تاریخ انتشار : ۲۸ - مرداد - ۱۳۹۵   بخش : مصاحبه ها

خسرو امیری ، نویسنده و کارگردان تئاتر که در سال ۱۳۸۳ با نمایش “روی خط خاکستری” جایزه کارگردانی جشنواره بین المللی فجر را از آن خود کرد و سپس این نمایش را در فرانسه به روی صحنه برد ،  این روزها مشغول کارگردانی نمایش “بهشت با طعم چای تلخ” در تماشاخانه ماه حوزه هنری است . به بهانه اجرای این نمایش خبرنگار تئاتر فستیوال با خسرو امیری گفت و گویی در رابطه با سوژه اثر و شکل گیری این نمایش داشته است که در ادامه می توانید آن را بخوانید .

تئاتر فستیوال

خسرو امیری ، کارگردان نمایش “بهشت با طعم چای تلخ” در رابطه با نگارش و کارگردانی این متن گفت : “نمایشنامه “بهشت با طعم چای تلخ” را ۱۲ سال پیش براساس یک داستان واقعی نوشتم ، این متن به داستان کربلای ۴ اشاره دارد . در همان سال کربلای ۴ ، اتفاقی برای دو برادر در دوران جنگ رخ می‌دهد. دو برادر که یکی از آن ها خیلی بدنام و در کار مواد مخدر است و دیگری بسیار خوش نام است و از بچه های جنگ . همانطور که می دانید در زمان جنگ چهار بیمارستان دور از جبهه را انتخاب می کردند که بمباران نشود که یکی از آنها بیمارستان قائم مشهد بود ، این دو برادر به آن بیمارستان می آیند و بردار بدنام برای استفاده از کارت اطلاعات امنیتی برادرش و جابه جا کردن مواد مخدر در مرز خراسان گیر می افتد و سپس او را اعدام می کنند ، او هر کار می کند که برادرش به او کمک کند ولی برادرش هیچ کمکی به او نمی کند . این داستان واقعی بود و دقیقا جایی که او برادرش را با هدف بیرون می آورد و مسموم می کند ، مهمانخانه ای به نام بهشت وجود داشت که این دستمایه نمایشنامه ما است .”

خسرو امیری نویسنده نمایش ” بهشت با طعم چای تلخ” درباره نگارش متن این نمایش گفت : “من علاقه دارم که متن های دیگران را کار کنم ، ولی علاقه ندارم هر متنی را انتخاب کنم . باید آن متن دغدغه ام باشد به همین خاطر مجبور می شوم خودم آن را بنویسم  ، شاید نویسنده خوبی هم نباشم ولی مجبور هستم .

وی افزود : ” متن این نمایش کامل نوشته شده بود ولی در حین تمرین قسمت هایی از متن تغییر کرد چون عوامل کار (cast) نسبت به سه سال گذشته که تصمیم داشتم این نمایش را به روی صحنه ببرم ، عوامل (cast) بهتری هستند . در آن زمان آنقدر کیفیت کار پایین بود که آن را اجرا نکردم . چون برای من دیده شدن خودم مهم نیست باید مردم از کار لذت ببرند . به تازگی برای اجرای این نمایش به مشهد دعوت شده ایم و حتما در آنجا اجرای متفاوتی خواهیم داشت .”

امیری با بیان این که کار تئاتر بیان روابط انسانی است ، گفت : ” من تغییری در داستان اصلی ندادم جز آن که اصل قصه را نگه داشتم ، چون مدیوم تئاتر  ۴۵دقیقه است  و به من اجازه نمی دهد که همه قصه را بگویم . اساسا کار تئاتر بیان روایت های تاریخی نیست ، بیان روابط انسانی است . من در این نمایش به بیان روابط انسانی چهار پرسوناژ پرداختم ، یکی از شخصیت ها غرشمال است که به دلیل کشیدن مواد زیاد مرده است ، دیگری دختری که به غرشمال نیاز دارد و اگر او نباشد مجوزش را از او می گیرند و باید نقش مادر را نیز بازی کند و چون پدر ندارد مجبور است زیر دروغ خودش را پنهان کند . ما در اینجا برای آن که به او که ستار العیوب است و به ناموس کمک می کند ، قدسیت بدهیم ، چادر را انتخاب کردم که معنای المانی خیلی زیبایی هم از آن در می آید . چادری که غرشمال می گوید سلامت آهو به غرشمال زنده است . من در این نمایش استفاده ی المانی و بسیار زیبایی از چادر کردم .”

کارگردان نمایش “مردی با چشمان آبی” در رابطه با میزانسن های نمایش گفت : “تئوری باکس ، یک تئوری قدیمی در تئاتر مسکو است که در ایران اصلا جایگاهی ندارد . من به دلیل آسیب دیدگی کتف یکی از عوامل اجرایی نمایش ، چیدمان باکس را محدود به این چیزی کردم که الان می بینید ولی از نظر زیبایی شناسی می توانست خیلی زیبا تر و قوی تر از این باشد . باکس قابلیت های زیادی دارد و شما می توانید فرم های زیادی از آن در بیاورید و همه این ها وقتی جمع می شوند به یک مکعب مستطیل کامل تبدیل می شوند . من در طراحی دکور و صحنه ادای دینی به “ارج” ، مادر صنعت ایران کردم که امروز آن را از بین برده اند و در گذشته آن را داشتیم . خیلی دوست داشتم که “ارج” در صحنه باشد و حداقل تصویری از آن داشته باشیم ، تصویری که متاسفانه الان نداریم .”

وی در رابطه با ترکیب بازیگران نمایش “بهشت با طعم چای تلخ” بیان کرد : “من اصرار داشتم که خانم بهار ارجمند را در گروه این نمایش داشته باشم ، چون او علاوه بر ویژگی چهره ای که دارد مشهدی است و همچنین در صحنه توانایی های خودش را دارد . کورورش شاهونه بازیگر قدیمی کار من است و دو سالی است که با او کار می کنم . اتفاقی که در این نمایش پیش آمد ، معرفی آقای علی رجایی به من بود که با افتخار با او آشنا شدم . محمد فرشته  نژاد آهنگساز همه کارهایم است و افتخار می کنم که با او همکاری کردم زیرا آدم بسیار توانمندی است ولی در این تئاتر کیفیت این مجموعه بیشتر از این نمی شد .”

امیری با بیان اینکه کارهای قبلی اش به فرهنگ می پردازد ، گفت : “من به شدت با فرهنگ عامه درگیر هستم البته تئاتری که به شدت تحت تاثیر تئاتر کانستراکتیویستی باشد یعنی تلفیق صحنه و ایجاد معناهای جدید . چون دانش آموخته کی یف هستم ،  به فضای نمایش هایی که هم مینیمالیستی هستند و هم نشانه گرایند و هم بازیگر محور و میزانسن در خدمت بازیگر است تا قدرت کارگردان ، علاقه دارم . زیرا هدف ما این است که تماشاچی با تئاتر زندگی کند و رابطه ای که مردم با نمایش “بهشت با طعم چای تلخ” برقرار می کنند رابطه ای نیست که مردم با دفاع مقدس برقرار می کنند.”

امیری تهیه کننده نمایش “بهشت با طعم چای تلخ” را حوزه هنری معرفی کرد  و گفت : ” تهیه کننده ما حوزه هنری است انشالله بتوانیم در این سالن اجرای خوبی داشته باشیم ، ما در روز حدود پنج تماشاچی داریم که از کار راضی بودند و چون موضوع در حوزه دفاع مقدس است از کار بدشان نیامده است . متاسفانه در این حوزه آنقدر بد عمل کرده اند که تماشاگری که به دیدن این نمایش می آید فکر می کند که با یک موضوع تکراری روبرو است ، ولی در حالی که من در این نمایش دو موضوع جدید را بیان می کنم ، وقتی رضا بهبودی به دیدن این کار آمد گفت چقدر این قصه تازه است ، من تا به حال آن را نشنیده بودم . به همین دلیل این نمایش برای او جذاب بود با آن که در آن روز اجرای خیلی خامی از این کار را دید و الان ایرادات نمایش برطرف شده است .”

وی با بیان اینکه نمایش “بهشت با طعم چای تلخ” قربانی شده است ، گفت : ” ما صد در صد برنامه ی اجرای مجدد در سالن دیگر را داریم ولی به نظر من این کار قربانی شده است چون انرژی که در صحنه این نمایش وجود دارد در کمتر کاری دیده می شود ، هر کدام از بازیگران انرژی درستی بر صحنه می گذارند . بازیگرانی که تکنیکال زحمت می کشند . بازیگر زنی که چهره است ولی کامل صورتش را پوشانده است این به عفت اجرایی کار بر می گردد و مرام نامه بازیگرانه که به بازیگری تظاهر نمی کنند .”

این کارگردان تئاتر در بخش دیگری از سخنان خود عنوان کرد: “به نظر من بسیاری از افراد باید جواب بدهند چون ما مسئول هستیم و همچنین اتفاقاتی که برای بچه های جنگ افتاده باید ادامه پیدا کند .  اگر بعد مالی این قضیه را مورد بحث قرار دهیم ، می بینیم که آمریکایی ها هنوز هم از پرداختن به سوژه جنگ پول در می آورند چرا نباید ما بتوانیم چهار کلمه از بچه های جنگ بگوئیم ؟ بچه های جنگ را به قدری بد معرفی کرده اند که انگار غاصب حق ملت هستند . انگار کسی که شیمیایی شده یا کسی که دست و پایش را در جنگ از دست داده بدهکار است  ، شهردار این مملکت در قبال این افراد می گوید به من ربطی ندارد . در این شهر فقط پل می سازند که ده طبقه بالا رود و یا جوی هایی که محل زندگی موش ها است در حالی که در همان ایالت متحده آمریکا یک جدول بیش از دو سانت ارتفاع ندارد ، ولی اینجا پلی ساختند با ۵۰۰ پله ! یک آدم سالم هم نمی تواند از آن رد شود ! مسجد ساخته اند که جانباز ما نمی تواند در آن نماز بخواند ، چرا که ۱۸ پله می خورد .

وی افزود : ” ما در جلسه ای که هنرمندان کشور را دعوت کرده بودند تا با رهبر حرف بزنیم گفتند : “به شهدا خیانت شده ، در عرصه شهرسازی خیانت شده است . معلول ساده نمی تواند زیست کند چه برسد به مجروح ، هوا چرا آلوده است ؟ این خیانت است .” چرا کسی حرفهای رهبری را گوش نمی دهد ؟ آن از سطح کلان و این از سطح فرعی . برای مثال وقتی می خواهیم از یک خیابان رد شویم من با آن که سالم هستم نمی توانم از آن عبور کنم ، به نظر شما تبعات جنگی که برای ما اتفاق افتاد باید منجر به این شود که آن کسی که در جنگ دست و پا و روحش را از دست داده بار دیگر آزار ببیند و نتواند از خانه اش بیرون بیاید و یک قبض را پرداخت کند ؟ او وقتی می خواهد با زن و بچه اش بیرون بیاید باید به یک سرایدار التماس کند . با دیدن این اتفاقات باید عربده زد . من نمی پذیرم .

این کارگردان تئاتر با کنابه به وظایف هنرمندان اشاره کرد و گفت : ” هنرمندان عربده زمان هستند ، هنرمند حنجره تاریخ است هنرمند بازوی اجرایی ملت است . هنرمند نه دلقک است نه مزدور نه جشنواره باز و نه نوکر هیچ داوری ، نه مخلص هیچ نحله فکری ، هنرمند عربده تاریخ است ، سکوت نیست ، زیرا سکوت یک هنرمند مساوی با خیانت است . با سکوت او انگار ما کربلای ۵ ، ولفجر ۸ ، مهران و مرز را باخته ایم ، انگار هیچ شهیدی ندادیم ، هنرمند به این معناست . همانطور که وقتی به همه هنرمندان تاریخ نگاه کنید می بینید که همه هنرمندان یا تبعیدی هستند و یا کشته شده اند ، از میرهولد که در سیبری سرش را بریدند تا برتولت برشت که در آلمان تبعیدش کردند و چارلی چاپلین که در ایالت متحده آمریکا مهد دموکراسی دنیا تبعید شد ، زیرا نمی توان جلوی این همه گند سکوت کرد . بچه ی جنگ در خیابان تهران نمی تواند نفس بکشد ، یعنی جنگ هنوز ادامه دارد یعنی دشمن وجود دارد و همه چیز پول نیست .”

خسرو امیری در معرفی نمایش “بهشت با طعم چای تلخ” برای مخاطبانی که آن را ندیده اند ، گفت : “تئاتر من دروغ نمی گوید ، به دیدن این نمایش بیایید راستگویی را ببینند ، خیلی خوب است که یک تئاتری ببینید که راست بگوید و در روزگاری که همه از آن نان می خورند ، یک کاری کنید که نانتان قطع شود .”

وی در پایان خطاب به خبرنگار تئاتر فستیوال گفت : “درود بر رسالت خبرنگارانی که حرف را به دروغ چاپ نمی کنند و نمی ترسند و بهای گزاف خبر رسانی را همچون تمام پیامبران که اولین خبرنگاران بودند، بپردازند.”



نظر شما:





نمــا فــستیوال