تاریخ انتشار : ۱۵ - اسفند - ۱۳۹۴   بخش : مصاحبه ها

حسین رحیمی کارگردان پر تلاش و حرفه ای تئاتر که از سال ۸۰ با تشکیل گروه تئاتر پاپیون ، در زمینه ی پرورش بازیگران معلول پر توان و اجرای حرفه ای تئاتر با این افراد فعالیت می کند ، تا به حال توانسته موفقیت های بسیاری در جشنواره ی ها خارجی تئاتر کسب کند . بعد از بازخوردهای مثبت نمایش “صندلی ها” در جشنواره ی “کوفار” لهستان و بلاروس و سی و چهارمین جشنواره تئاتر فجر ، او این روزها این نمایش را به اجرای عموم رسانده است . به همین بهانه در گفتگویی خواندنی پای دغدغه ها و مشکلات پیش روی این هنرمند توانمند و پر دغدغه نشستیم که می توانید در ادامه بخوانید :

 حسین رحیمی - صندلی ها

نظرتان درباره اولین اجرای عمومی نمایش صندلی ها چه بود ؟

اولین اجرای مان ، اجرای بدی نبود اما به نسبت اجرایی که در جشنواره تئاتر فجر داشتیم ، سطح توقعات مرا برآورده نکرد . هرچند هم اساتید و هم تماشاگرانی که در سالن حضور داشتند از کار بسیار رضایت داشتند و از دیدن نمایش بسیار خوشحال بودند . با این حال چون من دوست دارم همیشه ایده آل به کار و اجرا نگاه کنم ، احساس می کنم نسبت به اجرای جشنواره ای مان کمی ضعیف ظاهر شدیم .

البته این هم دلایل خاص خودش را دارد . چون مصاحبه است می گویم اگر جلسه نقد و بررسی بود هیچوقت نمی گفتم . به هر حال نبود دکور به کار ضربه زد . متاسفانه  دکور ما از بین رفت . از طرفی قول صد در صد به ما داده شد که در افتتاحیه تالار مولوی اجرا خواهیم رفت ، اما این اتفاق نیفتاد ، سریعا شرایطی فراهم شد و ما جایگزین گروه دیگری شدیم و اجرا رفتیم . در غیر این صورت شاید آن حرارتی که در بچه ها بود ، فروکش می کرد . همه ی این مسائل باعث شد تا در اجرای امروزمان آنچنان که می خواستم و بچه ها به آن بالندگی که باید برسند ، نرسیده بودند . مطمئن هستم که از فردا شرایط مان تغییر خواهد کرد .

چه اتفاقی افتاد که اجرایتان در تالار مولوی کنسل شد ؟

  تالار مولوی برایمان اجرای بازبینی گذاشت . مثل هر سالنی که حق دارد کارها را بر اساس کیفیت ، سیاست یا هر مسئله ی پشت پرده ای که اصلا به من به عنوان کارگردان ارتباط ندارد ، بازبینی کند . به هر حال بعد از بازیینی صلاح ندیدند اجرا برود . بازبین های عزیز و اساتید ۱۵ دقیقه کار را گوش کردند !!! در واقع کار را ندیدند و کار را گوش کردند !!! چون فکر می کنم از اول تا انتهای نمایش مسئله ای پیش آمده بود که نیاز بود سر اجرای بنده باهم صحبت کنند و از دقیقه یک تا دقیقه ای که ما اجرا رفتیم ، داورها با هم صحبت می کردند !!! به آن ها حق می دهم . آنقدر اجرای ما ضعیف بود و آنقدر کارمان بازخوردهای های منفی داشت !! باید هم داورها سر اجرا صحبت می کردند ! بعد از اجرا هم خیلی محترمانه به ما گفتند که کارتان ضعیف است و من این ضعف را قبول کردم و در جلسه ای که با آقای حریری داشتم ، کلامی از کار دفاع نکردم . چون اگر بخواهیم واقع بین باشیم اجرای مان در آن جا اجرای مطلوبی نبود . آن هم بخاطر اینکه بچه ها فقط پنج دقیقه وقت داشتند به سالن بروند و در آن وسعت تالار مولوی گم شدند . عوامل زیادی است که بر روی اجرای ما تاثیر می گذارد . خب آن عامل باعث شد که کار رد شود و هیچ دفاعی هم نکردم .

من هیچ وقت به دنبال این نبودم که با ترحم به کار من نگاه شود ولی این توقع را دارم که به کار ، انـسانی نگاه شود . ارزش و حرمت قائل می شوم برای هر کسی که با هر نظری به کار من نگاه کند . همان طور که پروفوسور ادوارد لوئیس از لندن می آید کار من را در بلاروس و لهستان تحسین می کند یا در جشنواره ی حرفه ای ، به عنوان نفر اول انتخاب می شویم ، همانطور که برای آن ها احترام قائل هستم برای این عزیزان در تالار مولوی هم احترام قائل هستم و دست شان را می فشارم .

مهران قندهاری بازیگر نمایش "صندلی ها"

مهران قندهاری بازیگر نمایش “صندلی ها”

با توجه به اینکه شما دکورتان را قبل از اجرای عموم از دست دادید و میزانسن ها تغییر کرد ، چه مدت زمان داشتید تا قبل از اجرای عموم آماده شوید ؟

 بعد از جشنواره چون هدف ما اجرا در تالار مولوی بود ، تمام میزانسن ها را بر اساس یک سالن بزرگ طراحی کردیم . البته برای این کار هم وقت نداشتیم ولی فکر می کردیم آنجا اجرا می شود . وقتی این اتفاق نیفتاد ، قبل از ما آقای حسین کیانی در این سالن اجرا داشت و  دکور زده بود و حق مسلم ایشان بود که از سالن استفاده کند . ما نمی توانستیم تغییر خاصی به سالن بدهیم و واقعا دست مان بسته بود . یعنی نه می توانستیم از سالن ، بهره وری خاصی ببریم یا با نور بازی های آنچنانی داشته باشیم . فقط و فقط انرژی مان را روی بازی ها گذاشتیم . بازی هایی که در ابتدا چند ماه برای سالن بزرگ تمرین کردیم و بعد ناگهان قرار شد در یک سالن کوچک اجرا شود . این مسئله واقعا بر روی بازیگر به خصوص بازیگر ما اثرگذار است .

نمایشتان در روزهای پایانی سال اجرا می شود که شاید باعث استقبال کمتر از سوی مخاطبان شود ، نگران فروش نمایش تان نبودید ؟ 

این نمایش سه سال است که آماده بود و تقریبا می شود گفت در خارج از کشور حق خود را گرفته است ، چه با اجراها و چه با دعوت نامه هایی که برای آن آمده است ولی هیچ وقت فرصت اجرای عمومی آن پیش نیامد . چون هیچ کدام از مسئولین این جرات را نداشتند تا از این کار حمایت کنند . بنابراین تصمیم گرفتم هر فرصتی که پیش آمد آن را اجرا کنیم که این بچه ها دلسرد نشوند و نگویند مسئولین هنری مملکت خودمان کار ما را نمی بینند !

سوال اینجاست که چرا ما باید به کشور دیگری برویم و هفت دقیقه تشویق شویم و کار در کشور خودمان دیده نشود !!؟ این مسئله می توانست در گروه مان موج منفی ایجاد کند و من بخاطر اینکه این موج را بشکنم و بگویم در کشور خودمان هم هستند بسیار کسانی که کار و بچه ها را دوست داشته باشند ، زمان اجرا آن چنان برایم مهم نبود و به فروش فکر نکردم . بیشتر به دیده شدن و از بین بردن این موج منفی فکر کردم .

در مصاحبه قبلی تان با تئاتر فستیوال از مسئولین خواسته بودید که بیایند و کارتان را ببینند . برای اجرای عمومی این نمایش هم درخواستی از آنها دارید ؟

اتفاقا برخلاف صحبتی که آن موقع کردم ، این بار از تمام مسئولین تئاتری و تمام مسئولینی که به نوعی مدیریت بخش هنری در هر واحدی را بر عهده دارند خواهش عاجزانه دارم اصلا برای دیدن این کار نیایند . واقعا از آنها خواهش می کنم . چون معتقدم مدیریت هنری در مملکت ما مساوی است با دروغ .  وقتی مصاحبه می کنند یا در جایی صحبت می شود می گویند ما به دنــبال این گونه کارها هستیم و چنین کارهایی را ارج می گذاریم ، بعد که پای عمل می رسد میبینیم که چقدر دیدگاه شان نسبت به این کار بد است و چقدر این کار را نمی بینند !!! از حمایت که بگذریم !!! بنابراین من خودم از آن ها دعوت می کنم که برای دیدن کار نیایند .

 من گلایه دارم . قرار بود برای اعزام این کار به لهستان ، از طرف مرکز هنرهای نمایشی حمایت شویم . چه مصاحبه ی عظیمی آقای شریعتی کردند که ما از این کار حمایت می کنیم . بعد از هزینه ی چهل میلیون تومانی گروه ، مرکز هنرهای نمایشی پنج میلیون تومان حمایت کرده و حالا بعد از گذشت هفت ماه ، هنوز این مبلغ را هم پرداخت نکرده است . حالا در پس زمینه من به عنوان یک هنرمند باید از کار و حقی که دارم و به عنوان کسی که یک خبط و اشتباهی  کرده و با این بچه ها کار کرده است ، دفاع کنم . از دیدگاه آن مدیران : اصلا به آنها چه ربطی دارد با این بازیگران کار کرده ام !! اشتباه کرده ام !! سازمان بهزیستی متولی این بچه ها است و در آنجا باید با آنها کار کنند . در واقع هنوز به این دید هنری نرسیده اند . به هر حال یکی از رسالت های ما این است .

رویا حاجی حسین لو بازیگر نمایش "صندلی ها"

رویا حاجی حسین لو بازیگر نمایش “صندلی ها”

جامعه ی ما جامعه ی مریضی است . این را من به ضرس قاطع می گویم . فکر نمی کردم تا این حد مریض باشد ولی وقتی به خاطر پول بخیه ای از روی صورت آن بچه کشیده شد و به تازگی ویدئو آن شکارچی را دیدم که آن سگ را آن گونه مورد ضرب و شتم قرار داده است ، واقعا به این نتیجه رسیده ام که جامعه مریض است . خب پس رسالت هنرمند چه می شود ؟ اینجاست که هنرمند با کار خودش باید رسالت هنری اش را انجام دهد . با توجه با این که بازیگر خوبی هم هستم می توانم بسیار راحت در گروه های مختلف بازی یا کارگردانی کنم و دغدغه ای هم نداشته باشم ، با این حال نه ماه و روزی هجده ساعت با این بچه ها کار می کنم تا به اجرا برسند . این چه دغدغه ای است ؟! غیر از این است که رسالت اجتماعی دارم ؟! پس چرا کسانی که مسئولین اجتماعی و مدیران هنری هستند به آن نگاه نمی کنند ؟! نمی گویم دید ترحمی ، ولی چرا انسانی به کار نگاه نمی کنند ؟؟! متاسفانه در حقیقت اصلا دیده نمی شود و من احساس می کنم مدیریت هنری در ایران یعنی دروغ . پیش فلان مدیر می روم می گوید پول نیست . وقتی شما را به عنوان “مــدیر” منسوب کرده اند ، یعنی باید برای تمامی بخش هایی که مدیریت آن را بر عهده گرفته ای برنامه کاری داشته باشی . وگرنه یک کارگردان را در آن پست قرار می دادند نه یک مدیر را !! فرق شما با من چیست ؟! اگر من را هم در آن موقعیت قرار دهند وقتی پول و درآمد باشد ، خرج می کنم . مدیر باید دیدگاه و برنامه ریزی داشته باشد . نباید اینگونه باشد . واقعا آدم اذیت می شود .

بعد همین کار در جای دیگری مثل جشنواره لهستان اجرا می شود و تماشاگران هفت دقیقه دست می زدند و گروه را تشویق می کنند . خدای من شاهد است . فیلم کار را دارم و می توانم به شما نشان دهم . من بغض کرده بودم . می گفتم چرا در مملکت خودمان چنین نگاهی نمی شود ؟! چرا باید اینجا این قضیه را بفهمند و ما هنوز نفهمیده ایم . نتیجه اش می شود همان شکارچی که آن سگ را مورد ضرب و شتم قرار می دهد . وقتی مدیران ما این هستند ، جامعه ی ما هم اینگونه می شود .

امین جهانگیری بازیگر نمایش "صندلی ها"

امین جهانگیری بازیگر نمایش “صندلی ها”

شاید در اولین اجرای نمایش صندلی ها هنوز پرسیدن این سوال زود باشد که از کارهای بعدی تان بپرسیم . ولی همان طور که گفتید شما در طول این دو ، سه سال بازخوردهای مثبت این نمایش را گرفته اید . از کارهای بعدی تان چه خبر ؟

در حال حاضر چهار کار داریم که نمی دانم کدامشان را شروع کنم و چه اتفاقی برای آینده ی این گروه خواهد افتاد . ” پزشک نازنین ” نیل سایمون تقریبا آماده است و ان شاالله بعد از عید نوروز در یکی از فرهنگسراها اجرا خواهیم رفت . ” آوازه خوان طاس ” اورژن یونسکو ، ” در انتظار گودو ” بکت و “رومئو ژولیت” به نگارش خودم بر اساس متن قدیمی آن را هم مد نظر دارم . نمی دانم برای آینده کاری گروهمان قرار است چه اتفاقی بیفتد و در آینده چه کسانی را در گروه داریم ؟ شرایط گروه ما با هر گروه تئاتری دیگری فرق می کند . ما بازیگر معلولی داشتیم که بعد از نمایش “پرده برداری” آنقدر حالش بد شده که نتوانسته دیگر تئاتر کار کند . یعنی آن مدیر هنری یک لحظه به این فکر نمی کند که خدایی نکرده امکان دارد بچه ای که با من کار می کند ، دو ماه دیگر در قید حیات نباشد !! چرا الان برایش شرایطی ایجاد نشود که اجرایش را برود . بنابراین نمی دانم آینده کاری گروه مان چه شود ؟! این احتمال هم زیاد است که “در انتظار گودو” را با بچه ها شروع کنیم .

فکر می کنید با این همه بازخورد خوب از اجرای جشنواره ، استقبال تماشاگران چطور خواهد بود ؟

من فکر می کنم پروسه تماشاگر تئاتر ، پروسه ای نیست که بگوییم با فلان تبلیغ تماشاگر می آید . آنقدر رسانه ها زیاد شده اند و تماشاگر ما تنبل شده که آمدنش به سالن سخت است . فصلی که ما این نمایش را اجرا می رویم کار را سخت می کند . ساعتی که اجرا می کنیم کار را سخت تر می کند ، کاری که با این بچه ها داریم بازهم مضاعف سخت تر می  شود . تا امروز هم من هیچ گلایه ای از هیچ کس نداشتم . وقتی از من پرسیده اند گفته ام : همه چیز خوب است .

مثل همیشه از رسانه ها و به خصوص تئاترفستیوال تشکر می کنم . از تمامی اصحاب رسانه که کار را بسیار دوست دارند و با ذوق و شوق بسیار می آیند و مصاحبه تهیه می کنند و از بچه ها عکس می گیرند و دوست دارند کار دیده شود . ولی خب زورمان به سیستم هایی که در تئاتر ما پیاده می شود ، نمی رسد .

و صحبت پایانی ؟

روزی که کارمان بازبینی شد ، من خیلی متاسف شدم . یعنی اگر نمایش دیگری بود من کار را قطع می کردم و به داورها تذکر می دادم که اگر شما برای گروه های دیگر هم دارید با این شیوه داوری می کنید و کارشان را اینگونه مورد بازبینی قرار می دهید ، وای به حال آن تئاتر و بدبخت به حال آن تئاتری که شما داور و بازبین آن هستید !! شما که مدرک دکترایتان را از یک مملکت دیگر گرفته اید هنوز نمی دانید که حداقل به کسی احترام بگذارید که هم صنف شماست . شما احترام نگذارید چه کسی می خواهد احترام بگذارد ؟!

وقتی با صدای بلند در حین اجرا صحبت می کنید ، یک لحظه نگاه انسانی به کار نمی شود که بازیگر من دارد آنجا جانش را می دهد . می خواهد حداقل کارش را ببینی و در پایان بگویی عزیزم خسته نباشی ! ولی کارت لایق این نبود که در اینجا اجرا شود . ایرادی ندارد . ولی بازیگر من به جز توهین چیزی ندید . واقعا این موضوع ناراحت کننده است .

 باز هم از همه ، از اساتید و کسانی که تلاش می کنند کار ما دیده شود و در کنار کار ما هستند ، تشکر می کنم و ممنون همگی آنها هستم .



. یک نظر ثبت شده است

  1. elnaz می‌گه:

    تئاتر صندلی ها کار بسیار فوق العاده و عالی بود.واقعا لذت بردم از تموم صحنه ها. پیروز باشید.

نظر شما:





نمــا فــستیوال