گل درشت این ماجرا را در نمایش بگنجاند . که تیر خلاص این ماجرا منولوگ آخر نمایش است که نه ربطی به قصه دارد و نه ربطی به فضاسازی های نمایش.

نمایش ” اپراتور نسل چهارم ” به واسطه ریتم مناسب و میزانسن های فعال ، همچنین بازی های قابل قبول توانسته است تماشاچی خود را تا حدی زیادی راضی نگه دارد . البته وجود بازیگران چهره در کار را در ایجاد رضایت تماشاچیان نمی توان بی تاثیر دانست. اما دغدغه و سوژه این نمایش به واسطه پرداخت نه چندان خوب هدر شده است و ای کاش که با دقت بیشتر و ظرایف بیشتری این اثر ساخته می شد.

محمدجواد حبیبی – دپارتمان نقد تئاترفستیوال

۱۲ نظر ثبت شده است .

  1. ناشناس گفت:

    من حال نکردم با این کار . نمیدونم چرا پیشنهاد میشود گفتین

  2. علیزاده گفت:

    عالی گفتید . گزیده و کامل . اثر نیاز به پختگی بیشتری دارد و این در متن شما هم کاملا مشخص بود .

  3. لیلا غریب گفت:

    من همیشه بر اساس پیشنهاد های شما نمایش می بینم و تا حالا ضرر نکردم . واقعا از ته دل سپاسگزارم . تو این دوران اقتصادی دیدن یک نمایش بد واقعا باعث افسردگی آدم میشه . خواستم ازتون تشکر کنم

  4. فرهاد گفت:

    ممنون از تئاتر فستیوال

  5. تئاتری گفت:

    یک نمایش شعاری به تمام معنا !! خیلی حوصله سر بره … من ارتباط برقرار نکردم

  6. kati گفت:

    ba in tozihat kheili so so pishnahad mishavad kardiiid !!

  7. غلامرضاپور گفت:

    توضیح ابتدایی نمایش و تشبیه به یک اتومبیل خیلی خوب بود ولی چرا اینقدر کم توضیح دادید . من این نمایش رو دیدم و دوست داشتم مثل همیشه توضیحات جزئی تری تو سایت تون بخونم .
    با تشکر

  8. نیما خداپرست گفت:

    نمایشی خوبی بود اگرچه من هم با نویسنده موافقم که کار ضعف هایی هم داشت

  9. ساسی گفت:

    تیتر جالبی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *