تاریخ انتشار : ۲۵ - شهریور - ۱۳۹۵   بخش : یادداشت اختصاصی

یادداشتی بر نمایش “کولا” به کارگردانی نصیر ملکی جو

به بهانه اجرایش در مرکز مطالعات اجرایی قشقایی

تئاتر فستیوال

ایده ی به وجود آمدن یک مرکز پژوهشی در تئاتر ایده ای است ناب و درست .

ایده ای که هم امکان پژوهش و تحقیق و تفحص برای اهالی تئاتر ایجاد می کند و هم امکان اجرای نمایش های تجربی و پژوهشی و این یعنی ایجاد امکان آزمون و خطا برای جوانان و البته اهل پژوهش و ایده پردازی .

“مرکز مطالعات اجرایی قشقایی”نیز گویا با همین انگیزه ایجاد شده است .

نقد و بررسی عملکرد این مرکز و گروه هایی که در آن به پژوهش و یا اجرا پرداخته اند را به فرصتی دیگر وامی گذاریم اما ذکر یک نکته ضروری است و آن این که مخاطب تئاتر باید آگاه باشد که به چه مجموعه ای و برای تماشای چه نمایشی آمده است . باید برای مردم روشنگری کنیم که اینجا سالن قشقایی نیست . اینجا “مرکز مطالعات اجرایی قشقایی” است و اگر مثلا روی پوستر نمایش نام “اتللو” ( مثلا ) را می بینید ، نباید به امید دیدن یک اجرای رایج از “اتللو” بلیت بخرید و به تماشای آن بنشینید . تماشاچی باید آگاه باشد که به تماشای یک اثر تجربی می آید ( چیزی شبیه به سینمای هنر و تجربه – البته فقط شبیه – ) ، این حق مخاطب است .

و شاید در این ارتباط تنها ایرادی که می توان به گروه نمایش ” کولا ” و کارگردان آن گرفت این باشد که کاش روی پوستر ، در تبلیغات مجازی اثر و یا روی شیشه گیشه ی محل فروش بلیت ، به نحوی ، با جمله ای هرچند کوتاه ، مخاطب را نسبت به اثری که در پیش رو دارد و تجربی بودن آن ، آگاه می کردند .

وگرنه می شود قصه مردی که از میوه فروش سیب می خواهد ، اما او به جای سیب ، “به” به او می فروشد ! و این نه بدان معنا است که یکی از دیگری برتر است ؛ اما خب مشتری به دنبال سیب آمده است نه “به” !

القصه…

“کولا” به کارگردانی نصیر ملکی جو ، نمونه ی خوبی است از یک اثر تجربی .

“کولا” نمایش خوبی است ، قصه دارد ، میزانسن اش براساس همین قصه شکل گرفته است و در معرفی پرسوناژ ها و در باز کردن قصه و رساندن آن به اوج و تعلیق و نهایتا فرود ، بسیار کارآمد بوده است .

اما اینها به شرطی خوب است که مخاطب بداند به تماشای یک اثر تجربی – پژوهشی آمده است .

“کولا” داستان مسخ شدگی است ، گونه ای از خود بیگانگی و الیناسیون که نه از بی ایمانی که از ایمان نشأت گرفته شده است .

کنسرو ، نماد بسته بودن ، نماد سترونی ، نماد محدودکردن خود به آنچه در کنسرو است و محروم کردن خود از تجربه و زیستن . این نماد و سمبل به شکلی درست در خدمت اثبات گونه ای اگزیستانسیالیسم و در نقد ایمان به کار می رود .

فیزیک بازیگران ، حرکات اگزجره و حتی آزار دهنده ی آن ها ( برخلاف آثار گذشته ملکی جو ) این بار درست هستند و در ایحاد و حس انزجار به فضای سترون زندگی پرسوناژها بسیار موثر واقع می شود و درست هستند و به اندازه ؛ و بازیگران با دل و جان به این مهم می پردازند .

بهره جویی از رنگ قرمز در طراحی صحنه از دیگر شاخصه های این نمایش است . رنگ قرمز در القاء فضای فانتزی نمایش و در القاء کراهت آن بسیار بسیار درست انتخاب شده است .

میزانسن نیز درست و حرفه ای و مبتنی بر سوژه طراحی شده است ؛ القاء ی یک فضای بسته – برخورد بازیگران با دیوارها و فشاری که مداوم به دیوارها وارد می کنند اما بی نتیجه می ماند و راه به بیرون ندارد – ؛ چرخش مدام بازیگران حول قفسه ها به عنوان تنها هسته ی نگاه دارنده ی اجتماع دو نفره یشان و به عنوان تنها عنصری که از فروپاشی این اجتماع جلوگیری می کند و … . اینها همه در ایجاد حس همزادپنداری در مخاطب و در ایجاد فضای مورد نظر کارگردان در تماشاچی بسیار کارآمد بوده اند : اینکه جهان یک کنسور بزرگ است و ایمان ما را در این کنسور بزرگ سترون و زندانی نگاه می دارد .

و خلاصه این که ملکی جو در تبدیل چند خط از کتاب “ترس و لرز” به یک اثر نمایشی بسیار موفق بوده است و در نقد انسان مومن ، این بار بسیار موفق تر از تجربه های قبلی بوده است .

این که ملکی جو دریافته است که این سوژه  و البته این نحوه روایت باید در زمانی کوتاه صورت گیرد و این که “کولا” یک نمایش ۳۰ دقیقه ای است ؛ بخش زیادی از موفقیت خود را مدیون این مسئله است . این زمان کوتاه نمایش در ایجاد ریتم مناسب ، در ایجاد کشش برای قصه و در تاثیرگذاری و پیام رسانی آن بسیار بسیار موثر بوده است و چه خوب که نصیر ملکی جو دچار آسمان ، ریسمان بافی و طولانی کردن بی جهت قصه و نمایش نشده است که اگر این گونه می شد کل نمایش از دست می رفت .

و چه خوب که این گونه نشد و “کولا” رک و صریح و در کمترین زمان پیام خود را رسانده و قصه اش را گفته است .

این بزرگترین برگ برنده نمایش “کولا” به کارگردانی نصیر ملکی جو است ، یک اثر پژوهشی – تجربی خوب برای علاقه مندان این گونه نمایش ها .

المیرا نداف – نویسنده میهمان



۳نظر ثبت شده است.

  1. دانشجو می‌گه:

    واسه کارهای پژوهشی ، یعنی کارهای تجربی ، یعنی یه جوارایی درس پس دادن یک عده ، چرا باید پول کامل بگیرن ؟ چراااااا ؟

  2. رخشنده می‌گه:

    کم گوی و گزیده گوی چون در ! به قول شاعر گفتنی ، تعبیر این نمایشه … کار خوبی بود . واقعا پیشنهاد می شود برای دیدن … نترس دانشجو جان … پول واسه تئاتر دادن جای دوری نمیره داداش 😉

  3. دایان می‌گه:

    تبریک به نصیر ملکی جو برای خلق یک اثر فوق العاده ی جدید . بعد از مدت ها واقعا حض کردم .

نظر شما:





نمــا فــستیوال