تاریخ انتشار : ۱۵ - دی - ۱۳۹۴   بخش : یادداشت اختصاصی

یادداشتی بر نمایش “اسم من ریچل کوری است” به کارگردانی احمد ساعتچیان

تئاتر فستیوال

وقتی به دیدن نمایشی می رویم آنچه اول از هر چیز مغلوبمان می کند فرم نمایش است فرمی که اگر برگرفته از محتوا نباشد هرگز موفق نمی شود . نمایش ” اسم من ریچل کوری است ” تئاتری مستند است که توانسته هم در فرم اجرایی و هم در محتوا موفق عمل کند و با نگاهی مستندگونه و واقع گرا به موضوع جنگ بپردازد ‌‌‌‌‌‌.

مخاطب یک اثر نمایشی در حین اجرای نمایش مدام در حال کاوش سوژه است زیرا به سالن نمایش آمده تا راز پرسوناژهای نمایش را کشف کند و از قصه آن ها باخبر شود ، نمایش ” اسم من ریچل کوری است ” از این جهت موفق است که توانسته به روند فهم مخاطب از قصه کمک کند و از ابتدا شخصت اصلی این نمایش با مونولوگ گویی هایش داستان را برای او شرح می دهد . این اتفاق تا اواسط داستان به خوبی پیش می رود ، مخاطب را از رفتن به سفری آگاه می کند  و تا اواسط داستان مدام از سفر اش حرف می زند ولی نمی گوید کجا می رود و چرا می رود ؟ و یا دغدغه اش چیست ؟

سپس این شخصیت ما را با خود به فضایی متفاوت می برد محیطی که در آن جنگ است و مرگ .

و از این قسمت نمایش ما تازه از دغدغه ی او برای کمک به انسان های بی گناه و جنگ علیه ظلم آشنا می شویم ، دغدغه ای که او برای دفاع از مردم مظلوم غزه دارد . در حالی که او مانند هر انسان دیگری به دنبال آرامش است در نمایش نیز شاهد این هستیم که این پرسوناژ به دلایلی که زندگی اش را رها کرده تا بتواند جان عده ای را نجات دهد اشاره می کند ولی افسوس که ما در این پرسوناژ یک آرامش اغراق شده می بینیم در حالی که پرسوناژ ریچل اکنون در دل جنگ قرار دارد و با توجه به موقعیتی که در آن قرار گرفته می تواند از ابتدا با فرمی متفاوت مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد و با مونولوگ گویی هایش او را تا انتهای نمایش میخکوب کند ولی گویا دراماتورژی درستی در متن صورت نگرفته و مخاطب آنچنان که باید تحت تاثیر بازی این پرسوناژ قرار نمی گیرد .

در این بین حضور پررنگ تصاویری از مستند “ریچل کوری” بی تاثیر نیست و ساعتچیان به عنوان کارگردان این اثر نمایشی توانسته با تکیه بر اسناد و مدارک تاریخی این رویداد و نمایش صحنه هایی از جنگ و زندگی ریچل کوری ، بیشتر مخاطب را به داخل قصه هدایت کند .

نمایش “اسم من ریچل کوری است” همان طور که از شیوه اجرایی اش انتظار می رود نمایشی محکوم کننده است و بسیار قاطع حرفش را می زند و بر علیه ظلم و ظلم ستیزی سخن می گوید که تماما نشان از کارگردانی خوب و میزانسن های اصولی دارد که با استفاده از صدا و تصویرهایی از جنگ و نمایش قسمتی از فیلم مستند ریچل کوری و اتفاقی که برای او به دلیل دفاع از زندگی مردمان بی گناه فلسطینی می افتد مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد .

طراحی دکوری ساده و ریتمی متناسب با روند داستان از دیگر ویژگی مثبت این نمایش است و همچنین بیشتر د‌‌‌‌‌‌‌‌‌یالوگ‌های نمایشنامه مستقیماً از منابع اصلی گرفته شده ، از اسناد حقیقی و نامه هایی ‌که ریچل کوری د‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر د‌‌‌‌‌‌‌‌‌نیای واقعی آن ها را گفته یا نوشته است و بازیگر در طول اجرا نامه های شخصی این فرد را برای مخاطب خوانش می کند در حقیقت این اتفاق سبب می شود که مخاطب از جهان واقعی وارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نمایشنامه شود و اینجاست که تئاتر مستند شکل می گیرد .

آن چه در پایان بیش از هر المان مثبت این نمایش می درخشد انتخاب سوژه و متن نمایش است که بسیار دردمندانه انتخاب شده و در کنار دیگر آثار نمایشی تئاتر کشور دغدغه مند است و طرح مسئله می کند .

نسترن داوودی – تئاتر فستیوال



نظر شما:





نمــا فــستیوال