“هتلی ها” ی دوست داشتنی


یادداشتی بر نمایش “هتلی ها” حمیدرضا آذرنگ

به بهانه اجرایش در سی و چهارمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

نقد نمایش هتلی ها - فجر 34

 در یک اثر نمایشی اصلی ترین و مهم ترین رکنی که می تواند در جذب مخاطب تاثیر گذار باشد و یک اثر نمایشی را به یک اثر قابل دیدن  تبدیل کند ،  قصه است .

 قصه اساسا درام را شکل می دهد و “هتلی ها” یک درام موفق است . نمایش “هتلی ها” قصه گو است و در نتیجه مخاطب را با خود همراه می کند و خسته نمی کند . در بیان قصه اش از نوستالژی نیز بهره می برد برای همراهی بیشتر مخاطب و در این امر هم موفق عمل می کند . علاوه بر این ها از دکور خوبی هم بهره برده است ، یک دکور دو طبقه که دو نسل را به تصویر می کشد ، معنادار و کاربردی . البته شلوغ و پر هزینه . فضای رئال اثر با دکور رئالی که تعریف می شود هم خوانی دارد اما به واقع می شد بخش هایی از دکور حذف شود و فضای خلوت تری را به تصویر بکشد .

“هتلی ها” روایت آدم هایی است که گویا به هیچ کجا تعلق ندارند و در هتلی که از دید دیگران منحوس است به طور موقت اسکان یافته اند . “هتلی ها” گویا روایتگر انسان است ، گم  شده در تاریخ : گذشته ، حال و آینده !

در طبقه فوقانی دکور ، دو دختر را می بینیم که در همان اول می فهمیم هر یک به تنهایی زندگی می کنند و حال با تعریف قصه ای وارد زندگی یکی از دختر ها می شویم .

 در طبقه زیر‌ین ، خانواده ای را در دهه شصت و یا اوایل هفتاد می بینیم که به مرور خط ربط دو طبقه را به دست می آوریم . داستان اصلی در گذشته (طبقه زیرین) می گذرد ، در شب تولد دخترکی ۱۰ ساله در شرایطی که پدر و مادر از هم جدا شده اند و دخترک هنوز از هیچ چیز خبر ندارد .

و درست از همین جا است که سیل سوال ها سرریز می شود و تبدیل به پاشنه آشیل نمایش “هتلی ها” می شود . زن و مردی از دو فرهنگ متفاوت با دو دیدگاه متفاوت با یکدیگر ازدواج کرده اند . زن ، در بحبوحه ی سال های بعد از انقلاب ، پاتوق حسینیه ارشاد و تفریحش کتاب های شریعتی و دانشجوی ممتاز دانشگاه .

مرد ، پیشینه ی قدیمی ندارد  ، عرق خور است . گویا لاابالی ، شکست مالی خورده است و دانشجوی ممتاز دانشگاه !

این دو که گویا تنها نقطه اشتراکشان ممتاز بودن در دانشگاه است ، یکی نماد روشنفکری است و دیگری نماد لاابالی گری ، با یکدیگر ازدواج کردند و بعد از حداقل ده سال از هم جدا شده اند . چرا ازدواج کرده اند ؟! چرا جدا شده اند ؟! چرا دیگر حرف همدیگر را نمی فهمند ؟! چرا ناگهان کلمات قلمبه سلمبه می گویند و دم از ائدئولوژی می زنند ؟!

کارگردان نمی تواند جواب این سوال ها را در نمایش بدهد ! شاید چون جوابی ندارد در انتها مرد می رود و زن دوباره ازدواج می کند با یکی مثل خودش ! یعنی راحت ترین راه فرار از کلاف سردرگم قصه !

دو پرسوناژ فرعی نیز داریم که اساسا بار طنز قصه را به دوش می کشند . طنزی که تنها به خاطر نوستالژی بازی رخ می دهد و مخاطب را به خنده وا می دارد .

کمند امیر سلیمانی ( که در اجرای جشنواره جایگزین آناهیتا همتی شده است ) و سام کبودوند ، دو تیپ موجود در نمایش هستند که اساسا هستند برای خنداندن مخاطب . پس هیچ تلاشی برای شخصیت سازی دو پرسوناژ صورت نگرفته است ، اغراق شده و در حاشیه !

نور پردازی “هتلی ها” از نقاط قوت نمایش به حساب می آید . حساب شده عمل می کند و چشم را همان جا می برد که کارگردان می خواهد . بازی بازیگران نیز قابل قبول است و باور پذیر .

در مجموع “هتلی ها” را می توان یک نمایش موفق دانست ، نمایشی که می توان از تماشایش لذت برد و در نهایت راضی از سالن خارج شد . به خنده هایشان خندید و با گریه هایشان ، گریه کرد . نمایش “هتلی ها” می توانست یک نمایش قابل قبول باشد ، اگر نویسنده کمی از شتاب زدگی در نوشتن می کاست .

فرهاد ابراهیمی والا – دپارتمان نقد تئاتر فستیوال 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *