بخش : نقد و یادداشت


تئاتر فستیوال
گزارشی از حال و هوای این روزهای "تئاتر شهر" که در مقابله با دست فروشان به نفس افتاده است

از غمِ نان تا تئاتر


تئاتر شهر همیشه برایم معنا و مفهومی خاص داشته و دارد . بنایی مهم و تاریخی در چهار راهی خاطره انگیز . بنایی که حوادث تلخ و شیرینی را پشت سر گذاشته و همچنان باوقار و زیبا برای دوستدارانش ، خاطره می آفریند . تئاتر شهر از جمله مکان هایی است که دید ...

تئاتر فستیوال

خانم برومند ، برای ما دوباره خاطره سازی کنید


برای ما متولدین دهه شصت ، دنیای عروسک ها معنا و مفهوم دیگری دارد ؛ معنایی به وسعت دوران کودکی . کودکی ما گره خورده با عروسک هایی که هر کدام شان برای ما خاطره های خوشی ساخته اند ؛ از کلاه قرمزی و پسرخاله گرفته تا هادی و هدی ، زی زی گولو ، کپل و ...

یادداشتی بر نمایش "ریچارد" به کارگردانی حمیدرضا نعیمی

خوب ، ولی نه مثل همیشه !


وقتی تصمیم می گیری به دیدن نمایشی از حمیدرضا نعیمی بروی ، مطمئنی اثری را برای دیدن انتخاب کرده ای که به لحاظ پرداختن به قصه ، طراحی صحنه ، نورپردازی ، طراحی لباس ، گریم ، صدا ، موسیقی ، انتخاب بازیگران و ... کم فروشی نمی کند و معمولا با اعتمادی که ...

تئاتر فستیوال
نقدی بر نمایش "مترسک" به کارگردانی مهرداد خامنه ای

“اگر” بیضایی باید ، این گونه “شاید” *


روی صحنه بردن نمایش نامه های بهرام بیضایی برای کارگردان ها دو آفت بزرگ دارد : گروهی از کارگردانان چنان در متن نمایشنامه غرق می شوند و از بازی با کلمات ( که در متن های بیضایی فراوان می بینیم ) و سوار شدن بر کلمات به صورت مجرد و در بسیاری از موا ...

تئاتر فستیوال
یادداشتی بر نمایش " این قصه را آهسته بخوان " به کارگردانی مهدی نصیری

روایتی خلاقانه از جنگ و عشق


حرف زدن از جنگ (دفاع مقدس) در نمایش ، بسیار حساس است و البته خطرناک. خطرناک است زمانی که بخواهیم به واسطه جنگ مسئله دیگری را بیان کنیم و یا بهتر بگویم از زاویه ای جدید به این مقوله بنگریم. چرا که اگر مسائل با دقت و ظرافت بیان نشوند همه چیز از ...

تئاتر فستیوال
یادداشتی بر نمایش "سس توت فرنگی" به کارگردانی مهدی پاشایی

یک نمایش خوب که زود فراموش می شود !


صحنه نمایش "سس توت فرنگی" از دو بخش تشکیل شده است : بخش انتهایی سن که میز غذاخوری قرار دارد و بخش جلوی سن که با طراحی صحنه صورت گرفته یک باغ را به تصویر می کشد که قصه هم از همین باغ شروع می شود . این طراحی صحنه هوشمندانه ، بخش عمدۀ چیزی است که ...

یادداشتی بر نمایش "اتفاق" به کارگردانی مسعود سالاری

تلاشی بی ثمر برای متنی نامفهوم


مهم تر از هر چیزی در تئاتر ، انتخاب درست متن و نمایشنامه ای مناسب است . اگر متن یک اثر خوب باشد ، بعد می توان انتظار داشت که باقی ارکان نمایش هم در خدمت اثر و خوب باشند . اهمیت انتخاب متن خوب در یک نمایش دانشجویی که عوامل آن مشق تئاتر می کنند ، چند ...

تئاتر فستیوال
یادداشتی بر نمایش " سیندرلا " به کارگردانی سعید داخ

” سیندرلا ” یی بدونِ سِحر و جادو


شنیدن اسم " سیندرلا " به عنوان نمایشی که قرار است به تماشای آن بنشینی ، همراه است با احساس نوستالژیک بسیار شیرینی که از داستانی افسانه ای و محبوب در وجودت نشأت می گیرد ، داستانی که در کودکی مان بارها آن را شنیده ایم و اکنون تشنه شنیدن و دیدن خلاق ...

یادداشتی بر نمایش " گزارش وضع هوا " به کارگردانی عاطفه تهرانی

یک گزارش پر ابهام و گنگ


عموما در نمایش های فیزیکال این آسیب به چشم می خورد که مفاهیم مورد نظر به راحتی و به صورت همه فهم منتقل نمی شوند ؛ چرا که زبان در این گونه نمایش ها متفاوت است . اما این دلیل بر این نمی شود که به بهانه تئاتر فیزیکال ، چشم بر همه چیز ببندیم و کار خودم ...

تئاتر فستیوال
یادداشتی بر نمایش "خاموشی دریا" به کارگردانی نیما دهقان

نت سکوت برگ برنده ” خاموشی دریا “


  آنچه تماشای یک تئاتر را برای مخاطب دلچسب تر می کند ، همزاد پنداری مخاطب با قصه است . "خاموشی دریا" نوشته رضا گوران نیز با آن که از حال و هواي جنگ و سال‌های اشغال فرانسه سخن می گوید ، اما حرفش برای مخاطب قابل درک است و مخاطب خود را به ...

تئاتر فستیوال
یادداشتی بر نمایش "شازده کوچولو" به کارگردانی آناهیتا غنی زاده

کودکانه ای برای تلنگر به پدر و مادرها


به گمانم همه ی ما حداقل برای یک بار هم که شده ، نام " شازده کوچولو " ، اثر جاودانه ی آنتوان دوسنت اگزوپری را شنیده ایم و اگر فرصتی دست داده باشد آن را خوانده ایم . حال تصور کنید اجرای نمایشی را از این رمان : غالبا اجراهایی که از "شازده کوچولو" ...

تئاتر فستیوال
یادداشتی بر نمایش " یک روز تابستانی " به کارگردانی پارسا پیروزفر

کلیشه هایِ دوست داشتنی


چرا اغلب فکر می کنیم که کلیشه بد است ؟ حال آن که کلیشه می تواند خوب هم باشد . می توان کلیشه ای بود ، اما در عین حال بدیع و تازه هم بود . می توان به تعبیری " جمع اضداد " بود و اثر هنریِ کلیشه ای ، اما خلاقانه و بدیع آفرید. چیزی " شبیه ...