راه دشوار از غوره تا مویز شدن


یادداشتی برنمایش “باغ وحش شیشه ای” به کارگردانی سید علی اصغر حسینی

تئاتر فستیوال

نمایشنامه ی “باغ وحش شیشه ای” بی شک یکی از نمایشنامه های معروف و محبوب تنسی ویلیامز است که تا امروز گروه های تئاتری زیادی ، این نمایشنامه را به روی صحنه برده اند . با این حال هنوز هم دیدن اجرایی خوب از این نمایشنامه خالی از لطف نیست . اما بی شک هیچ کس علاقه ای ندارد که از یک نمایشنامه ی خوب یک اجرای بد ببیند ! و این اتفاقی است که در “باغ وحش شیشه ای” به کارگردانی سید علی اصغر حسینی رخ داده است .

کارگردان نمایش ، هنوز غوره نشده ، خیال مویز شدن به سرش زده است چرا که در مرحله ی نخست ، نمایشنامه را تغییر داده است . پرسوناژهایی به نمایش اضافه شده است که تا انتها نمی توان فهمید این پرسوناژها که هستند و یا چه هستند !

نمایش با حرکاتی فرمیک ، از دو پرسوناژ مشکی پوش شروع می شود . شروعی اساسا بی ربط به نمایشنامه و حرکاتی بسیار ابتدایی ، زشت و خنده آور از دو بازیگر بی نهایت کارنابلد ! این پرسوناژهای سیاه پوش ، در مواقعی نقش شیطان ، در مواقعی فرشته ، در مواقعی فردی در گذشته و در مواقعی در خیال و رویا می روند و می آیند ! اساسا معلوم نیست چرا هستند و چه کمکی می توانند به روند اثر کنند .

بازیگران دیگر نیز مبتدی هستند و دقیقا آنگونه بازی می کنند که نباید بازی کنند ! گویا حتی یکبار هم اصل نمایشنامه را نخوانده اند که لااقل بتوانند اندکی به شخصیت پرسوناژها نزدیک شوند . بازی اگزجره و بی ربط بازیگران بدجور توی ذوق می زند . اصلا تماشاگر درکی از ” باغ وحش شیشه ای ” لورا پیدا نمی کند همینطور که درکی از لاابالی بودن تام ندارد . تام کیست ؟! چه می خواهد ؟! چرا به سینما می رود ؟ً چرا پول برق را پرداخت نمی کند ؟! جیم چطور ؟! یک هرزه ی حرفه ای است ؟! چرا اینقدر اغراق شده بازی می کند ؟! چرا پررو و بی حیاست ؟! لورا که اساسا نقشی ندارد . حتی بازیگر نقش لورا در مواقعی فراموش می کند که معلول است و سالم راه می رود ! آماندا نیز تنها داد و فریاد راه می اندازد ، لوس و بی معنا !

گویا کارگردان ” باغ وحش شیشه ای ” جدیدی را کارگردانی کرده است که معلوم نیست نوشته ی کیست ، چه هدفی را دنبال می کند و چه حرفی می خواهد بزند ؟!

بر تمام این اوضاع نابه سامان ریتم کند و میزانسن های غلط نمایش را هم اضافه کنید. در واقع کارگردان می توانست با توجه و تمرکز بر روی اصول و بایدهای یک نمایش ، ” باغ وحش شیشه ای ” را قابل دیدن کند ، اما با شتاب زدگی ، تغییر بی مورد نمایشنامه و تخطی کردن از اصول بدون هیچ پشتوانه ای ، مخاطب را با یک اثر شلوغ و به هم ریخته مواجه می کند .

سعید خالقی – تئاتر فستیوال

۱۰ نظر ثبت شده است .

  1. تئاتر فستیوال می‌گه:

    سلام خدمت مخاطبین عزیز
    به علت بروزرسانی سایت در روز گذشته ، متاسفانه برخی از دیدگاه های شما مخاطبین عزیز حذف شده است . تئاتر فستیوال عادت ندارد نظر مخاطبان را چه مثبت باشد و چه منفی ، حذف کند و به این مسئله افتخار می کند .
    از شما عزیزان تقاضا می شود در صورت تمایل مجددا دیدگاه خود را زیر مطلب مورد نظر بگذارید تا بتوانیم از دیدگاه شما بهرمند شویم .
    از توجه شما همراهان همیشگی تئاتر فستیوال سپاس گزاریم .

  2. ویلی می‌گه:

    بیچاره تنسی … :دی

  3. نقد از شما می‌گه:

    ظاهرا شما با همه ی گروه های جوان مشکل دارید منتقدین تیاترفستیوال عزیز !!
    به هر حال جوان ها هم باید کار کنند و کار بسازنند و تجربه کنند دیگر .
    نباید با لحن توهین امیز و تند جلوی کار کردن انها را گرفت …

  4. teatri می‌گه:

    Merc babate naqde tond o tizetoon.
    kheili aziat shodam moqe didane kar

  5. mehdi می‌گه:

    damet garmmmm vase in titr
    ha ha

  6. حسن مبارکه می‌گه:

    سعید جان مدت ها بود ننوشته بودید
    من نوشته ها و نگاه شما رو به تئاتر دوست دارم
    بیشتر بنویسید
    سپاس

  7. ریحانه می‌گه:

    این دوست عزیز غوره هم نیست…خیلی زوده که دست به کارگردانی بزنه…موافقم شدید با آقای خالقی

  8. rose می‌گه:

    man vaghean nemidonam in didgahe tond az koja miad????
    kheili khoob bood in namayesh
    negahe no va jazzabi dasht
    negahe khodeton ro eslah konid

  9. تینا احمدی می‌گه:

    من عاشق این نمایشنامه هستم ولی در مورد این اجرا… چی بگم؟؟؟!!!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *