وقتی گروه های شهرستانی ما را به جشنواره فجر امیدوار کردند


یادداشتی بر دو نمایش ” کسی با عصا در شکمم راه می رود” به کارگردانی علی شفیعی و “سیارود” به کارگردانی سینا شفیعی

تئاتر فستیوال

گویا قرار است جشنواره امسال محلی باشد برای درخشش گروه های شهرستانی . خوشبختانه تا به امروز که دو نمایش از گروه های شهرستانی را دیده ام ، هر دو نمایش های قابل قبول و امیدوار کننده ای بوده اند ، نمایش هایی که نوید دهنده ی ارتقاء سطح تئاتر در شهرستان ها می باشند . از همین جا می خواهم به سراغ دو نمایش “کسی با عصا در شکمم راه می رود” به کارگردانی علی شفیعی از شهرستان گچساران و نمایش “سیارود” به کارگردانی سینا شفیعی از کرج بروم .

نمایش “کسی با عصا در شکم راه می رود” از گچساران نمایشی با المان های قومی منطقه بویر احمد است .  از مهمترین شاخصه های این نمایش ، قصه گویی است ، قصه ای مربوط به دوران خان و رعیت . در این نمایش پر بازیگر تمامی بازیگران توانسته اند به خوبی از پس نقش هایشان برآیند و پرسوناژها را برای مخاطب باورپذیر کنند . اگر ضعف هایی نیز دیده شده باشد به دلیل اجرای جشنواره ای قابل چشم پوشی است .

از نکات جالب توجه این اثر طراحی دکور و خلاقیت طراح در  به کار بردن مواد مورد استفاده در دکور همچون پارچه و … است . دکور تشکیل شده از پرده هایی که دور تا دور سن را فرا گرفته اند ، پارچه هایی انعطاف پذیر که به راحتی شکل می گیرند .  کارگردان به خوبی از پس از طراحی میزانسن بر آمده و میزانسنی استاندارد و تقریباً بدون نقص طراحی کرده است . یکی دیگر از بخش های قابل توجه نمایش “کسی با عصا … ” موسیقی نمایش است .  موسیقی که برگرفته از موسیقی محلی منطقه بویر احمد است و در صحنه های مختلف بنا به موقعیت نمایش از آن استفاده شده است . نمایش “کسی با عصا…” در یک جمله نمایشی سرگرم کننده ، قصه گو و پر اکت است که در نهایت مخاطب ، با رضایت سالن را ترک  می کند .

و اما نمایش “سیارود” ،  این نمایش نیز همچون نمایش “کسی با عصا …”  جزء برگزیدگان جشنواره مناطق بوده که از این طریق به جشنواره فجر  راه یافته است . گرچه شاید این نمایش نسبت به نمایش قبلی ،  المان های کمتری داشته باشد اما قصه گو است ، قصه ای که از پس دردی اجتماعی برآمده و حال دراماتیک شده و در برابر چشمان ما بر روی صحنه به نمایش آمده است .

“سیارود” تا انتها مخاطب را با خود به همراه می کشد و هر آن ممکن است با پرده برداشتن از رازی او را غافلگیر کند و این غافلگیری تا انتهای نمایش باقی می ماند . از لحاظ قصه “سیارود” بر روی مسائل اجتماعی چون غیرت و تعصب بی جا متمرکز است.

در این نمایش نیز تمامی بازیگران توانسته اند از عهده وظایفی که به آنها محول شده برآیند . “سیارود” دکوری فعال و پویا دارد و با آنکه دارای  دکوری شلوغ می باشد اما کارگردان تلاش خود را کرده که این دکور مشکل ساز نشود و شلوغ بودن جلوی دست و پای بازیگران را نگیرد .  تنها ضعفی که می توان به این  نمایش وارد دانست ،  مشکل ریتم است .  گرچه این ضعف هم به علت اجرای جشنواره ای قابل چشم پوشی است .

قصه ی نمایش مخاطب را تا انتها با خود همراه می کنو اما کش دار شدن برخی از صحنه مخاطب را خسته می کند و این نشان از زائد بودن  آن صحنه ها  می باشد .  دیالوگ نویسی خوب ، بازیهای باورپذیر و قصه گویی  نمایش  باعث شده است که “سیارود” به یک نمایش خوب بدل شود .

نمایش “سیارود”  و نمایش “کسی با عصا توی شکمم راه می رود” از آثار موفق سی و سومین جشنواره تئاتر فجر به حساب می آیند که گرچه نام نویسنده یا کارگردانان آنها  مشهور نیست  اما همین نیروی جوانی  آنها بزرگ ترین سرمایه ای است که با خود به همراه دارند و مسئولین باید با بها دادن به این استعدادها زمینه ی ارتقاء تئاتر کشور را فراهم کنند .

فرهاد ابراهیمی والا – تئاتر فستیوال

۲ نظر ثبت شده است .

  1. تبسم ش گفت:

    منم دیدم به نظر من هم کار خوبی بود . خوب باشید

  2. جهان گفت:

    دم شما گرم که به ما شهرستانی ها بها میدید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *