ادب از که آموختی ؟ از بی ادبان…


یادداشتی بر نمایش ” بیضایی ” به نویسندگی و کارگردانی محمد مساوات

تئاتر فستیوال

از آنجایی که سعی در مثبت اندیشی و مثبت نگری دارم ، ابتدا از همین زاویه به این نمایش می نگرم :

  1. با وجود دیالوگ های سخت و طولانی و الزام به تند گویی دیالوگ ها ، بازیگران حتی یک تپق هم نزدند و این نشان از تمرین زیاد گروه و وسواس کارگردان روی این موضوع دارد .
  2. با اغماض ، هماهنگی بازیگران در اجرای حرکات فرم خوب بود . (البته بجز یکی از بازیگران زن که کلا از ابتدا تا انتها در همه موارد با گروه ناهماهنگ بود .)
  3. استفاده از سه سازه ای که طراحی شده بود و ترکیب هایی که با آن سه سازه ساخته می شد زیبا بود.

و تمام .

اما نقاط ضعف:

  • اجازه بدهید از پوستر شروع کنیم ؛

کاملا بی محتوا ، بی روح ، نه جداب و نه معرف کار .

  • در ابتدا که نور می آید با صحنه ای مواجه می شویم که کاملا عریان است. حتی راه پله های انتهایی صحنه و دیوارکناری که پر از طناب ها و لوله های متعدد است ، دیده می شود . خب تا پایان باید منتظر شویم تا ببینیم علت این عریانی چیست ؟ و کارگردان آیا می خواهد فضای بصری ایجاد کند یا اتمسفر صحنه وابسته به این عریانی است یا چه ؟ اما در پایان متوجه می شویم که هیچ کدام !!!

لا اقل می شد یک پارچه خیلی ساده ی مشکی جلوی پله ها و روی دیوارها با آن طناب ها و لوله های آویزان ، کشید ؛ که تمرکز زدایی نکنند و حیطه صحنه مشخص و تعریف شده باشد.

  • نور پردازی کار هم در چند جا غلط و بی معنی بود . نورهای موضعی بعضا با تاخیر می آمد و بازیگران در چند جا خارج از نور بودند .
  • به طور کلی در رابطه با موسیقی یک اثر نمایشی – در راستای انتقال مفاهیم مد نظر و تاثیر گذاری و همراه کردن تماشاچی – باید دانست که کجا از موسیقی استفاده کرد ، کجا استفاده نکرد ( و صحنه خالی از هر آوا و صدایی باشد و فقط آمبیانس شنیده شود ) و سوم اینکه از چه جنس صدا ، آوا و چه سبکی از موسیقی استفاده کرد .

که در این نمایش هر سه فاکتور غلط بودند . موسیقی و آوا ها نه زیبا بودند و نه به جا . سکوت ها هم به جا نبود . در مواردی کاملا بی ربط به نمایش و بی منطق . جاهایی که نیاز بود ، مثلا در حین بعضی از حرکات فرم ، موسیقی همراه صحنه باشد تا تماشاچی غرق در نمایش شود ، چنان سکوتی بر سالن حاکم بود که همه چیز را تحت الشعاع قرار می داد و حوصله تماشاچی سر می رفت . ( البته هم خوانی ها هماهنگ و بصورت مجزا زیبا بودند . )

  • حرکات فرم آنقدر زیاد و زیاد و زیاد بود که تماشاچی را فرم زده می کرد . فرم اگر از پس منطق نباشد – منطقی که باید یک اثر نمایشی برای مخاطب خود تعریف کند – به هیچ کار نمی آید . طولانی ، بی ربط ، بعضا ناهماهنگ ، در سکوت ، بدون تصویر سازی و فضا سازی ( به جز یکی از صحنه های دیالوگ رستم که واقعا ترکیب بندی حرکات زیبا بود) و اکثرا بدون موسیقی که نداشتن موسیقی هم هیچ منطقی را دارا نبود .
  • در این نمایش هیچ فضا سازی موثری و اتمسفر قابل تاملی از جانب کارگردان ایجاد نشده بود . اصلا تماشاچیان درگیر با نمایش نبودند . حدود دقایق ۵۰ ، ۶۰ و ۷۰ نگاهی به اطرافم انداختم تا تماشاچیان را رصد کنم ؛ برخی خواب ، برخی سرگرم با تبلت و گوشی و البته برخی هم به صحنه نگاه می کردند .
  • یکی از مهم ترین عوامل جذابیت یک نمایش شخصیت پردازی است ، که در این نمایش اصلا رعایت نشده بود . هیچ تفاوتی بین شخصیت ها به جز قد ، وزن ، چهره و جنسیت وجود نداشت ( به جز ضحاک که متفاوت بود ، هم از شخصیت هایی که دیگران بازی می کردند و هم شخصیت هایی که خود بازیگر ضحاک در طول نمایش بازی می کرد) . حتی هر کدام از بازیگران در ۲ یا ۳ نقش خود هم تفاوتی نداشتند . ( هر بازیگر چند نقش را بازی می کرد . )
  • باید گفت که میزانسن ها دقیق بودند ( البته در صحنه ای قرار بود با شعله ی آتش تصویری خلق شود ولی بازیگران هرچه تلاش کردند ، نشد . ) . به این دلیل این مورد در قسمت نکات مثبت ذکر نشد ، چرا که میزانسن ها فقط دقیق بودند . همین . وقتی میزانسن ، فرم ، موسیقی ، بازی و … در خدمت یک مقصود واحد نباشند ، چه فایده ؟!
  • دیالوگ های عجیب و غریب و ثقیل که به نظر می آید فقط برای نشان دادن و قدرت نمایی نویسنده اند  و نه چیز دیگر . که البته در قدرت نمایی هم موفقیتی را در پی نداشتند .
  • جالبتر از همه اسم این نمایش است ، بیضایی !!!!! که من در این رابطه دیگر هیچ نمی گویم …

در انتها دیدن این نمایش را به همه ی کارگردانان و نویسندگان و فرمالیست های جوان که در پی آموختن و ساختن هستند توصیه می کنم .

چرا که لقمان را گفتند : ادب از که آموختی ؟ گفت : از بی ادبان … و الخ .

محمد جواد حبیبی – نویسنده میهمان

۲۰ نظر ثبت شده است .

  1. moadab می‌گه:

    In naghd besiyar dorost va osulist.in na ye dastan ast va nachizdigeva dar morede onhai ke goftan ishun chizi az naghd va theater nemidunan lotfan etelaateshuno dar in mored bala bebarano

  2. دوستان سلام
    جسارتا عرض کنم همانطور که هر مخاطبی حق دارد نظر مثبت یا منفی نسبت به اثری داشته باشد، هر منتقدی نیز این حق را دارد که از نگاه حرفه ای خود به نقد اثری بپردازد. اصلا فرض بفرمایید همه عالم بیایند و بگویند کاری آنقدر خوب است که جای نقد هم ندارد. شما به خودتان و آن کار شک نمی کنید؟ نباید از فردی که مخالف نظر ما تفکری دارد ممنون بود که حسی متفاوت از آنچه که خود داریم بوجود آورده؟ حتی اگر آن حس خشم باشد… اگر همه یکجور باشیم و مثل هم فکر کنیم همچون مردابی در خود می گندیم. کار یک منتقد به تلاطم در آوردن این آب راکد است و درست زمانی که با کلامشان آتش به جانمان می اندازند فکر ما را به حرکت درآورده است.

    حرمت کارگران فرهنگی را نگه داریم

  3. نرگس می‌گه:

    این چه طرز نقد نوشتنه !! تکه پاره و شکسته و ….

    بهتر نیست شما اول بری نقد نویسی و علمی حرف زدن رو یاد بگیری بعد با این اعتماد به نفس! کاغذایی که سیاه کردی رو منتشر کنی!!
    از تئاتر فستیوال بعید بود چنین متنی رو منتشر کنه !؟!

  4. 0098 می‌گه:

    Intoorike shoma neveshti maskhe namayesh shodiia
    Khodeto gool nazan dooste aziz .

  5. چینی فروشان می‌گه:

    دوست عزبز لطفن سعی در مثبت اندیشی نداشته باش

  6. ادب آموخته ! می‌گه:

    لابد تو هم این نقد بی ادبانه رو نوشتی درس عبرتی باشه برای بقیه نقد نویسا !!!

  7. سارا شریف می‌گه:

    خب که چی ؟
    این الان نقد بود ؟ تازه پیشنهاد هم دادین که : می شد یک پارچه خیلی ساده ی مشکی جلوی پله ها کشید ؟

    • Ali می‌گه:

      Hamine dg aziz
      htazegia harki berahati be khodesh nevisande
      migeo 4khat ensha minevise va tamam .

    • Ptoffosor haghighat می‌گه:

      همین یک تیکه واسه کل مطلبش کافیه که میگه؛حرکات فرم آنقدر زیاد و زیاد و زیاد بود که تماشاچی را فرم زده می کرد
      تنهایی فکر کردی ؟ زیاد و زیاد و زیاد بود ؟ قصه مگه داری می گی ؟

  8. ساینا می‌گه:

    کار بد بود. همییییییییین !

  9. شاعر می‌گه:

    ای بی ادب بکوش تا صاحب ادب شوی … ی بده !?

  10. تئاتربین می‌گه:

    خانواده بسیار نمایش خوبی بود و بیضایی هم.
    بعد از مدت ها باعث شد سنگلج رنگ مخاطب به خودش بگیره.
    به شما هم پیشنهاد می کنم یکبار دیگه کار رو ببینید واقعا!

  11. Shiva sahne می‌گه:

    Vaqean delam mikhast ostad beyzayii boodand va in kar ra mididand

    Namayeshi khalaghane … noavar … formalisti va albate taasir gozar

    Naqde saligheie shoma zire soal bordane khodetoone

  12. داوود رنجبر می‌گه:

    ” کاملا بی محتوا ، بی روح ، نه جذاب و نه معرف کار”

    واقعا که حرف حساب زدی ! دمت گرم

  13. جلال حکمت می‌گه:

    معمولا کارگردان ها و منتقدینی که فقط به یک سبک کاری عادت کردند و دوست دارند نویسنده و کارگردان اثر از همان ابتدا قصه بگوید و برایشان لالایی بخواند ، مخالف چنین سبک های نوآور تئاتری هستند .
    متاسفم برای شما

  14. سپهر می‌گه:

    این نقد واقعا غیرمنصفانه است . بیضایی یه پرفورمنس واقعی بود .

  15. Elahe می‌گه:

    Har ki az rah mirese montaqed mishe. Aqa boro savadeto ziyad kon bad bia dar morede hamchin karaei nazar bede . Plz

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *