اشاره : یادداشت زیر نوشته ی دکتر شهرام خرازی ها ، منتقد تئاتر است که در ویژه نامه ی تئاتر فستیوال با نام بهار فستیوال به مناسبت فرا رسیدن بهار ۱۳۹۴ منتشر شده است .
تئاتر ايران سال بسيار بدي را در حاشيه و سال بسيار خوبي را در متن پشت سر گذاشت . اين همه بدبياري واقعا دور از انتظار بود ! با آن كه حضور جوانان بر صحنه ، قابل اعتنا و بسيار پررنگ بود و شاهد اجراهاي بسيار خوبي بوديم ، اما حاشيه و جنجال آن قدر بر تئاتر ايران سايه افكند كه در هياهوي پديد آمده كمتر كسي به متن و آن چه كه بر صحنه جاري بود ، متمركز شد . آوار شدن اين همه مشكل بر تئاتر اين سرزمين بي سابقه بود ! سپردن سكان كشتي تئاتر به افرادي كه تجربه كار در حوزه نمايش نداشتند ، اتفاق جديدي نبود اما شرايط به گونه اي رقم خورد كه اين نقطه ضعف بزرگ بيش از ادوار ديگر مورد توجه فعالين تئاتر قرار گرفت و اعتراض هاي پنهان و آشكاري را برانگيخت . اولين نمايشي كه جنجال برانگيز شد « تانگوي تخم مرغ داغ » ، نوشته اكبر رادي و به كارگرداني هادي مرزبان بود . توقيف نمايش در ميانه راه كارگردان را به دادگاه كشاند و كار تا جايي بالا گرفت كه او سكته كرد ! نمايش پس از رفع توقيف با حذف ديالوگ هاي حساسيت برانگيز اجراهاي محدودي داشت.
« دل سگ » ( محمد يعقوبي ) و « دورهمي زنان شكسپير » ( بهاره رهنما ) و « شاخ نبات » ( مهدي شمسايي ) كه هر شب بلاااستثناء با سالن پر اجرا مي شدند ، نقاط ملتهب بعدي بودند . روسري سر كردن مردان در « دل سگ » ( محمد يعقوبي ) و مصاحبه هاي كارگردان اين نمايش جنجال برانگيز شد ؛ سالن هاي مناسبي در اختيار يعقوبي براي اجراهايش قرار گرفته بود و بعضي از همتايان و همكارانش كه از اين امتياز محروم مانده بودند اين نوع تخصيص سالن را تبعيض تلقي كردند ؛ نكاتي كه يعقوبي در « هيولاخواني » درباره مميزي تئاتر مطرح كرده بود به مذاق برخي خوش نيامد !؟ شايد همه اين عوامل دست به دست هم دادند تا آن حواشي پديد آمدند . در مقطعي هم حجاب و پوشش بازيگران زن « دورهمي زنان شكسپير » و آرايش و كلاه گيس شان پس از چند اجراي نخست حساسيت برانگيز شد به گونه اي كه رهنما براي صيانت از نمايش مجبور شد در حجاب و پوشش بازيگرانش تجديدنظر كند !؟؟ « شاخ نبات » نيز به واسطه فضاي شوخ و شنگ و رقص هايش به سرنوشت « تانگوي تخم مرغ داغ » دچار شد ! يك خبرگزاري با انتشار خبر بازخواني نمايشنامه « ناگهان هذا حبيب الله … » كه قبل از انقلاب توسط عباس نعلبنديان نوشته شده بود ، عملا اين بازخواني را در نطفه خفه كرد . يك كارگردان تئاتر هم « مجله تئاتر » در برنامه انتقاداتي را مطرح كرد كه جنجال هاي تئاتر 93 را به اوج رساند . او در بخشي از انتقاداتش از حيطه تئاتر خارج و وارد حوزه سياست شد و شايد به همين علت هم بود كه اين برنامه زنده كه تنها تريبون روز تئاتر كشور روي آنتن بود از اهالي نمايش گرفته و توليد و پخش آن متوقف شد .
آربي آوانسيان يكي از بنيانگذاران تئاتر مدرن ايران در مراسم رونمايي كتاب « تئاتر و سينماي اربي اوانسيان » نوشته مجيد لشكري به مذاق بعضي ها خوش نيامد و اعتراض ها برانگيخت . دامنه جنجال هايي كه از بهار 93 كليد خورده بود تا آستانه جشنواره تئاتر فجر و حتي تا پس از مراسم اختتاميه اين رخداد مهم نيز كشيده شد ؛ پوستر طراحي شده براي جشنواره تمسخر جمعيت كثيري از دوستداران تئاتر و گرافيك را برانگيخت و كار به جايي كشيد كه طنازان با قرار دادن طرح ها ، عكس ها و پوسترهاي بازطراحي شده در شبكه هاي اجتماعي ، محتوا و ساختار گرافيكي پوستر جشنواره تئاتر فجر را زير ذره بين بردند . اين تمسخر جمعي سبب شد تا دبير جشنواره بلافاصله دستور طراحي پوستر جديدي را صادر كند اما جالب است كه پوستر جايگزين هم كمي تا قسمتي تقلبي از آب در آمد ! و معلوم شد كه از روي پوستر ديگري كپي شده است !؟ به طرح برخي موضوعات در چند نمايش جشنواره هم اعتراض شد و البته به رقص عربي بازيگر زن يكي از اين نمايش ها !
اما بپردازيم به آن روي ديگر سكه تئاتر 93 كه بسيار شوق انگيز و دلگرم كننده بود و از روشن نگه داشتن مشعل تئاتر در ايران نشان داشت . نمايشگران ايراني با حداقل امكانات و بي بهره يا كم بهره از امكانات و تسهيلات دولت و ارگان هاي مسئول ، پرچم تئاتر را با افتخار برافراشته نگه داشتند ! طرح موضوعات جديد ، به اجرا در آمدن ايده هاي بديع و غيرتكراري و ساختارهاي ابتكاري در صحنه ، تنها بخشي از امتيازات اجراهاي 93 بود ؛ امتيازاتي كه بر سي و سومين جشنواره تئاتر فجر هم مترتب بود و نويد تئاتري فعال ، پويا و سرشار از خلاقيت و ابتكار در سال 1394 مي داد . اجراي بيش از صد نمايش در سال 93 حيرت انگيز و البته تحسين برانگيز بود . جوان ها از قديمي ها و باسابقه ترها در موارد قابل توجهي بهتر كار كردند . شهرستاني ها « پيشرفت » كه نه ، « جهش » قابل ملاحظه اي داشتند . بازيگران بسيار با استعدادي براي نخستين بار پا به صحنه گذاشتند كه تعدادشان كم نبود . طراحي پوستر تئاتر ارتقاء يافت و… خلاصه اهالي تئاتر هر آن چه كه از دست شان برمي آمد ، انجام دادند تا چراغ صحنه خاموش نشود . در حيطه كارگرداني حميدرضا نعيمي با « فاوست » ، پري صابري با « باغ دلگشا » ، شهاب مهربان با « هارايگيري » ، غزل نعيمي با « لكه » ، آرمين جوان با « قصر » ، سياوش بهادري راد با « آنسفاليت » ، مرتضي ميرمنتظمي با « پي دو » ، محمدمهدي شاهي با « سوءتفاهم » ، هادي حجازي فر با « ملاقات بانوي سالخورده » ، مهشيد بابايي با « شب به خير مادر » ، زهرا صبري با « ننه دلاور و فرزندان او » ، حميدرضا آذرنگ با « دو ليتر در دو ليتر صلح » ، خيرالله تقياني پور و جواد نوري با « طرب طروپ » ، شايان فيروزي با « گلوله … » ، رضا گوران با « مرداب روي بام » ، سميرا مهدوي با « در اعماق » ، سابينا شياري و پيمان مجيدي با « مكاشفات راسكلنيكف با آر.جي.ديو در گالري دوزخ » و ايمان اسكندري با « بيرون پشت در » خوش درخشيدند . ياسر خاسب مثل هميشه و طبق انتظار با نمايش فيزيكال « هوموريباس » غافلگيرمان كرد . وحيد رهباني با « كابوسنامه » عنوان مبتكرانه ترين نمايش سال را از آن خود كرد . نصير ملكي جو با « مسخ » ساختار و سبك نسبتا تازه اي از نمايش را ارائه داد . سيدمحمد مساوات با « خانه.وا.ده » ھمه را حيرت زده كرد . دكتر قطب الدين صادقي با « عزيز شنگال » كوباني و حماسه سازانش را پيش چشم ما زنده كرد . عاطفه نوري در « مصاحبه » ، ويشكا آسايش در « ملكه زيبايي لي نين » ، محمدعلي محمدي در « خانه .وا.ده » ، ژاله صامتي در « برف سرخ » و « ترانه هاي محلي » ، جواد مولا نيا در « اوليورتويست » و « مرثيه اي براي كتابسوزي ها » ، بورژين عبدالرزاقي در « خواب آلودگي » ، رضا كيانيان در « مردي براي تمام فصول » ، نسيم افشارپور در « نوعي داستان عاشقانه » ، كوروش ساسانيان و النا آهي در « روبان قرمز » ، منصور نصيري در « گلن گري،گلن راس » ، امير كامران و علي حسين زاده در « هارايگيري » ، منيژه ستوده در « شغال » ، امير اسماعيلي در « مردن با دهان باز » ، سينا رازاني در « سيستم گرون هلم » ، الهام كردا و ستاره اسكندري در « هم هوايي » ، مهران احمدي در « دن كاميلو » ، فرزانه كابلي ، پريسا مقتدي و ليلا برخورداري در « تانگوي تخم مرغ داغ » ، آشا محرابي در « آنتراكت بي آنتراكت » ، عليرضا مهران ، شهرام قائدي و بهنوش بختياري در « آرامسايش » ، حسام منظور و رامين سيار دشتي در « مكاشفات راسكلنيكف با آر.جي.ديو در گالري دوزخ » ، مهدي حسيني نيا در « باور كنيد من گره گوار سامسا هستم » ، وشين تبريزي در « اوليورتويست » بازي هاي ماندگاري از خود به يادگار گذاشتند . . طراحي حركات موزون « شاخ نبات » ، « باغ دلگشا » ، « اددلو » ، « اسب مرده » ، « عزيز شنگال » و « ماجراي به شوي رفتن بانو گشسب دختر رستم دستان » ، طراحي لباس « دورهمي زنان شكسپير » و « قصر » ، طراحي پوستر نمايش هاي « شغال » ، « تب خال » ، « طروپ طرب » جالب توجه بودند … تئاتر ايران سال سخت و پر از سوءتفاهمي را پشت سر گذاشت اما طراوت و سرزندگي خود را از دست نداد . به انتظار نمايش هاي بسيار خوبي كه در سال پيش رو بر صحنه جان خواهند گرفت ،
مي نشينيم تا يك بار ديگر ميل به بالندگي اهالي و دوستداران تئاتر اين سرزمين را در ته ته ته دلمان حس و باور كنيم . آقايان ، خانم ها… باور كنيم تئاتر را . باور كنيم تئاتر را …









