تاریخ انتشار : ۲۱ - دی - ۱۳۹۴   بخش : مصاحبه ها

شاید همه ی ما وقتی نام قاسم زارع را می شنویم به یاد بازی او در فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی می افتیم اما باید بدانیم که او فعالیت خود را از تئاتر آغاز کرده و دانش آموخته ی این رشته است . او که در سال گذشته با نمایش “تانگوی تخم مرغ داغ” در صحنه تئاتر خوب درخشید ، به تازگی نیز در نمایش “اروند خون” به روی صحنه رفته است .

او در گفت و گویی مفصل با تئاتر فستیوال در فضای گرم و صمیمی کافه هاوانا ، از تاریخ بازیگری خود گفت که در این میان بخشی از تاریخ تئاتر ایران نیز مرور شد . همچنین در مورد مسائل مختلف تئاتر از مشکلات برگزاری جشنواره ها تا مسئله ی نقد و منتقد و جایگاه مخاطبین تئاتر و … صحبت شد . بخش اول این مصاحبه ی مفصل و طولانی را می توانید در ادامه بخوانید :

به مخاطبین عزیز تئاتر فستیوال پیشنهاد می کنیم خواندن این مصاحبه ی جذاب و خواندنی را از دست ندهند . مصاحبه ای که به قول خود قاسم زارع مفصل ترین و جامع ترین مصاحبه ایی است که در طول دوران فعالیتش در عرصه ی تئاتر داشته است .

تئاتر فستیوال

آقای زارع شما تئاتری هستید و از تئاتر شروع کرده اید ، اما در تئاتر حضور کمرنگی دارید ، دلیل این اتفاق چیست ؟

من از تئاتر شروع کردم ، در تئاتر بزرگ شدم ، در تئاتر خواندم ، آموختم ، یاد گرفتم و کار کردم . خانواده من هم از این کم کاری گله مند هستند و به همین دلیل من سال گذشته در نمایش آقای مرزبان بازی کردم که دچار آن مسائل و درگیری ها هم شد . ولی در تئاتر من پیشنهادی ندارم ، شاید دلیلش این باشد که می گویند قاسم زارع ، سینمایی و تلویزیونی است و بیشتر در دنیای تصویر حضور دارد و بر صحنه نمی آید ولی در حقیقت این طور نیست . اگر کاری را دوست داشته باشم و بخواهم در آن کار حضور داشته باشم قید سینما و تلویزیون را می زنم و این را در تئاتر ” تانگوی تخم مرغ داغ” ثابت کردم . چرا که این کار ۸ ماه طول کشید و در این  ۸ ماه من خیلی از فیلم ها را رد کردم و پای کار ماندم . ” تانگوی تخم مرغ داغ ” قرار بود در جشنواره فجر اجرا شود ، ولی نشد . چون بودجه ندادند . وقتی از آقای مرزبان پرسیدیم که در جشنواره اجرا می کنیم یا نه ؟ گفتند: ” تعطیل کنید ، این ها ما را مسخره کرده اند . می خواهند ۳۰۰ هزار تومان به من بدهند که دکور بسازم در صورتی که غیر از شماها و هزینه های جاری چندین میلیون فقط پول دکور من است . ” بعد گفتند نمی خواهم اجرا کنم . نامه نوشتند و کار در جشنواره اجرا نشد . من پای آن کار ماندم ، نه تنها من ، بلکه بچه های دیگر هم همین طور منهای بازیگرانی که عوض شدند ، آقای نصیریان و زندگانی آمدند ، بقیه ۸  ماه پای کار ماندند . کارم را تا آخرین لحظه به نحو احسن بر روی صحنه انجام می دادم و خودم لذت می بردم .

دلیل اتفاق هایی به این شکل چیست ؟ آیا می توان گفت تمام این مسائل به این دلیل است افرادی در تئاتر فعالیت می کنند که تئاتری نیستند ؟

من در سایت ها ، خبرهایی را که در رابطه با تئاتر است می خوانم . همه مطالب ، درد دل ها و درگیری های مخصوصا جوان ها را می خوانم . خیلی فضای بدی است . بخش دولتی را کنار بگذارید چون با بخش دولتی کاری ندارم . بخش دولتی وضعیت ، شرایط و اوضاعش کاملا مشخص است ، گله مند هم هستیم . در یک مصاحبه تلویزیونی که داشتم هم گفتم که این را درک کنید که حالمان بد است ، حال همه ما در حوزه فرهنگ و هنر بد است ، شما چه کردید ؟ ۳۶ سال از انقلاب می گذرد و در حوزه فرهنگ و هنر علی الخصوص تئاتر در بخش نرم افزاری و سخت افزاری آن چه کردید ؟ گویا فقط به دور خود می چرخیم . اگر نگوییم ۳۶ سال چون جنگ داشتیم ، انقلاب داشتیم ، باید بگوییم ۲۵ سال که کم نیست . هر دولتی هم آمده ، از شکل های مختلف آن به همین شکل بوده است، همه شعار و حرف بسیار برای هیچ و بعد خداحافظ شما . این که بگوییم ” این دولت خوب است و آن دولت بد ” هم نداریم . خانه از پای بست ویران است . برای اینکه حوزه فرهنگ و هنر مسئله و دغدغه ما نیست و جاهایی سد و مسئله ساز است و درگیرمان می کند . مدام باید جواب بدهیم . در حالی که هنرمند در هر جامعه ای باشد گریبان مسئولین آن جامعه را می گیرد . اصلا شک نکنید که این طور است . در پیشرفته ترین کشورها ، مثل فرانسه در حوزه تئاتر شبی سه هزار تئاتر اجرا می شود ، گریبان دولتش را می گیرد . اساسا وقتی در تعریف هنرمند می گویند هنرمند یک قدم جلوتر از جامعه خود است ، همین مسئله است ، به این خاطر که او پیچش مو را می بیند اما جامعه مو را می بیند . مخصوصا در تئاتر که هنری زنده و پویاست سؤالاتش را مطرح می کند . نویسندگان نمایشنامه های جهان ماندگار ترین هستند دلیل آن هم همین است . به طور مثال دقت کنید شکسپیر مربوط به چه زمانیست ، انگار حرف روز را می زند و در شخصیت هایش چه مرد و چه زن فرقی نمی کند . گریبان می گیرد و عنوان می کند و نمایش می دهد و آیینه ای مقابل بیننده و تماشاچی می شود به همین دلیل صد درصد تاثیرگذار است .

تئاتر فستیوال

منافع من در حوزه فرهنگ و هنر تعریف می شود ، اگر این حوزه پرفروغ ، پویا و زنده باشد ، نفس من هم حق است و سرم بالاست . ولی وقتی می بینم و می شنوم این طور رنجور و مریض است و حالش خوش نیست و از آن سوء استفاده می شود حالم خوب نیست . منم رنجور و غمگینم . چون جوانهایی که در این حوزه هستند زیادند ، به همین دلیل وضعیت به این شکل است . در گذشته دو دانشگاه بیشتر نداشتیم ، هنرهای دراماتیک و هنرهای زیبا ، که در حوزه نمایش دانشجو می پذیرفتند . در حال حاضر جدا از آن دو دانشگاه که البته هنرهای دراماتیک در دل هنرهای زیبا قرار گرفت و بعد جدا شد و تبدیل به هنر و معماری شد ، دانشکده های متعددی داریم که در حوزه فرهنگ و هنر و نمایش فعالیت می کنند . جدا از دانشکده های رسمی تا دلتان بخواهد آموزشگاه داریم ، آموزشگاه هایی که هنرجویان بسیاری می پذیرند و یک سال و دو سال بعد از این آموزشگاه ها فارغ التحصیل می شوند ، حال چقدر یاد گرفته اند و توانایی دارند بحث دیگری است . همه این ها وارد میدان فعالیت می شوند و فضایی برای ابراز وجود می خواهند . طبیعی است ، چون هنرمند فضایی می خواهد تا خود را عرضه کند ، کارش ، دانشش ، توانایی اش را عرضه کند و حرفش را بزند . جامعه ما شتاب شدیدی در این بخش دارد و افسار گسیخته به این سمت می آید به طوری که این قضیه به شهرستان ها هم کشیده شده و الان در شهرستان ها انواع مختلفی از این آموزشگاه ها داریم . چون به عنوان داور برای جشنواره ها به شهرستان ها می روم ، این مسائل را زیاد دیده ام . من خودم همدانی هستم و از چهارده سالگی در همدان شروع کردم . در شهر ما یک نفر لیسانس تئاتر داشت و او نه تنها کارشناس تئاتر شهر ما بلکه کارشناس تئاتر استان ما بود ، الان در هر شهرستان کوچکی که می روید سه ، چهار فارغ التحصیل داریم و وقتی از آنها می پرسید که کجا درس خوانده اید ، می گوید در فلان آموزشگاه دوره اش را گذرانده ام و مدعی است . در دورترین شهرستان ها این آدم ها حضور دارند چه برسد به تهران با ۱۲ ،۱۳  میلیون جمعیت روزانه و ۹ میلیون جمعیت شبانه  . حال جوان های این شهر کجا بروند و چکار کنند مخصوصا این هایی که خواسته یا ناخواسته به این حوزه کشیده شده اند ، درس خوانده اند و میدان فعالیت می خواهند تا کار کنند ، همه هم پرمدعا .

من یک مثالی بزنم که به این بحث برسم . من چهارده ساله بودم که وارد فرهنگ و هنر آن زمان شدم یعنی سال ۴۹ . در آن زمان دبیری داشتیم که دبیر ادبیات و زبان فارسی ما بود و خودش هم در زمان خیلی گذشته با محمدتقی کهنمویی تئاتر کار کرده بود . این ها نمایش “سه یار دبستانی” را با کهنمویی و آقای دهقان کار کرده و به روی صحنه رفته بودند . ایشان تئاتری بود و فهمیده بود که من عصرها به فرهنگ و هنر می روم . ما صبح تا عصر دبیرستان بودیم و عصر ها از ساعت ۴ تا ۸ شب فرهنگ و هنر بودیم . ایشان به من گفتند شنیده ام به فرهنگ و هنر برای تئاتر می روی . بعد یک مثال برایم زدند و گفتند : “قاسم زارع هنر قله نیست که فتحش کنی ، هنر اقیانوس بیکرانی است که تو هم در آن افتاده ای .” من آن روز یک جوان چهارده ساله بودم و نفهمیدم که چه می گوید . خندیدم و بچه ها دست زدند و من سر جایم نشستم . الان فهمیده ام که چه می گفت .

خدا رحمت کند زنده یاد سمندریان چیز دیگری مانند همین را می گفت ، که دنیای تئاتر و هنر کهکشان بی انتهاست . و الان من این دو جمله را می فهمم که دنیای هنر ، دنیای ” منم ” نیست ، دنیای این که بگویی من بلدم ، من خواندم و … نیست . جوان های الان دقیقا اینگونه هستند ، نخوانده بلدند . نخوانده همه چیز را کنار می گذارند و نخوانده همه چیز را فوت آبند ، بلدند ، می شناسند . حتی وقتی نمایشی به شکل کلاسیک و سنتی اش به روی صحنه می رود ، برای آنها کهنه است و می گویند این کهنه پرستی را کنار بگذارید ، چیزی که در ” تانگوی تخم مرغ داغ ” شنیدم !

ghasem zare - قاسم زارع - تئاتر فستیوال (8)

 …حال در این فضایی که این همه جوان با این همه ادعا آمده اند و فضایی برایشان نداریم ، به دولت برمی گردیم ، چقدر ساختیم ؟ ساخت و سازهایمان کجاست ؟ چرا نام تالار رودکی را تالار وحدت گذاشتید ؟ به این خاطر که بگوئید ما ساختیم ؟ نه ، اینجا تالار رودکی است و با این امکانات وسیعش هنوز که هنوز است ما از آن استفاده می کنیم . چرا ما سالنی نساختیم که اسمش را وحدت بگذاریم ؟ مال خودمان باشد . با همین امکاناتی که این سالن دارد …

یکبار به آقای مرزبان عرض کردم گویا بسیاری از ما تئاتر کلاسیک را رد کرده ایم ، مدرن را رد کرده ایم و حتی پست مدرن را نیز افرادی ادعا می کنند که رد کرده اند و به فرم جدیدی رسیده اند . ما هنوز کلاسیک را نفهمیده ایم و در فرم کلاسیک مانده ایم .

ببینید من مخالف این نیستم ، من مخالف هیچ جریان تئاتری نیستم اما نه زمانی که یک تئاتر این چنینی ، تئاتر کلاسیک تماما ایرانی که متعلق به ماست و از جایی نیامده است و ریشه در تمام مسائل خودمان دارد ، به روی صحنه می رود و از نظر یک جوان کهنه است ، در حالی که او حتی نمی تواند تئاتر کلاسیک را درست اجرا کند ولی خیلی ادعایش را دارد .

یک زمانی آتیلا پسیانی در گروه تئاتر ” بازی ” اولین پرفورمنس را اجرا کرد و من در آن کار حضور داشتم . در آن موقع که مربوط به ۱۵ یا ۲۰ سال پیش است جوان های آن دوره اصلا  هیچ نمی دانستند ! من می خواهم بگویم که آتیلا پسیانی به عنوان لیدر و سرپرست این قصه تئاتر مدرن و پست مدرن شروع کرد چیزی که در آن طرف مرز تازه داشتند تجربه می کردند به دست ما رسیده بود چون ما متاسفانه همیشه پنجاه سال عقبیم، اما در آن موقع ما پرفورمنس اجرا کردیم . می خواهم بگویم که من قاسم زارع که کوچکترین در این وادی هستم تئاتر مدرن هم بازی و هم اجرا کردم و به صحنه رفتم . مخالف یک جریان فکری اصلا نباید بود . اگر باشید هنرمند نیستید . ولی جوان امروز اصلا بر نمی تابد ، اصلا نمی داند و نمی خواهد . فکر می کند پست مدرن را همین الان خودش بوجود آورده و فقط خودش می فهمد و هیچکس دیگری نمی فهمد و می گوید اصلا من را نمی فهمند !! به همین خاطر است که خیلی از جوان ها صدایشان در می آید که چرا ما را نمی فهمید .

 حال در این فضایی که این همه جوان با این همه ادعا آمده اند و فضایی برایشان نداریم ، به دولت برمی گردیم ، چقدر ساختیم ؟ ساخت و سازهایمان کجاست ؟ من یک بار گفتم چرا نام تالار رودکی را تالار وحدت گذاشتید ؟ به این خاطر که بگوئید ما ساختیم ؟ نه ، اینجا تالار رودکی است و با این امکانات وسیعش هنوز که هنوز است ما از آن استفاده می کنیم . ما چرا سالنی نساختیم که اسمش را وحدت بگذاریم ؟ مال خودمان باشد . با همین امکاناتی که این سالن دارد . این امکانات مربوط به چند سال پیش است و امکانات مدرن روز است و هنوز هم داریم از آن استفاده می کنیم . سالن وحدت به دلیل امکانات فنی که دارد ، اپرا ، باله و انواع و اقسام کارها در آنجا اجرا می شده و در آن زمان احتیاج بوده که امکانات فنی در آنجا به نحو احسن پیاده شود . چرا ما این کار را نکردیم ؟ ما چرا هنوز لنگ تئاتر شهر هستیم که سقفش بریزد بر سرمان و مدام پلاتوهای تمرینش را سالن نمایش کنیم ! همه جای آنجا را می خواهند سالن نمایش کنند . این به این خاطر است که  در بخش سخت افزاری بسیار کوتاهی کرده ایم. من یک بار برای داوری جشنواره استانی رفته بودم مدیرکل آنجا با افتخار ما را به دیدن سالن جدیدی که ساخته بودند دعوت کرد ، این سالن ساخته شده بود ولی به لعنت خدا هم نمی ارزید ! من به مدیرکل هم گفتم و پرسیدم چه کسی اینجا را ساخته ؟ مدیر کل پرسید چطور ؟ گفتم اگر من بودم فردا این را به تعزیرات می دادم ، گفت چطور مگر ؟ گفتم این سالنی که ساختید به لعنت خدا هم نمی ارزد این سالن تئاتر نیست تنها یک سالنی است برای سخنرانی ، سالنی که خوب است که گوشه آن یک تریبون گذاشت و شعر خواند ، همین . گفت نه آقا ما سالن چند منظوره ساخته ایم . گفتم منظورتون از سالن چند منظوره چیست ؟ و بعد گفتم تعریف من از سالنی چند منظوره این است که هم بتوانم فیلم به نحو احسن نمایش دهم و هم موسیقی به نحو احسن و هم تئاتر را به نحو احسن در آن اجرا کنم و انواع و اقسام گالری ها را در اینجا داشته باشم . این کدامیک از اینها را دارد ؟!

ghasem zare - قاسم زارع - تئاتر فستیوال (9)

ما الان می توانیم از اینجا به کدام منظور استفاده کنیم و کدام را می توانیم در این سن اجرا کنیم ؟ پشت صحنه چرا اینقدر ناقص است اصلا شما پشت صحنه ندارید این سالن اصلا آکوستیک نیست و اساسا فنی نیست و مناسب این ها نیست . فامیل مدیر کل ، عمران خوانده و بیکار هم هست و مدیر کل برای ساخت سالن بودجه ای دارد و می دهد به این فامیل که بیا و برای ما یک سالن بساز وآن مهندس عمران اصلا نمی داند که سالن تئاتر یعنی چه ! به مهندسین عمران برنخورد . از این سالن ها فراوان ساخته شده که هیچ کدام به لعنت خدا هم نمی ارزند . من به مسئول مستقیم سازمان فرهنگی هنری شهرداری گفتم ، که خیلی سالن ساختید ولی بدرد نمی خورد و حیف از آن بودجه بیت المال شما که مدام سنگش را به سینه می زنید . ولی چرا حیف و میل می کنید ؟ شهرداری ساخت و ساز زیاد کرده است ولی به درد نمی خورد ، چون فنی نیست . مانند همین سالنی است که عرض کردم ، یعنی سالن های چند منظوره ای که هیچ منظوره است که در آن ها نه تئاتر ، نه موسیقی و نه سینما می توانید اجرا کنید  و نه حتی گالری دارد . هیچ چیز ندارد فقط یک صورت مستطیل شکل است و تعدادی صندلی شیک در آن چیده شده و یک سن باریک دارد و می توانید در گوشه آن یک تریبون بگذارید و در گوشه دیگر آن پرده بزنید .

ببینید اگر هم به سمت ساخت و ساز رفتیم . این چنین رفتیم . غیر اصولی و غیر فنی و در بخش سخت افزاری به دلیل عملکرد های بدی که داشتیم و نداشتیم دچار مشکل می شدیم . نیروی جوان و نیروی کار وجود دارد ولی مکان و جا نداریم .

… بارها به مسئولان سازمان فرهنگی ، هنری شهرداری گفته ام که چرا اصلا تولید تئاتر ندارید ؟! شهرداری بودجه کمی ندارد ، هم پول دارد ، هم مکان و فضا . چرا فعالیت های تئاتری شما در این کلان شهر با این همه نیرو اینقدر کم است ؟! …

همین اتفاق باعث نمی شود که به سمت سالن های خصوصی بروند ؟ نظرتان راجع به سالن های خصوصی چیست ؟

جوان های امروز مانند ما نیستند ، ما وقتی جوان بودیم ، محدود بودیم و تعدادمان کم بود . نیرو ها کم بود ، جمعیت کم بود ، الان جمعیت سه ، چهار برابر شده است . من خودم در سالن قشقایی تئاترشهر که به شکل امروز نبود و به شکل یک مثلث بود ، نمایش اجرا کردم .الان سالنی است و شکل و ظاهری دارد در آن موقع ما ایستاده بودیم و با همان بضاعت کار می کردیم ولی جوان امروز نمی ایستد . جوان الان آمده و فعالیتش را در خانه های کوچکی شروع کرده که فکر می کند اگر دیوار داخل سالنش را بردارد و سالن و پذیرایی و هال مشترک شود دیگر می توان یک سالن ازآن درآورد .جوان های ما به این سمت رفته اند . چون من خیلی جاها رفته ام و دیده ام که تئاتر های خصوصی کوچکی هستند که با یک تعداد تماشاچی محدود و با ۴۰ ،۵۰ صندلی تئاتر اجرا می کنند .

جوان الان راهکارش را در این فضا پیدا کرده است . از طرف دولت و نظام می بیند به جایی نمی رسد پس خودش دست به کار می شود و شرایط را برای خودش درست می کند .

این جوان می خواهد وارد میدان کار شود ما دچار معضل و مشکل در بخش سخت افزاری شده ایم ، به همین خاطر رفته ایم سراغ تئاتر های کوچک. من نمی خواهم بگویم که ما در آن زمان نداشتیم بلکه کارگاه نمایش را داشتیم . در زمان ما هم چنین مکان هایی بود نمی خواهم بگویم که الان درست شده ، ولی تعداد خیلی محدود بود چون سالن های بزرگ و مکان هایی بود که جوابگوی اجرای تئاترها باشد و یا کاخ جوانان هم بود که سالنهایش را مرتب در اختیار گروه های اجرایی می گذاشت و در آنجا کار اجرا می کردند و اتفاقی که الان هم باید بیفتد ولی متاسفانه نمی افتد . مثلا این فرهنگسراهای جدیدی که زیر نظر شهرداری اداره می شوند . بارها به سازمان فرهنگی ، هنری شهرداری و دوستم که مسئول تئاتر شهرداری است گفته ام که چرا اصلا تولید تئاتر ندارید ؟! شهرداری هم کم بودجه ندارد ، هم پول دارد و هم مکان و فضا . چرا فعالیت های تئاتری شما در این کلان شهر با این همه نیرو اینقدر کم است ؟! شما که این همه فرهنگسرا و این همه سالن دارید ! البته نمی خواهم بگویم که اصلا فعالیت وجود ندارد ، ولی فعالیتی که وجود دارد دست به عصاست و مستمر و حرفه ای نیست ، یک زمانی بود که در کاخ جوانان حرفه ای کار تئاتر می کردند ، در کارگاه نمایش به آن کوچکی و همین تالار مولوی به عنوان  بزرگترین جایی که دانشجویان تئاتر کار به آنجا می بردند و در آنجا اجرا می کردند ، تئاترهایشان به تئاترهایی که در سالن اصلی تئاتر شهر  اجرا می شد تنه می زد ، تماشاچی داشت و پرقدرت بود و تمام کسانی که هم نسل من هستند و بزرگان حال حاضر هستند بزرگان آن دوره بودند و به نحو احسن کار می کردند و مدام تئاترهای بزرگ و خوبی را به روی صحنه می بردند .

متاسفانه همه چیز خلاصه می شود در یک جشنواره ای تئاتر شهر که آن هم به ضعیف ترین شکل ممکن برگزار می شود.

بله آنقدر بی سر و صدا و آنقدر در گوشه ها اجرا می شود که هیچ نمادی ندارد . ما جشنواره تئاتر شهر را داریم ولی هیچ سر و صدایی ندارد چون خیلی در خفاست . من به دوست عزیزم اقای کرمی که مسئول آنجاست پیشنهاد دادم که چرا تئاتر حرفه ای راه نمی اندازید ؟ سازمان فرهنگی هنری شهرداری باید تئاتر حرفه ای داشته باشد . بودجه و امکانات که دارید . چرا همه به تئاتر شهر محدود شده اند ؟ یا نهایتا سالن ایرانشهر به آن اضافه شده است .

یا سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه ی هنری ، که امکانات و فضای خوبی دارد ، اما آقای رحمت امینی ، به عنوان مسئول حوزه ی هنری تئاترش را در تماشاخانه سنگلج اجرا می کند . آقا شما چرا تئاترت را در سالن خودت اجرا نمی کنی !؟ خب شما چرا تئاتر حرفه ای راه نمی اندازید ؟ با توجه به اینکه چه بسا بیش تر از اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی و مرکز هنرهای نمایشی ، بودجه فرهنگی به شما می رسد و باید هم داشته باشید . اما چرا تولید تئاتر حرفه ای ندارید !؟

تئاتر فستیوال

به نظر شما دلیلش چیست ؟

من که خارج از حوزه ی مدیریت هستم نباید جواب بدهم . من فرد کوچکی هستم که در این حوزه فعالیت می کند . مدیر ، مسئول و تصمیم گیرنده نیستم . من فریاد می زنم و اعتراض می کنم ! جواب این چرا ها را باید مسئولین بدهند . مسئولینی که تنها به مرکز هنرهای نمایشی بر نمی گردد . ای کاش فقط آنجا بود . چون همه یقه ی آن را می گرفتیم . الان جاهای دیگری هم هستند که باید جواب این چراها را بدهند و مسئله ی تئاتر داشته باشند .

