تاریخ انتشار : ۱۸ - مرداد - ۱۳۹۵   بخش : مصاحبه ها

بهار ارجمند بازیگر تئاتر و سینما که در چند وقت اخیر کمتر او را روی صحنه ی تئاتر دیده ایم ، این روزها با نمایش “بهشت با طعم چای تلخ” به نویسندگی و کارگردانی خسرو امیری بار دیگر به صحنه بازگشته است . به بهانه ی اجرای این نمایش که در تماشاخانه ماه حوزه هنری به روی صحنه می رود ، خبرنگار تئاتر فستیوال گفت گویی با بهار ارجمند داشته است و طی آن ارجمند از لزوم اهمیت توجه به نمایش هایی با مضمون دفاع مقدس ، تاریخ مصرف یک اثر نمایشی و پدر بزرگوارش ، زنده یاد انوشیروان ارجمند و … گفت .

تئاتر فستیوال

بهار ارجمند در ابتدا در مورد همکاری با خسرو امیری در نمایش ” بهشت با طعم چای تلخ” گفت : “متاسفانه بعد از رفتن پدرم ، در این یک سال و هفت ، هشت ماهی که گذشته تنها در یک تئاتر مذهبی به نام “همبازی آسمانی” بازی کردم . بعد از آن پیشنهادهایی داشتم اما هیچکدام از متن ها به دلم نمی نشست تا اینکه پیشنهاد بازی در این کار توسط آقای کوروش شاهونه مدیر تولید این نمایش به من داده شد . بعد از خواندن متن به نظرم آمد که متن بسیار جذاب و گیرایی است و در دلش حرفهای بسیاری برای گفتن دارد ، جدا از اینکه احساس کردم بخش هایی از آن طولانی است و می تواند کم شود که آن ها را با آقای امیری درمیان گذاشتم و ایشان نیز پذیرفتند .”

وی در ادامه در مورد مضمون این اثر نمایشی گفت : “من در دوران جنگ خیلی کوچک بودم و چیزهایی که می دانم بیشتر خاطرات و حرف هایی است که یا در زمانی که بزرگ شدم شنیده ام و یا چیزهای است که خوانده ام . به اتفاقاتی که در زمان جنگ برای دلاورمردان و دلاورزنان ما اتفاق افتاد بسیار علاقه مند هستم ولی بایستی به تصویر کشیدن این اتفاقات از کلیشه به دور باشد چون تا به حال آنقدر کلیشه ها را دیده ایم و انگار یک سری اتفاقات مدام تکرار شده است و دچار شعارزدگی شده ایم . خوشبختانه نمایش “بهشت با طعم چای تلخ” از این شعارزدگی ها به دور است و چیزی را روایت می کند که ما کمتر دیده و شنیده ایم و به بعدی می پردازد که خوب است از آن اطلاع داشته باشیم .”

ارجمند افزود : “بخش دیگری که باعث شد در این کار شرکت کنم به زادگاهم مشهد بر می گردد . مگر می شود کاری متبرک و مزین به اسم آقا امام رضا (ع) شود و خوب در نیاید . من فکر می کنم اگر کارهای این چنینی از ته دل نوشته شود قطعا امام رضا (ع) خودشان به آن کار نظر می کنند و اتفاقات خوبی می افتد . شفاعت آقا امام رضا (ع) برای آهو ، چه آن آهو که در دشت است و چه آهوهایی که در روزگار ما وجود دارند حتما آنچه را که به صلاحشان است ، برایشان رقم خواهد زد .”

این بازیگر تئاتر در مورد پرسوناژ خود در این نمایش توضیح داد : “آهوی نمایش “بهشت با طعم چای تلخ ” قصه ی بسیار سخت و تلخی دارد اما دلاورانه پای زندگی ایستاده و برای آن تلاش می کند . زمانی که نمایشنامه را می خواندم ، وقتی فهمیدم که غرشمال  همان آهو است ، برایم لحظه بسیار درخشانی بود ، این را به آقای امیری هم گفتم و به ایشان پیشنهاد دادم که چهره غرشمال دیده نشود و تا لحظه ی آخر رویه یا چادر روی صورت این پرسوناژ باشد و بازیگر این نقش تنها از حرکات بدن (body language) استفاده کند و مخاطب نمایی از صورت او نداشته باشد . با اینکه آقای امیری به من گفتند که برایم خیلی عجیب است که یک بازیگر بخواهد صورتش را از مخاطب پنهان کند اما این مسئله برای من مهم بود که این اتفاق بیفتد ، زیرا شگفتی و زیبایی این نقش در این است که تا لحظه آخر ندانیم که این دختر خودش را در زیباترین پوشش یا نماد پوشش مطهر پنهان می کند تا از بسیاری از گزندها در امان بماند و این موضوع برای من جذابیت ویژه ای داشت .”

تئاتر فستیوال

وی با اشاره به تمرینات نمایش ” بهشت با طعم چای تلخ ” گفت : “در این نمایش شاهد استفاده از دو گویش متفاوت ، کرمانشاهی و مشهدی هستیم که البته بهتر است بگوییم خراسانی چون در بسیاری از قسمت ها گویش خراسانی است و مشهدی صرف نیست . من زمانی که متن را خواندم چون متن به گویش بسیار غلیظی نوشته شده ، خیلی از جاها را متوجه نمی شدم و آن را برایم تعریف کردند . در زمان تمرینات این نمایش بر سر فیلمبرداری دو کار بودم ، همچنین سفرهایی داشتم که نتوانستم تمام و کمال در خدمت کار باشم .ولی گروه با من همراه بود و همکاری کرد ، به خاطر این موضوع از همه سپاسگزار هستم و در نهایت نتیجه آن چیزی شد که شما بر روی صحنه می بینید . من با تمام دل و جان در خدمت کار هستم و امیدوارم مخاطبی که کار را می بیند ، از آن رضایت داشته باشد که این موضوع برای من مهمترین چیز است .”

بازیگر نمایش “زنی که تابستان گذشته رسید” در مورد میزان برقراری ارتباط مخاطب امروز با نمایش “بهشت با طعم چای تلخ” گفت : “به نظر من این نمایش تاریخ مصرف ندارد ، بسیاری از کارها هستند که تاریخ مصرف دارند و لازم است در یک برهه زمانی اجرا و سپس تمام شوند . درست است که این نمایش در اوایل دهه شصت اتفاق می افتد اما هیچگاه تاریخ مصرف آن نمی گذرد و جزء آن دسته از کارهای دفاع مقدس است که می توان آن را در در هر زمانی اجرا کرد . مخاطب را در فکر فرو می برد ، با آن همزاد پنداری می کند و به آن نزدیک می شود . مخاطب می تواند در خود گریه کند یا بخندد ، در تراژدی ترین لحظه کار بخندد و در کمدی ترین لحظه آن گریه کند . این کار از آن نوع کارها است که نمی توانید هیچ وقت بگویید تاریخ انقضا دارد . “

وی در مورد اهمیت حمایت از آثاری که به مقوله جنگ و دفاع مقدس می پردازند ، گفت : “کسی که اهل تئاتر و بیننده تئاتر است ، نباید برای انتخاب و دیدن یک نمایش تنها به تیتر و عنوان آن بسنده کند . به شخصه به عنوان یک مخاطب ، حتما به دیدن آثاری که در حوزه دفاع مقدس کار می شود می روم. چون ما بسیار به دلیرانمان چه زن و چه مرد ، در حوزه دفاع مقدس ، مدیون هستیم مخصوصا کسانی که در این حوزه قلم می زنند . بالاخص آنهایی که درست و خوب کار می کنند و قلم شان در خیلی وقت ها تن آدم را به لرزه در می آورد ، حتما باید حمایت شوند . حتی اگر به دیدن تئاتری برویم و کار بدی هم ببینیم ولی باز هم حمایت لازم است . مخصوصا در حال حاضر که همه به فضای مجازی دسترسی دارند با خواندن دو خط از خلاصه داستان متوجه می شوند که کار در چه رابطه ای است ، نباید این گونه از کارها را تنها گذاشت . “

بهار ارجمند در پایان با بیان اینکه “بهشت با طعم چای تلخ” دومین کاری است که پدرش را در کنارش ندارد ، گفت : “اینکه پدرم در کنارم نیست تا به دیدن کارم بیاید ، خیلی سخت است و عمیقا آرزو می کنم که راضی باشد . سخت ترین اجراهای من اجراهایی بود که پدرم به همراه مادرم به دیدن آنها می آمد و همیشه از چشمانش می فهمیدم که آیا از بازی من راضی است یا نه . امروز چشمانش را ندارم ولی نگاه پدر بزرگوارم ، مرشدم و استادم در نگاه مادرم خفته است و خوشحالم روزی که مادرم برای دیدن این نمایش آمد ، با نگاه پدرم همراه بود و خدا را شکر که راضی بود .”



نظر شما:





نمــا فــستیوال