یادداشتی بر نمایش " غرب مغموم " به کارگردانی علی پیله ور

“غرب مغموم” ی که ما را شاد کرد


تئاتر فستیوال

اینکه گروهی جوان ، بی هیچ ستاره و چهره ی مشهوری و تنها و تنها با تکیه بر متن نمایشنامه و بی بهره جویی از طراحی های رایج میان جوانان تئاتری و اقتباس های اغلب اشتباه و اما پرمدعا از نمایشنامه های معروف و تنها و تنها با تکیه بر قصه گویی و وفاداری به متن و قصه ، می توانند هر نوع از تماشاچی را حدود ۱۱۰ دقیقه در سالن نگه دارند و با قصه و البته بازی های خوب و گاهی نسبتا خوب خود تماشاچی را سرگرم کنند ، امتیاز کمی نیست .

همان بهتر که به قول کارگردان “غرب مغموم” “علی پیله ور” آنها نتوانسته اند نمایشنامه را کوتاه تر کنند و همان بهتر که از سر اجبار ( به قول خودشان ) به کل متن وفادار مانده اند تا هر کس ، چه او که نمایشنامه را خوانده و قصه را می داند و چه او که نمی داند تا پایان سرگرم می شوند و از زمان طولانی نمایش آزار نمی بیند .

پس تا به اینجا ، نمایشنامه ی کامل و قصه ی کامل ، نجات دهنده ی نمایش یک گروه جوان است . در ادامه نیز همین پایبندی به متن و پرده بندی های درست آن و البته ترکیب آن با موسیقی درست در حفظ ریتم قصه و نیز نمایش بسیار موثر هستند به ویژه اینکه انتخاب موسیقی به گونه ای است که می شود حال و هوای پرده بعد را حدس زد و با سیر قصه همراه شد .

در ادامه نیز طراحی میزانسن ساده و کاربردی به داد نمایش رسیده است . اینکه کارگردان در حد توانایی خود و گروه بازیگران میزانسن را طراحی کرده است ، در اثر کاهش احتمال خطا ، اجرای یکدستی را ارائه می دهد . گرچه میزانسن خطی و در واقع افقی نمایش گاهی آزار دهنده می شود و نمی تواند روی صحنه عمق یا پرسپکتیو ایجاد کند و در نتیجه چشمان تماشاچی خسته می شود و کمی به ریتم بصری اثر لطمه وارد می کند .

طراحی دکور اما گرچه پرهزینه به نظر می رسد ولی کاربردی نیست و در فضا سازی ایجاد خطا می کند و آنچه تماشاچی روی صحنه می بیند بیشتر از آنکه شبیه به خانه باشد شبیه به کافه است ولی به شکل کلی طراحی به گونه ای است که از تمام آکسسوار صحنه و از تمام نقاط سن استفاده می شود و این نقطه قوت طراحی صحنه و البته طراحی میزانسن است .

بازیگران نیز از دل و جان مایه می گذارند و این نکته بزرگی است که برای بازیگران تئاتر به ویژه برای جوان ترها ، سالنی دور و کوچک با سالنی اصلی و بزرگ تفاوت نکند و آنان از دل و جان و با عشق به روی صحنه حاضر می شوند ؛ چنانکه بازیگران “غرب مغموم” به کارگردانی علی پیله ور اینگونه اند . تنها سطح انرژی بازیگر نقش دختر ( فاطمه میری ) با کیفیت و انرژی سایرین هم خوانی ندارد و از لحاظ کیفی با آنان فاصله دارد ، که البته به نظر می رسد با تمرین بیشتر و همراهی اعضا گروه با هم این عیوب قابل رفع هستند .

چه خوب که “غرب مغموم” نوشته مک دونا را می شود با اجرای گروهی جوان ، به صورت کامل و دست نخورده روی صحنه دید و علی رغم تکراری بودن قصه و حتی صحنه ها ، باز هم لذت برد و به فردای تئاتر امیدوار شد .

آرزو شفق – دپارتمان نقد تئاتر فستیوال

۸ نظر ثبت شده است .

  1. بابک و مانی می‌گه:

    نمایش خوبی بود با اینکه ۱۲۰ دقیقه برای یه کار زیاد میتونه باشه ولی به خاطر احرای خوب و ریتم خوب اصلا متوجه زمان طولانی نشدیم

  2. طهمورس طیبی می‌گه:

    سلام به اقای پیله ور عزیزو خسته نباشید به تئاتر فستیوال
    اقای پیله ور من نمایش شما رو بعد از خواندن این نقد دیدم و بسیار خوشحالم که نمایش شما را از بین این همه نمایش دیدم خوشحالم و بسیار راضی . انشاالله همیشه موفق باشید و باز هم شاهد این نمایش های قوی از شما و گروهتان باشیم

  3. علی می‌گه:

    نمایش خوبی بود . من دوست داشتم

  4. هنگامه می‌گه:

    ماشالله اینقدر سالن زیاد شده و اینقدر نمایش اجرا میشه که آدم نمی دونه چی ببینه … البته تا حالا از مهرهای پیشنهاد میشود شما ضرر نکردم . حتما این کار رو هم جزو برنامه م میذارم ببینم .
    به نظرم در حال حاضر این جوون ها هستند که نیاز به حمایت دارن تا قدیمی تر ها و ستاره ها .

  5. سعید می‌گه:

    واقعا که گروه های جوون خیلی خوبی الان توی تئاترمون فعالیت می کنن ، خوشبختانه .
    این کار هم خیلی امیدوار کننده و خوب بود . من راضی بودم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *