عزیز شنگال و مسئله ما


یادداشتی بر نمایش ” عزیز شنگال ” به کارگردانی قطب الدین صادقی

تئاتر فستیوال

تئاتر هنر زنده و پویایی است و شدیدا انسانی .

و انسان با تفکر معنا پیدا می کند و هر تفکری قطعا با مسائل .

تئاترِ بدون مسئله یعنی هیچ برای هیچ .

و مسئله است که هم فرم را می سازد ، هم محتوا .

تئاتر هنر دیروز و امروز نیست ، هنر ” هر روز ” است ، چه نمایشنامه ای باشد با قدمت چند صد ساله و چه به روز باشد و مبتکرانه .

تئاتر هنر زیستن و چگونه زیستن است .

” عزیز شنگال ” ، آخرین اثر دکتر قطب الدین صادقی ، بی شک یکی از به روز ترین و مسئله دار ترین نمایش هایی است که در سی و سومین جشنواره تئاتر فجر شاهدش بودیم . نمایش ” عزیز شنگال ” در واکنش به حمله دد منشانه گروهک تروریستی ، تکفیری داعش بود . گروهکی دیو صفت و افسار گسیخته و ناجوانمرد . که نه ترک برایشان مهم است ، نه کرد ، نه فارس و نه ترکمن . نه مسیحی نه شیعه و نه حتی سُنی .

حمله وحشیانه این بی دین های بی خدا به کردستان عراق و برده گرفتن زنان و تجاوز به آنها و سر بریدن های پی در پی ، فکر ما را نا خودآگاه به سمت حمله وحشیانه مغول ها هدایت می کند ، حمله ای که بی شک هزاران بار رقت انگیزتر و کریهانه تر است .

نمایش دکتر قطب الدین صادقی هوشمندانه کلام ندارد . چرا که با هیچ کلامی نمی توان تصویر رقت بار آن حرامیان را بیان کرد و شیوه انتخاب کاملا به جا و تاثیرگذار رنگ ها نیز مجال به هیچ نماد و نمادبازی را به مخاطب نمی دهد . سر راست و دقیق دردش و مسئله اش را در قالب قصه ای مبتکرانه بیان می کند . قصه ای کاملا کلاسیک و موثر در منقلب کردن تماشاگر .

دکتر صادقی در ”  عزیز شنگال ” با آنکه به دلیل کمبود امکانات ، چه در مجموعه تئاتر شهر و  چه در جشنواره  امسال و با کمال تاسف همه سال ، به گفته خود در ابتدای نمایش نتوانست همه میزانسن های مد نظرش را به اجرا بگذارد ، اما در همین اجرا نیز با میزانسن هایی موثر و ساده توانست مسئله و درد خود را با تماشاگر در میان بگذارد .

مسئله اکراد و کوبانی مسئله همه ما است .

و داعش محصول حرامزادگانی است که به خوبی می دانند چگونه جایگاه اسلام و انسان را متزلزل و پست نشان دهند .

بنابراین کارگردان محترم با درایتی خاص استفاده از پرچم حقیقی آنان که با جمجمه ها مزین شده است – نه اسامی متبرکه  – ، پرده از ماهیت شوم آنان بر می دارد .

در این نمایش کودکی وجود دارد که به مانند همه تماشاگران با بهت به مسائل می نگرد و معلول شرایطی می شود که قبل از آن نیز به انواع مختلف زخم هایی با خود به همراه داشته است . کودک کرد نمایش از همان ابتدا لنگ می زند و لنگ زدنش حکایت از معلولیت های ناخواسته پیشین او دارد . اما کودک توانسته با همان اوضاع ناخواسته قبلی اش به زندگی و کودکی کردن رضایت دهد . ولی کودکی کودک نیز بعد از حمله آن جانیان به اتمام می رسد و تمام زندگی اش تباه می شود . به تصویر  نشان دادن حرامیان و تکفیری های داعش نیز به بهترین شکل صورت می گیرد و حضور بازیگران زن نیز در نقش داعشی ها اشاره خوبی است به حضور افراد مختلف ، از همه اقشار و جنسیت ها در این گروهک تکفیری ، به خصوص که رهبری آنان را فردی بدون نقاب و با ظاهری غیر عرب به عهده دارد که این نشان از هدایت این افراد توسط امپریالیسم دارد و دکتر صادقی نیز به خوبی این گروهک تکفیری و وحشیگری های آنان را با زبان نمایش نشان می دهد .

اما با همه خوبی های فوق الذکر ، در نمایش ” عزیز شنگال ” دو نکته اساسی به چشم می خود که تذکر آنها به کارگردان محترم خالی از لطف نیست .

نخست : افتادن ” عروس کرد ” در نمایش ، که عروس بعد از تجاوز داعشی ها خود را به بالای صخره ای می رساند و تن به خودکشی می دهد ، فارغ از اینکه ای کاش قبل از تجاوز برای حفظ شرف خود ، این کار  را می کرد . ای کاش با پرتاب – واقعی – خود بر روی زمین تماشاگر را با خود بهت زده می کرد ، اما افتادن بر روی شانه های زنان دیگر ، به هر دلیلی اثر را از تاثیرگذاری دور می کند .

و دوم این که : ای کاش نمایش می توانست اشاره ای نیز به نیروهای شجاع و قهرمان ایران عزیزمان نیز می کرد که نه تنها در این غایله مردم کرد را تنها نگذاشتند ، بلکه با انواع کمک های نظامی و مردمی برای نجات بشریت قیام کرده و هزینه های زیادی نیز در این راه داده اند .

البته اجرای نمایشی این چنینی در جشنواره ، دلیل بر کامل بودن آن نیست . یقینا دکتر قطب الدین صادقی برای کامل کردن این اثر راه حلی در نظر دارد . که با کمبود های سالن های تئاترمان نیز به تداخل بر نخورد .

باید منتظر ماند و ” عزیز شنگال ” را در اجراهای عمومی دید . انشاءا…

علی محمد مطلق – نویسنده میهمان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *