تاریخ انتشار : ۱۸ - بهمن - ۱۳۹۴   بخش : مصاحبه فجر 34 - مصاحبه ها

نمایش “آوریل ۱۹۱۲” به کارگردانی فرید قادرپناه و رامین معصومیان که اجرای عموم خود را در تماشاخانه استاد مشایخی پشت سر گذاشت ، یکی از نمایش هایی است که در بخش به علاوه تئاتر فجر به روی صحنه رفت . معصومیان و قادر پناه که علاوه بر “آوریل ۱۹۱۲” ، نمایش “شبی بیرون از خانه” را نیز در این بخش جشنواره به روی صحنه بردند ، در گفت و گوی خود با خبرنگار تئاتر فستیوال ، از “آوریل ۱۹۱۲” ، گروه ریگولیتو و بخش به علاوه تئاتر فجر گفتند .

تئاتر فستیوالآسمان نصیری – تئاتر فستیوال : از اجراها و استقبال عموم نمایش “آوریل ۱۹۱۲” راضی بودید ؟

رامین معصومیان:  بله . ما ثمره ی نه ماه تمرین را آنطور که می خواستیم برداشت کردیم . در تمامی شب ها ، سالن پر بود و مخاطبان راضی بودند . این قضیه در آمارها مشخص است و این یعنی در جذب مخاطب موفق بودیم . هم بچه ها و هم مخاطبان راضی بودند و در مجموع فکر می کنم آنچه انتظار داشتیم را به دست آوردیم .

لطفا از چگونگی نگارش و خلق نمایش نامه صحبت کنید.

فرید قادرپناه:  ما از سال ها پیش ایده ای داشتیم و براساس آن ایده نمایش نامه های مختلفی را خواندیم و از بعضی وام گرفتیم ، ولی مشخصا در شروع از نمایشنامه ی «بازپرسی زنگ می زند _ پریستلی _» استفاده هایی کردیم اما آنچه مسلم است درنهایت متن را کاملا خودمان به صورت کارگاهی نوشتیم . به این صورت که من و رامین بازیگران را در موقعیت A و B قرار دادیم و خود بچه ها در چند ماهی که اتود می زدند با نقش ها زندگی می کردند ، دیالوگ هایی می گفتند و ما داستان ها را رتوش می کردیم و در نهایت این متن به صورت کارگاهی توسط خود ما و بچه ها نوشته شد .

فکر می کنید چقدر در انتقال پیامتان به مخاطب موفق عمل کردید ؟

قادرپناه : ما می خواستیم نشان بدهیم که چطور یک جامعه که می تواند خانواده باشد ، می تواند در به تباهی کشاندن یک شخص موثر باشد . در این نمایش ما سعی کردیم در مواقعی صدای اِوا اسمیت متفاوت باشد و بگوییم که اِوا اسمیت ممکن است هر کسی و از هر قشری باشد حتی کارگرهای یک خانه چه برسد به رییس یک کارخانه . این هدف اصلی ما بود که می خواستیم منتقل کنیم و اینکه چقدر موفق بودیم را باید از مخاطب پرسید  .

معصومیان : و در وهله ی دوم بحث ما محکمه ی وجدان بود که همه ی آدم های یک جامعه که ما در یک خانواده خلاصه کردیم به نوعی درگیر عذاب وجدان هستند در اتفاقی که برای این دختر رقم زده اند . فکر می کنم همه ی آدم ها در زندگی شان به طریقی این عذاب وجدان را درباره ی هر اتفاقی دارند . و ما این موضوع را در یک رابطه ی عاطفی مطرح کردیم که ملموس تر باشد  .

ارزیابیتان از نقش آفرینی بازیگران به چه صورت است و فکر می کنید چقدر در خلق و بروز نقش موفق عمل کرده اند؟

قادرپناه : خط قرمز عصبانیت ما قضاوت درمورد بازیگرانمان است . ما روی بچه ها غیرت داریم چون صد در صد از آن ها راضی هستیم . ما یک تیم هستیم که در کنار هم کار می کنیم و معتقدیم خود بچه ها کار را آماده کرده اند .

معصومیان: اساسا این انرژی از جانب بچه ها بود که ما توانستیم ایده پردازی کرده و کار کنیم . در واقع آنها به ما انرژی می دادند و ما را سر ذوق می آوردند . با این که همه شاغل هستند چون به هرحال هیچ کس زندگی اش از طریق تئاتر تامین نمی شود ،با وجود سختی ها همه منظم و طبق برنامه و با انرژی تمرین ها را پیش بردند و همین باعث می شود که خستگی را فراموش کنیم.

لطفا از سابقه و تجربه ی کارگردانی مشترک و گروه ریگولیتو صحبت کنید .

معصومیان: ده سال از آشنایی ما می گذرد . از دوره های آموزشی و دوره های تئاتر بود که ما کم کم شروع به همکاری کردیم . با یکی دو کار دانشجویی و جشنواره ای شروع شد و بعد درست در خاطرم نیست از سال هشتاد و نه یا نود بود که بطور حرفه ای اولین کار مشترکمان استارت خورد و یکی ، دو سال بعد نمایش “شبی بیرون از خانه” را روی صحنه بردیم و امسال هم که “آوریل ۱۹۱۲” را در پرونده ی مشترکمان داریم . به طور کل فکر می کنیم که هدف و هویت ما در تئاتر به این باهم کار کردن است .

قادرپناه: درواقع ما تصوری از جدا کار کردن نداریم و اگر خدا یاری کند این همکاری ادامه دار است . خارج از بحث تئاتر این همکاری لذت بخش است. در مورد گروه ریگولیتو هم باید گفت هفتاد درصد این بچه ها چند سال است با ما کار می کنند . ۱۰ سال پیش با هم شروع کردیم . ما در حوزه کارگردانی و بچه ها بازیگری و کم کم این گروه شکل گرفت و به اعضا اضافه شد تا اینکه در دو ، سه سال اخیر به یک گروه واحد رسیدیم و به یاری خدا با همین گروه می خواهیم به اهداف بزرگتری برسیم و با یک دورخیز ، پرش بلندتری انجام دهیم . در تئاتر و در هنر ایران جمع شدن یک گروه قوی ، همدل و پرانرژی کار سختی است مگر اینکه همه یک طرز تفکر واحد داشته و ایده آل گرا باشند . خوشبختانه ما به این همدلی رسیده ایم و در کار هیچ وقت نمی بینید که بازیگری فوکوس نابجا بکشد و این موردی است که به دلیل رفاقت و همدلی درخود بچه ها نهادینه شده است . هرچند همین باعث شده دشمن زیادی از بیرون پیدا کنیم اما انشاالله از چشم بد به دور باشیم.

برنامه ای برای ادامه اجرای نمایش “آوریل ۱۹۱۲” دارید؟

قادرپناه : با اینکه پیشنهادهای جدی ای از سوی برخی تهیه کنندگان برای اجرا در سالن های دیگر داریم اما بخاطر هدفی که برای سال آینده درنظر گرفته ایم – که برای مان مهم تر است و کار پخته تری است – و البته نداشتن وقت اجرای دیگری نخواهیم داشت .

نظرتان درباره بخش به علاوه تئاتر فجر چیست و آیا با مشکلات و محدودیت های خاصی از سوی این بخش مواجه بوده اید ؟

معصومیان : این بخش برای ما و خیلی از هم نسل های ما فرصت بسیار خوبی است . ولی وقتی می شنویم در بخشی دیگر بودجه های چند میلیونی بابت هزینه های کار در نظر گرفته شده ، حالا یا از خارج از ایران هستند ، یا از اساتید و کهنه کارهای تئاتر خودمان ، اما برای بخش به اضافه فجر هیچ کمکی نمی شود و حتی از خود دوستان دبیرخانه جشنواره یا اداره تئاتر کسی برای دیدن این کارها نمی آید ، این سوال مطرح می شود که اصلا اضافه کردن این بخش به جشنواره چه لزومی داشته یا چه هدفی را دنبال می کنند . مثلا ما آمدیم دوباره نمایش “شبی بیرون از خانه” را با کلی هزینه برای اجرای این جشنواره آماده کردیم ولی قرار است چه اتفاقی بیفتد ؟! وقتی هیچ حمایتی وجود ندارد . تنها تاثیر این بخش این است که ما پیش خودمان بگوییم به جشنواره راه پیدا کردیم. البته “شبی بیرون از خانه” در بخش مرور پذیرفته شده بود ولی چون کار “آوریل ” ۱۹۱۲در این بخش است ، “شبی بیرون از خانه” را هم بیرون آورده و در همین بخش به اضافه تئاتر فجر گذاشته اند یعنی هر دو کار ما الان در همین بخش است . من نمی دانم در بخش مرور ، کمک هزینه به کارها داده می شود یا نه ، اما هیچ کمکی به ما نشد  .

قادرپناه : اگر حمایت های تماشاخانه مشایخی هم نبود شاید اصلا این اتفاق نمی افتاد . این سالن تا جایی که برایش مقدور بود با ما تعامل داشت و ما حتی تمرینات “شبی بیرون از خانه” را هم در همین سالن انجام دادیم . این کاری است که هیچ سالنی انجام نمی دهد و ما از بابت ارزشی که این سالن برای اجراهایش قائل است، از ایشان سپاسگزاریم  .



نظر شما:





نمــا فــستیوال