تاریخ انتشار : ۲۹ - آبان - ۱۳۹۵   بخش : یادداشت اختصاصی

یادداشتی بر نمایش “پری باد” به کارگردانی امید اسدی

تئاتر فستیوال

” تئاتر بی چیز ” که توسط گروتوفسکی مطرح شد ، به این امر اشاره داشته است که تئاتر با استفاده حداقلی از صحنه آرایی ، چهره پردازی ، نور و موسیقی هم میتواند تئاتر باشد . نکته مهم اینجاست که باید بدانیم چرا گروتوفسکی (که از تئوریسین های به نام عرصه تئاتر بوده است ) این سبک را مطرح و پیش می گیرد و تاکیدش به جای صحنه آرایی و چهره پردازی و غیره روی چه چیز بوده است . یعنی در شیوه “تئاتر بی چیز” وقتی عناصر مهمی مثل گریم ، دکور و صحنه ،‌ موسیقی نور و لباس و … دیگر جایگاه مهمی ندارند ، ‌پس اصالت با چیست ؟

اگر به طور مجمل بخواهیم توضیح دهیم باید اینطور بگوییم که گروتوفسکی اساسا این سبک را پایه ریزی کرد تا در مقابل جریان تئاتر زمان خود که محور قرار گرفتن عناصر نامبرده بوده است ، ایستاده و تئاتر را از زوائد پاک و اصالت را به بازیگر که مهمترین رکن نمایش است برگرداند . چرا که در زمان وی بازیگری و متن کارکرد اصلی خود را از دست داده و تجملات در صحنه پردازی و گریم و لباس و غیره در راس قرار گرفته بودند .
نکته مهم دیگر این است که در شیوه “تئاتر بی چیز” تمرکز روی رابطه تنگاتنگ بازیگر و تماشاچی است .
چرا که دیگر صحنه پرزرق و برق ، گریم آنچنانی ، موسیقی و نور پردازی به آن معنای همیشگی وجود ندارد. پس در حین نمایش چنان کنش و واکنشی بین بازیگر و تماشاچی باید شکل بگیرد که تماشاچی تا آخر نمایش درگیر با اثر باشد.
این مهم در درجه اول نیاز به متنی بسیار قوی ، بازی بسیار تاثیر گذار و از پس فهم و نیز فضا سازی بسیار تاثیر گذار توسط کارگردان دارد که یکی از موفق ترین آقار نمایشی در این سبک نمایش “مارکس در سوهو” ، اثر مهرداد خامنه ای است.

در نمایش “پری باد” که به ادعای کاگردان محترم استوار بر این سبک است ، هیچ کدام از این موارد ، یعنی متن قوی ، بازی خوب ( حتی ) و فضا سازی در اثر  دیده نمی شود. یعنی بیشتر از اینکه کارگردان دغدغه رعایت این سبک را داشته باشد ،‌ به نظر می آید که دغدغه جیب تهیه کننده را داشته است و بهترین بهانه هم برای خرج نکردن ( به هر دلیلی) سبک “تئاتر بی چیز” است !!
جالب اینجاست که در رورانس اعلام می شود که این نمایش با شیوه دیگری قرار است بعد از شرکت در جشنواره فجر ، در سالن حافظ اجرا شود !
اینطور به نظر می رسد که کارگردان محترم برای دریافت مجوز حضور در جشنواره ، مجبور به اجرا کردن نمایشش است. طبیعتا برای گرفتن مجوز حضور در جشنواره که چند اجرا می باشد ، دیگر چرا باید هزینه ای را متحمل بشوند ؟! دور هم یک اجرا می روند ، ‌در یک سالن کوچک و ارزان ،‌ یادشان هم هست که همه جا اعلام کنند که سبک کارشان “تئاتر بی چیز” است . بهترین بهانه برای فریب . جالبتر اینکه برای این ماجرای بلیط هم می فروشند !!!
یعنی یک نگاه ابزاری و غیراخلاقی به تماشاچی تئاتر .

 می خواهید مجوز حضور در جشنواره بگیرید  بسیار خب ، چرا مردم باید پول آن را بدهند ؟ از آن مهم تر چرا وقت تماشاچی را هدر می دهید ؟ آیا این رسالت هنر است ؟ این نگاه به تئاتر درست است ؟

می توانید بگویید یک کار تجربی داریم که رایگان است . چون این چیزی که روی صحنه بردید یک تمرین صرف است و نه چیز دیگر. به تماشاچی هم بگویید که با حضور خود و نظرات خود شما را در اجرای قوی تر در جشنواره کمک کند.
از این که بگذریم ، واقعا این نمایش ما قبل نقد است .
متن که صرفا استوار بر ادبیات کهن است و انقدر بد قصه را پیش می برد که بیش از پانزده دقیقه نمی توان آن را تحمل کرد.
میزانسن هایی به غایت بد ، سخیف ، دم دستی و مضحک . به عنوان نمونه اسب سواری و ها و تیر اندازی ها ، جنگ های تن به تن و حرکات فرم که مثلا نشان دهنده طی مسیر توسط جنگجویان است.

 هیچ منطقی در هیچ جای نمایش دیده نمی شود.
نکته بعدی حضور یک زن در میان لشگر ایرانیان است . البته بحثی در مورد وجود پهلوانان زن در شاهنامه نیست (مانند گردآفرید) اما کارکتر زنی که در لشگر است نه پهوان است و نه تاثیر گذار . فقط یک سرباز ساده است که زن بودن او هیچ توجیهی ندارد به جز جایی که می خواهد “پری باد” را بگیرد و خنجر روی گلویش بگذارد. خنده دار تر اینکه بعد از کشته شدن این زن در رزم چهار نفره ، ‌دوباره او را در صحنه بعد در کنار فرمانده می بینیم !!!

بازی بازیگران نیز تکمیل کننده اثر است که در حد یک کارگاه آموزش بازیگری است. البته که بازیگران مقصر این ماجرا نیستند . وقتی نویسنده و کارگردان نتوانسته از پس ابتدایی ترین موارد بر بیاید ، طبیعتا انتظار چندانی از بازیگران نیست. تیر خلاص هم حضور نویسنده ای است که در نمایشی که مربوط به ایران باستان می شود و ادبیات آن کهن است به زبان انگلیسی صحبت می کند !!! و پایان قصه را (مثل نمایشنامه افرا) بعد از وقوع تغیر می دهد.

گروه نمایش “پری باد” با توجه به نکاتی که ذکر شد به ساحت تئاتر و تماشاچی تئاتر توهینی علنی و آشکار و بی پرده کرده است . با اینکه این اثر ما قبل نقد است ، این یادداشت در جهت پاسخ به این بی احترامی به تماشاچیان تئاتر نوشته شده است .

محمدجواد حبیبی – دپارتمان نقد تئاتر فستیوال



۷نظر ثبت شده است.

  1. تماشاچی می‌گه:

    این آقای گرو چی چی افسکی باید فکر این جاهاشم می کرد دیگه ! هه

  2. Mg56 می‌گه:

    مزخرف مزخرف مزخرف
    مرسی بابت مهر قشنگی که زدین !

  3. رضوان می‌گه:

    اگر نمیدونین بدونین که تئاتر خیلی هنر پر زحمتیه . یک گروه هرچند که کار ضعیفی ارائه کرده باشند حتما برای اون ساعت ها و بلکه هفته ها زحمت کشیدن ! واقعا حق نیست که با این ادبیات سخیف بخواهیم زحمتشون رو نادیده بگیریم . متاسفم واستون.

  4. Saiid می‌گه:

    بابا واقعا باید بک سیستمی باشه که اگه از کار راضی نبودیم پولمون رو پس بدن ! خداییش ساده ترین کارا کلی پولشه خب ! دروغ میگم مگه؟؟

نظر شما:





نمــا فــستیوال