روایتی ساده و طنازانه


یادداشتی بر نمایش “کشتارگاه” به نویسندگی وکارگردانی کاوه مهدوی

نمایش “کشتارگاه” نوشته و کارگردانی کاوه مهدوی، با قاب‌های زیبا، زبانی ملموس و گیرا و طنزهایی به‌جا، تماشاگر را با خود همراه می‌کند.

یکی از کاراکترها همان ابتدای نمایش، گره اصلی داستان را بیان می‌کند و مخاطب در ادامه، روند شکل‌گیری و باز شدن این گره را تماشا می‌کند. “کشتارگاه” در هسته‌ خود، داستانی ساده، آشنا و حتی در بخش‌هایی دم‌دستی دارد؛ روایتی که نه زاویه‌ دید تازه‌ای ارائه می‌دهد و نه پیچیدگی خاصی دراماتیک خلق می‌کند. با این حال، روایت غیرخطی، دیالوگ‌های ملموس و طنازانه و ایده‌های اجرایی مهدوی باعث می‌شوند این ضعف‌ها کمتر به چشم بیایند.

نمایش تا حدود دو سوم زمان اجرا، به لطف دیالوگ‌های عامیانه و جذاب، بازی‌های خوب و ریتم مناسب، مخاطب را به‌خوبی با خود همراه می‌کند. ایده‌های کاوه مهدوی در طراحی میزانسن‌ها متنوع‌اند و قاب‌های زیبایی خلق می‌کنند. این ایده‌ها در بیشتر لحظات، به حفظ ریتم نمایش کمک کرده و تماشاگر را لحظه‌به‌لحظه درگیر نگه می‌دارند؛ البته نباید نقش بازیگران را در اجرای درست این میزانسن‌ها نادیده گرفت.

با این حال، روند تغییر برخی کاراکترها و تصمیم‌ها یا دیالوگ‌هایی که بر زبان می‌آورند، در بخش‌هایی از نمایش غیرمنطقی به نظر می‌رسد. این مسئله درباره بعضی میزانسن‌ها نیز صدق می‌کند؛ جایی که میزانسن‌ها گاه دلبخواهی‌اند و کاملاً در خدمت اثر قرار نمی‌گیرند.

مهدوی نیروی خلاقه‌ خوبی در اختیار دارد، اما در یک‌سوم پایانی نمایش، این خلاقیت کم‌رنگ می‌شود. پایان‌بندی اثر، به‌جای آن‌که امتداد طبیعی جهان و فرم نمایش باشد، حالتی مضحک و شتاب‌زده پیدا می‌کند؛ پایانی که نه با لحن پیشین اثر هماهنگ است و نه کیفیتی هم‌سطح با دو سوم ابتدایی نمایش دارد. همین ناهمگونی باعث می‌شود مخاطب احساس کند نمایش، با نوعی بی‌حوصلگی جمع‌بندی شده است.

در مجموع، “کشتارگاه” اجرایی است که با کمدی به‌جا، قاب‌های زیبا و بازی‌های خوب که اجازه نمی‌دهد ریتم اثر از دست برود یا مخاطب دچار خستگی شود.

عرفان دهقان-تئاترفستیوال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *