تاریخ انتشار : ۲۲ - فروردین - ۱۳۹۵   بخش : مصاحبه ها

اشاره : مصاحبه زیر با سارا اسکندری ، طراح گریم تئاتر در ویژه نامه ی تئاتر فستیوال با نام بهاریه تئاتر فستیوال به مناسبت فرا رسیدن بهار ۱۳۹۵ منتشر شده است .

تئاتر فستیوال

مقوله ى گریم از آن دست مسائلى است که با آنکه در یک اثر نمایشى از اهمیت بسیار بالایى برخوردار است اما متاسفانه گاها از سوى کارگردانان مورد
کم توجهى قرار مى گیرد و به دلیل مشکلات مالى گروه ممکن است به راحتى کنار گذاشته شود . خوشبختانه در چند سال اخیر گریم توانسته جایگاه خود را در میان دیگر عوامل یک اثر نمایشى تثبیت کند و حتى شاهد بودیم که در سى و چهارمین جشنواره تئاتر فجر ، براى نخستین بار رشته ى گریم همچون دیگر رشته هایى که براى به دست آوردن تندیس جشنواره به رقابت مى پردازند ، وارد بخش مسابقه شد . آغاز سال جدید را بهانه ى گفت و گو با یکى از پرکارترین و البته موفق ترین گریمورها در سال ۹۴ یعنى سارا اسکندرى قرار دادیم و او از چگونگى ورود خود به دنیاى گریم تا دغدغه هایى که در مورد این رشته ى هنرى دارد براى ما گفت .

چه شد که رشته گریم را از بین شاخه هاى هنرى انتخاب کردید ؟
گریم رشته ای بود که من از نوجوانی به آن علاقه مند بودم . البته عموی من مرحوم حسین اسکندری که از گوینده های معروف رادیو و تهیه کننده و مجری تلویزیون بودند ، خیلی باعث شده بودند که ما با این فضا بیگانه نباشیم . چون از زمان قدیم در این فضاها بود و ضمن اینکه فیلم کوتاه هم می ساخت و لاله و ستاره در آنها بازی می کردند ، من هم بیگانه نبودم . اما در این بین مثلا ستاره تمایل به بازیگری داشت. مثلا یادم هست همان ایام ، دیالوگ های سریال هایی که پخش می شد را حفظ می کرد . اما سریال هایی که زمان ما بود ، مثل « ابوعلی سینا » و « هزار دستان » و « سربداران » و … خیلی محدود بود که همان موقع هم گریم هایشان را می دیدم برایم جذاب بود .

آن موقع اساتید گریم هم دو سه نفر محدود بودند و آقایان اسکندری ، معیریان و محتشم و فرهنگ معیری معرف حضور بودند . اما من این رشته را دنبال می کردم و دوست داشتم. خیلی هم با مخالفت خانواده رو به رو بودم. تمایل نداشتند که بچه ها به سمت این وادی بروند البته بعد از مدتی برعکس شد . من تقریبا چهارده سالم بود که آقای اسکندری کلاس های گریمی برگزار کرده بودند که الان کامل حضور ذهن ندارم ولی یادم هست که آشناهایی که در صدا و سیما بودند می توانستند معرفی کنند و من واقعا دلم می خواست که این کلاس ها را بروم ، که با مخالفت خانواده رو به رو شدم . آن موقع تصورشان نسبت به گریم چیز دیگری بود . خود من در دوران دبیرستان یک بار برای مدرسه نرفتن گفتم تصادف کرده ام ، بعد برای طبیعی شدن چشمهایم را گریم کردم که به سمت سبزی و کبودی برود . در واقع از همان موقع در این فضاها بودم و یا ستاره و لاله را با وسایلی که در دسترسم بود گریم می کردم .

تئاتر فستیوال
شما تجربه ى همکارى با نسل هاى مختلف تئاتر را دارید ، چه تفاوتى را در این نسل ها مى بینید ؟ سلیقه ها تغییر کرده است ؟
در هر صورت تفاوت هایی وجود دارد و نسبت به سال های پیش همه چیز فرق کرده است . آن زمان نمایشنامه هایی که اجرا می شد متفاوت بود با الان و الان تئاتر در همه ی زمینه ها و در همه ی دنیا پیشرفت کرده است ، فرم اجرایی تغییر کرده است ، دیالوگ گویی و فرم کارگردانی هم فرق کرده است . آن موقع یک نمایش بیشتر روی کارگردانی و بازیگری می گشت ، البته آن زمان هم گریم داشتیم ، و خانم میهن در ایران جزء اولین اساتید آکادمیک بودند که از فرانسه آمده بودند و اپرا کار کرده بودند و بعد از انقلاب نیز در تئاتر فعالیت کردند . با توجه به آن زمان گریم هم فرق می کرده ، اما الان به گونه ای شده و نمایش ها به سمت و سویی رفته است که نمایش ها فقط بازیگرمحور نیستند و تماشاچی ناخودآگاه جلوه های بصری هم رویش تاثیر می گذارد .

در واقع در این چند سال اخیر چه در ایران چه خارج، اکثر نمایش ها خیلی متکی به طراحی صحنه ، لباس ، نور و گریم هستند . در این چند سال نمایش هایی که حتی در بخش بین الملل انتخاب شده اند همه نمایش هایی بودند که روی این موارد خیلی تاکید داشتند و طبیعتا گریم هم در کنارشان در موفقیت آن نمایش خیلی تاثیرگذار بوده است . البته هنوز داریم افرادی که خیلی به گریم اعتقادی ندارند و ترجیح می دهند که نمایش هایشان کارگاهی باشد . ولی در بین اینها جوانهایی هم داریم که به مقوله ی گریم بسیار اهمیت می دهند و فضای کاریشان فرق می کند و خیلی روی این موارد تاکید دارند و سوادش را هم دارند . و اینطور نیست که فقط بگویند فلان چیز را می خواهیم برایمان اجرا کنی. کاملا با ما مشورت می کنند و نظر می خواهند که چطور به آن شخصیت نزدیک شویم .

تئاتر فستیوال

یک گریمور تئاتر چه زمانى به گروه نمایشى اضافه مى شود ؟ و چقدر نظرات کارگردان بر روند کارى شما تاثیر مى گذارد ؟
بستگی به این دارد که چقدر کارگردان به گریم اهمیت بدهد . درستش این است که در همان اول که چیدمان صحنه و لباس اتفاق می افتد گریم هم شکل بگیرد و از همان ابتدا گریمور هم در روند کار باشد . بعضی از دوستان اینگونه نیستند یعنی هنوز با اینکه ما داریم سعی می کنیم که نشان دهیم گریم جزو عناصر اصلی تئاتر هست باز هم بعضی از کارگردان ها اعتقادشان این است که اولین چیزی که باید حتی از لحاظ مالی حذف شود گریم هست . اما من خداراشکر این خوشبختی را داشته ام که با کسانی کار کرده ام که به این شکل نبوده اند . در قدیم با اساتیدی که کار می کردم ناخودآگاه روند به این شکل می شد که اول چیدمان ها صورت می گرفت و بعد گریم اضافه می شد . ولی این چند سال اخیر به این صورت هست که من خودم به جرات می توان بگویم در همان ابتدای امر در جریان نمایش قرار گرفته ام . یعنی معمولا همان اول حتی در مواقعی قبل از انتخاب بازیگر به گروه اضافه شده ام . در واقع من الان در ابتدا متن را می خوانم بعد با کارگردان صحبت می کنم که بدانم نمایشش را به چه صورت می خواهد اجرا کند و قاعدتا پیشنهادهای خودم را می دهم ، کارگردان هم پیشنهادهای خودش را می دهد . اما در واقع جزو طراح هایی هستم که دنبال چالش هستم و خیلی وقتها امکان داشته کارگردان نظر دیگری داشته باشد و با نظر من متفاوت باشد . مثلا من با رضا ثروتی خیلی از لحاظ هماهنگی راحت هستم ، او جزو کارگردان هایی هست که سه نمایش با هم اجرا کردیم و خیلی با هم از نظر سلیقه هماهنگ شده ایم .رضا ثروتی جزو افرادی است که اعتماد کامل به من به عنوان طراح دارد .

مثلا « اتاق ورونیکا » از نمایش هایی است که خیلی روی گریم می چرخد . که اگر گریم نداشت و یا یک گریم عادی داشت شاید به آن موفقیت نمی رسیدیم ، البته حمل بر خودستایی نباشد من بحثم مقوله ی گریم است . رضا ثروتی در این کار پیشنهادات دیگری داشت ، یک جاهایی با هم موافق بودیم و یک جاهایی خیر. اما این اعتماد را به من کرد که اجازه بدهد من کارم را اجرا کنم و اگر مورد قبول بود ، همان را ادامه بدهیم . که معمولا در همکاری هایی که داشته ام مخصوصا با کارگردان های جوان تر بیشتر از همین طریق با هم جلو رفته ایم و معمولا با هم تبادل نظر می کنیم و در نهایت از فیلتر کارگردان گذر می کند . ولی خودم معمولا اینگونه هستم که صبر نمی کنم به من بگویند این را می خواهیم و همین را اجرا کن .

IMG_20160328_111155
در مرحله ى اجرا پیش آمده است که بازیگرى نسبت به گریمش اعتراض داشته باشد ؟
پیش آمده است .خانم میهن و استادی که در واقع اولین بار قلم را دست من دادند و من در کلاسهایشان شرکت کردم آقای جلال الدین معیریان بودنذکه من در کلاسهای ایشان شرکت کردم در سال ٧١ کلاسهای ایشان را گذراندم و به سمت تئاتر رفتم و در تئاتر خانم میهن استاد من بودند . خانم میهن همیشه می گفتند تو پنجاه درصد کارت می تواند خوب باشد و پنجاه درصد بعدی مربوط به نوع ارتباط تو با بازیگر و گروه است . و من با تمام وجودم باور دارم که بازیگر بوم نقاشی نیست . من تصورم این است که زمانی موفق خواهم بود که بتوانم با طرحی که دارم روی صورت بازیگر پیاده می کنم او را به نقشش نزدیک کنم . تمام هنر من این است که کاری کنم که این ارتباط را برقرار کنم . سعی کرده ام در ارتباط با بازیگر اصلا دگم نباشم . بعضی مواقع مجبور شده ام که از طرح خودم یک مقدار صرف نظر کنم ، برای اینکه دیده ام به هر دلیلی مثلا یک بازیگر پیشکسوتی که تفکرات خودش هم چیز دیگری ست و با سواد است و گریم را چیز دیگری می بیند کار من را سخت می کند نمی توانم در مقابلش دگم باشم . من زمانی موفقم که بازیگر را با گریمش اخت کنم .

در جشنواره تئاتر فجر امسال گریم به عنوان یک بخش مستقل به جوایز جشنواره اضافه شد. نظرتان در رابطه با این اتفاق چیست ؟
این مقوله ای است که سالها دنبالش بودند از زمانهای قدیم که خانم میهن فعالیت داشتند و اساتید دیگری که آن زمان کار می کردند و الان نیستند همیشه دوست داشتند گریم در جشنواره ها دیده شود . ما معتبرترین جشنواره تئاتری که داریم جشنواره فجر است اما متاسفانه زمان هایی این توجه وجود نداشت ، این پیگری همیشه بود که خوشبختانه امسال هیئت مدیره که خودم هم جزء آنها بودم توانست رخ دهد البته از دو سال پیش که آقای صالح پور دبیر جشنواره بودند ما پیگیری را بیشتر کردیم تا حدودی پیش آمدند و این قول را به ما دادند و در روزنامه ها هم نوشنته شد که این اتفاق می افتد ، ولی دقیقه نود قسمت بین الملل را حذف کردند و فقط در ایران تشکری از خانم حاجیها کردند . بعد از آن ما پیگیر بودیم تا در سالی که گذشت توانستیم با همین پیگیری ها و دوندگی ها که پنج سال است کارهایی اتفاق می افتد که خیلی به گریم وابسته هستند این اتفاق بیفتد . امسال آقای دکتر سعید اسدی این جسارت را به نشان دادند و گریم را در هر دو بخش بین الملل و ایران مورد داوری قرار داد و این اتفاق باعث رقابت سالمی بین بچه ها می شود که کارهای همدیگر را پیگیری کنند و در این راستا هم پپیشرفت کنند .

