بخش : نقد و یادداشت



خانه‌ای که با مرگ ساخته می‌شود


یادداشتی بر نمایش «انگل‌های تابان» به کارگردانی هما موسوی «انگل‌های تابان» نمایشنامه‌ای است که روی کاغذ شاید ساده‌تر از آن چیزی به نظر برسد که روی صحنه اتفاق می‌افتد. متنی سخت، به‌ شدت دیالوگ‌محور و متکی بر ریتم و سرعت، با حجم قابل توجهی از کل ...

غذایِ بدون ادویه یا بدون دراماتوژی نمایشنامه نابود می‌شود.


نقدی بر نمایش «آتش‌سوزی‌‌ها» به کارگردانی مرتضی میرمنتظمی تا به حال غذای بدون ادویه خورده‌اید؟ «آتش‌سوزی‌‌ها» یک غذای بی‌ادویه است ، که با خوردنش سیر می‌شوید اما لذت غذا خوردن را تجربه نمی‌کنید. و در تئاتر ، ادویه غذا ، دراماتوژی خوب ، درس ...

بنویسید برشت و شهرستانی، بخوانید امیدواری


نقدی بر نمایش "ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی" به کارگردانی میکائیل شهرستانی پیشنهاد می‌کنم در این روزگار ناخوشی حال دل‌هایمان، تماشای تئاتر "ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی" به کارگردانی میکائیل شهرستانی را از دست ندهید. ترکیب درست و اصولی اثری از ...

آجرهای دیکته شده


یادداشتی بر نمایش "دیکته طور"به نویسندگی و کارگردانی علیرضا معروفی نمایش •دیکته‌طور• به کارگردانی علیرضا معروفی در تماشاخانه ایرانشهر، اجرایی است که بر زمین بنا می‌شود، زمینی که با ۱۰۸ آجر شکل گرفته است. معروفی از همان ابتدا تمِ آجرها را بنیان ا ...

روایتی ساده و طنازانه


یادداشتی بر نمایش "کشتارگاه" به نویسندگی وکارگردانی کاوه مهدوی نمایش "کشتارگاه" نوشته و کارگردانی کاوه مهدوی، با قاب‌های زیبا، زبانی ملموس و گیرا و طنزهایی به‌جا، تماشاگر را با خود همراه می‌کند. یکی از کاراکترها همان ابتدای نمایش، گره اصلی دا ...

نقدی بر نمایش "بمون،بخون،بخندون" به کارگردانی سمیه مهری به بهانه اجرا در بیست و دومین جشنواره بین المللی نمایش های آیینی و سنتی

سرمایه های دیروز، امروز و هنوز


جواد انصافی یک سرمایه فرهنگی است . در توضیح سادهٔ ترکیب « سرمایه فرهنگی » و نسبت دادن آن به یک هنرمند باید گفت که هنرمندی « سرمایه » محسوب می شود که علاوه بر خلاق بودن ، دارای انباشتی از سرمایهٔ فرهنگی است که هم بر ارزش های نمادین مانند اعتبار ا ...

یادداشتی بر نمایش «آرداقیون» به کارگردانی ژیرایر داداسیان به بهانه اجرای آن در چهل و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر ؛

آرداقیون یا تجسمِ مفهوم تئاتر


اگر روزی فرزندی داشته باشم و بخواهم مفهومِ تئاتر را برایش تعریف کنم ،او را به تماشای اثری مثل «آرداقیون» خواهم برد. تجسمِ معنای تئاتر را می‌شود روی صحنه این تئاتر دید. «آردایتون» اثری از کشور ارمنستان است که می‌تواند یک قصه کامل را بدون هیچ دیال ...

یادداشتی بر نمایش «ابرها(قطعه ای از قلب آسمان)» به کارگردانی امین جعفری به بهانه اجرای آن در چهل و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر

بالای ابرها جنگی نیست


«ابرها(قطعه ای از قلب آسمان)» نمایشی بود که مرا یاد رمان «در جبهه غرب خبری نیست» انداخت. بن مایه نمایش انگاره ای بسیار مهم و مقدس است : جنگ بد است. در نمایش «ابرها(قطعه ای از قلب آسمان)» ماجرا از این قرار است دشمنی دارد با دشمنی می جنگد. نکته ...

گذری بر نمایش «اینک انسان» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی به بهانه اجرای آن در چهل و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر ؛

بنگرید این مرد را…


"در این دنیا دانستن مُردن است." باراباس! صحنه نمایش «اینک انسان» بسیار آشناست؛ بازجویی و محاکمه‌ی واپسین مسیح توسط پونتیوس پیلاطس حاکم اورشلیم درست پیش از واقعه به صلیب کشیدن. صحنه‌ای که محاکمه جویندگان راه حقیقت را در طول تاریخ به ذهن می‌آور ...

یادداشتی بر نمایش «با من بمان» به کارگردانی پدرام رحمانی به بهانه اجرای آن در چهل و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر ؛

خلاقیت در اجرا، دور شدن از کلیشه


زمانی که شما بخواهید از سوژه ای صحبت کنید که به شکل های مختلفی در انواع قالب ها پرداخته شده بایستی قصه ی خود را به گونه ای تعریف کنید که بتوانید همچنان مخاطب را با خود همراه کنید. در درجه ی نخست بایستی قصه بگویید که یکی از ارکان های مهم در یک اث ...

نقدی بر نمایش «شبیهِ شبیهِ آنتیگون» به کارگردانی ندا شاهرخی و نسیم ادبی به بهانه اجرای آن در چهل و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر ؛

فصل شکوفایی شبیه خوانی با آنتیگون


«شبیهِ شبیهِ آنتیگون» به کارگردانی ندا شاهرخی و نسیم ادبی از آن جهت نمایش خوبی است که شبیهِ آنتیگون است و از آن شکلِ روایی ارسطویی و از آن قصه‌گویی و اجرای تماماً دراماتیک در آن خبری نیست. زمانه ما بیش از هر زمان دیگری در نیم قرن اخیر، نیازمند آ ...

نقدی بر نمایش «چیزهایی که حمل می‌کنیم» فرانسیسکو کماچو از ترکیه و پرتغال به بهانه اجرای آن در چهل و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر ؛

سمساری یا هیچ فروشی


یک سمساریِ بی در و پیکر که پر است از اشیاءِ بی‌معنا و شبیه به زباله، که دو نفر تمام مدتِ اجرا مانند مجانین با این اشیا مشغولند. دو نفر را رها کرده‌اند در یک سمساری و گفته‌اند با این اشیاءِ بی‌کارکرد که هیچ معنا و مفهوم خاصی را هم متبادر نمی‌کنند ...