مسئله شان نیست و فقط شعارش را می دهند ؟! مواظب میزهایشان هستند ؟! نگران آن هستند که موقعیت هایشان به خطر نیفتد و مسئله ای بوجود نیاید که سروصدایی بر پا شود ؟! تئاتر چیزی ست که مسئله ایجاد می کند چرا که سوال ایجاد می کند.

به هر حال جامعه ی آزادی هستیم یا نیستیم ؟! حق انتخاب داریم یا نداریم ؟! بنده اجازه دارم شرایط اجتماعی و سیاسی و بقیه حوزه ها را نقد کنم ؟! نقد کنم که چرا من اینگونه ام ؟! جوانم اینگونه است ؟! چرا عصبی ست ؟! چرا بیکار است ؟!

من کوچکترین از همین جا به همه ی مدیران می گویم : مدیران! پشت میزهایتان تا ابد نخواهید بود ! در محدوده ی مدتی که پشت میزتان هستید نام نیک از خودتان به جای بگذارید .  شما تصور کنید که بعد از انقلاب تا به حال چه مدیرانی آمدند و رفتند ؛ چه خوب و چه بد !

متاسفانه مدیران در حوزه ی تئاتر و فرهنگ و هنر دچار مسئله ای به شکل دار و دسته شده اند . از آنجایی که سیاستمداران ما سیاست مدار نیستند و سیاست زده اند و جریان راه می اندازند و قاعده ی بازی سیاست مداری هم بلد نیستند ، به همین دلیل سر همدیگر را می برند ، برای منافع شخصی خود در اصل جامعه را سر می برند . متاسفانه این موضوع رخنه کرده در وادی هنر و فرهنگ . دار و دسته شده ایم . این دسته آن دسته را قبول ندارد ،  سرش را می برد . آن یکی که به قدرت رسید این را سر می برد و نابود می کند .

سیاست و فرهنگ و هنر هر یک حکایت و وادی خاص خودشان را دارند . ای کاش مدیران  و مسئولین ما هرکجا که هستند ، این را یادشان باشد که میزشان موقت است ، برای فرهنگ و هنر قدم بزنند و فکر کنند و وقت بگذارند نه دار و دسته شان ! دنبال خودشان دسته ای راه نیندازند که از من به عنوان مدیر حمایت کنید ، چرا که وابسته به جریانی مشخص و معین شده است . این یک معضل و مصیبت عظما برای حوزه ی فرهنگ و هنر ما ، علی الخصوص تئاتر است . تئاتر شدیدا ضربه پذیر است ، چون رنجور است و توان ندارد . نمی تواند روی پای خودش بایستد .

ghasem zare - قاسم زارع - تئاتر فستیوال (13)

تا اینجایش هم به زور روی پای خودش ایستاده است .

بله . تا ابنجا هم به زور است . می توانیم آن را گسترش دهیم ، نگاه هایمان را عوض کنیم ، بشوییم و شکل دیگری ببینیم و شکل دیگری فکر کنیم . ( باخنده : الان سهراب سپهری به سراغمان می آید ) واقعا اگر مغزهایمان را نشوییم و شکل دیگری فکر نکنیم همین روند است .

من به این دلیل که نمی پذیرم حوزه سیاست در حوزه ی فرهنگ و هنر دخالت کند ، می گویم که نباید اینگونه دید . متاسفانه جوان های ما هم درگیر این ماجرا شده اند و به همین دلیل همدیگر را سر می برند ، یکدیگر را قلع و قمع می کنند . این برای حوزه ی فرهنگ و هنر فاجعه است و از اصل واقعیت دور شده ایم  .

بخش دوم مصاحبه به زودی منتشر خواهد شد .



نظر شما:





نمــا فــستیوال