تاریخ انتشار : ۳ - دی - ۱۳۹۴   بخش : سرمقاله ها

تئاتر فستیوال

عرصه فرهنگ و هنر ، عرصه ای است که دروازه اش ، نگهبان ندارد و بسیاری به راحتی وارد این عرصه می شوند و از آن پس ، نام و عنوان فرهنگی و یا هنرمند را یدک می کشند و مثلا فرهنگی یا هنرمند می شوند ؛ اما فقط عنوان دارند و با ابعاد این عرصه ، اساسا آشنایی ندارند . این افراد با ورود به این عرصه ، خود را صاحب ِ عنوانی می بینند که گاهاً خوابش را هم نمی دیده اند و نتیجۀ این امر ، رویا پردازی است و دیدن آنچه دوست دارند باشـــــند در این رویا ها .

آنان در رویاهایشان خود را نظریه پرداز فرهنگی ، مبدع انواع سبک ها و ژانرهای هنری ، طراح و بازنویس آثار بزرگان و … می بینند . این ها رویاهای این افراد به اصطلاح فرهنگی و هنرمــــــــــند است که چون بی هیچ فیلتری و به راحتی وارد عرصه هنر و فرهنگ شده اند ، به هر چیز دست می اندازند تا خود را اهـــــــل این عرصه نشان دهند .

عرصه فرهنگ و هنر نباید و نشاید هم فیلتر و یا نگهبان داشته باشد ، باید هم هرکس بتواند وارد این عرصه شود . اما بی شک بعد از ورود افراد ، برای جلوگیری از رشد حباب گونۀ افراد ِ به ظاهر فرهنگی و هنری که با رویاپردازی ، خود و مخاطبین هنر را فریب می دهند ، باید ابزاری باشد تا آنان را از اهالی واقعی فرهنگ و هنر تمیز داده ، معرفی کند و در نتیجه آنان را در مسیر اصلاح و یا خروج از عرصه فرهنگ و هنر قرار دهند تا این عرصه از هرگونه گزندی در امان باشد و فرهنگ و هنر به دست اهلش بیفتد .

و این ابزار بی شک نقد و رسانه است .

ابزار جدا کردن سره از ناسره ، واقعیت از رویا ، شخص ِ فرهنگی ِ واقعی از غیر واقعی و هنرمند از غیر از آن .

نقد و رسانه ابزار حفظ پویایی و البته حفظ چهارچوب ها و قوانین عرصه هنر هستند ، تا هر کس که وارد این عرصه شد برای بقاءِ خود به هر چیزی نام فرهنگ و هنر و نو آوری و… ننهد و این گونه است که عالم هنر از گزند رویا پردازان ِ بی هنر حفظ می شود .

و امروز چه بسیارند کسانی که با هر عنوان و به هر شکل ( حتی از طریق تحصیلات آکادمیک ) وارد عرصه فرهنگ و هنر شده اند ، اما رویاپردازانی بیش نیستند . آنان در آرزوی رسیدن به مقام نظریه پرداز و صاحب نظر و مبدع سبک های نوین و تشکیل گروه و کمپانی و امثالهم ، با کمترین  پشتوانه علمی و هنری ( این علم که می گویم از سواد و تحصیلات آکادمیک جدا است. ) ، دست به کار می شوند و سرمایه خود و مملکت را خرج می کنند و این کمترین زیانی است که این افراد برای فرهنگ و هنر دارند ، این افراد در دراز مدت ، اگر نقد نشوند ، می توانند فرهنگ و آن شاخه خاص از هنر را منحرف نمایند .

پس وظیفه نقد و در کنار آن رسانه ، بسیار حیاتی است .

عرصه فرهنگ و هنر ، عرصه ای است که همه کس می تواند وارد آن شود و هر اثری را خلق کند ، ولی هر کس نمی تواند در این عرصه بقاء داشته باشد و این وظیفۀ نقد و منتــــــــــــقد است تا این عرصه را از غیر هنرمند ِ خیال پرداز ِ خود بزرگ بین ، خالی کند .

و چه بسیارند این به ظاهر هنرمندان خیال پرداز که وقتی منتقدی یا رسانه ای معایب و خیال پردازی و هنرمند نبودن شان را به روی آنها می آورد ، تیغ به روی منتقد و رسانه می کشند و به جای اصلاح خود و رفع معایب اثرشان و به جای خارج شدن از عالم رویا و روبرو شدن با واقعیت و آنچه هستند ، رسانه و منتقد را مقصر می دانند و با توهین و ناسزا و تهدید می خواهند که اساساً رسانه و نقد و فرهنگ نقادی را از عرصه فرهنـــگ و هنر این سرزمــــــین پاک کنند تا خود یکــــــه تاز ِ میدان ِ خیال پردازی و خود بزرگ بینی باشند و مانع رشد و تعالی فرهنگ کشور .

این افراد نه تنها عرصه نقد و هنر را نشانه گرفته اند تا ویران کنند و هر درست و نادرستی را به جای هنر و نوآوری و… جا بزنند ، بلکه با نقد و فرهنگ نقادی نیز مشکل دارند ، امری که هم علمی است و هم اسلامی و سفارش مؤکد دین اسلام بر امر به معروف و نهی از منکر است . این افراد می خواهند که نهایتاً فرهنگ و هنر مملکت را به انحطاط بکشانند .

بی شک آنان که به سوی رسانه و نقد تیغ می کشند ، نه فرهنگی هستند و نه هنرمند ، بلکه خود را در خیال و رویا ، بزرگ دیده اند و صاحب نظر و کرسی و هیچ کس هم حق اظهار نظر در مورد عملکرد آنان را ندارد .

اما این گونه افراد بد نیست که بدانند که هر چه کنند ، نقد حذف شدنی نیست و هرچه هم آنان برای رشد و منفعت خود ، نقد را چرخ پنجم گاری قرار دهند ، باز هم نقد حضور خواهد داشت و کار خود را خواهد کرد و بالاخره عرصه هنر از خیال پردازان ِ بی هنر خالی خواهد شد . انشاءالله .



نظر شما:





نمــا فــستیوال