تئاتر فستیوال

در این مساله صنف چهره پردازان هم فعالیت دارد و براى این امر تلاش کرده است ؟
ترجیح می دهم راجع به این موضوع الان خیلی صحبت نکنم ، چون رشته ی ما رشته ی مهجوری است و خیلی سعی شده که کنار گذاشته شود ، البته به جز این چند سال اخیر که توجه ها به سمت گریم جلب شده و نمایش ها هم بیشتر از گریم استفاده می کنند . اما معمولا اولین چیزی که به ذهنشان می رسد که برای مسائل مالی حذف کنند گریم است ، سفر خارج از ایران.هم اولین چیزی که حذف می کنند گریم است . واقعیت این است که این اتفاقات در روحیه ی بچه ها تاثیر گذاشته و باعث شده خیلی نیروهای با استعداد در این زمینه داشته باشیم که اساسا تئاتر را کنار گذاشته اند ، ماجرای ما خیلی سخت بود و ما فقط و فقط روی پای خودمان ایستادیم و هیچکس حمایت خاصی از ما نمی کند . برای همین ماجرای ما کمی پیچیده و سخت است . البته در این یک سال اخیر انتخابات جدید داشتیم که چند نفر دیگر در هیئت مدیره فعالیت می کنند ، من (سارا اسکندری) افسانه قلی زاده ، یوحنا حکیمی ، مهدی محمدی رئیس، بهار اسدی ، کامبیز معماری ، طبیعتا اعتقادات ما با افرادقبلی فرق داشته ، آنها هم قطعا دلشان می خواسته اتفاقاتی پیش بیاید ولی سلیقه ها و توانایی ها فرق می کند . در مجموع صنف سعی می کند اگر کاری از دستش بر می آید انجام دهد. ولی بزرگترین اتفاقی که به نظر من افتاده است این است که ما توانستیم با چنگ و دندان همین امکانات بسیار اندک را به دست بیاوریم و توانستیم حتی توجه داوران خارجی را به این سمت جلب کنیم و با این امکانات محدود موفق شویم . ما شش نفر امسال کمی سختگیر تر عمل کردیم و فقط دو نفر عضو که یکی وابسته و یکی پیوسته پذیرفتیم . الان که ما می خواهیم بگوئیم تئاتر خیلی مهم است و افرادش خیلی حرفه ای عمل می کنند آموزش تعلیم هم باید از راه درست صورت گیرد تا موفق تر شویم .

تئاتر فستیوال

ببین کارهایى که انجام داده اید کدام کار را بیشتر دوست داشتید و خودتان را راضی کرد ؟
سوال خیلی سختی ست . من کلا کارهایم را خیلی دوست دارم ، یعنی در این چند ساله مثلا تمام کارهایی که به آقای ثروتی انجام دادم مثل «ویتسک» و «فهرست» را خیلی دوست دارم . اما دو کار بود که من خیلی نسبت به آنها احساس رضایت می کنم ، یکی دادگر معمولا کارهایش را کارگاهی پیش می برد و خیلی اهل دکور و گریم نیستند، کاری بود که بهمن ٩٢ اجرا رفت ، جزء کارهایی بود که اصلا قرار نبود گریم داشته باشند ، دقیقا ده روز مانده به اجرا یکی از بازیگرانی که در نمایش بازی می کرد ، این پیشنهاد گریم را داده بود و آرش دادگر خیلی موافق نبوده است ، اما در نهایت با من تماس گرفتند و در نهایت جزء کارهایی شد که خیلی برایم عزیز بود و ده روزه این طراحی را انجام دادم و فضای خیلی خاصی داشت . « هملت » آرش دادگر کار خاصی بود یعنی در نهایت هملتی بود که من از همه چیز خارج شدم و به سمت و سوی دیگری رفتم . مثلا اوفلیا سیاه پوست شد . علاوه بر این کار ، « اتاق ورونیکا » نیز به همین شکل بود . در « اتاق ورونیکا » واقعا خستگی از تنم در رفت و احساس غرور می کردم و البته واقعا  مدیون گروه بسیار نازنینم هستم و این را جدی می گویم ، سپهر گودرزی که اجرای گریم ررا به عهده داشت به همراه پریا الهی و امیر عباس حاتمی . البته من دائم پیش بچه ها بودم ولی از کارهای بسیار وحشتناک و سخت بود . ما در ابتدا یک پیرزن و پیرمرد داریم بعد در عرض پنج دقیقه باید تبدیل به دو آدم دیگر می شدند و واقعا تتمام تماشاچیانی که کار را را می دیدند می گفتند اگر ما نمی دانستیم فکر می کردیم دو بازیگر دیگر هستند .خیلی کار واقعا سختی بود که در پنج دقیقه با تعویض لباس بتوانیم دو آدم دیگر ارائه دهیم و پپر چچند دقیقه تماشاچی را گول بزنیم .
پیش آمده نمایشى را ببینید و دلتان خواسته باشد گریمش را خودتان انجام مى دادید ؟
طبیعتا پیش می آید ، نمی خواهم حمل بر خودستایی باشد ، اما خوشبختانه اجراهای خوبی که این سالها اجرا شده است خودم بر سر آن کار بوده ام ، ولی طبیعتا پیش می آید که دلم می خواسته سر کاری باشم .

برای دریافت ویژه نامه “بهار فستیوال” اینجا را کلیک کنید .



نظر شما:





نمــا فــستیوال