تاریخ انتشار : ۱۸ - اردیبهشت - ۱۳۹۵   بخش : مصاحبه ها

یکی از جشن هایی که در طی هفته تئاتر ایران (۷ تا ۱۴ اردیبهشت ماه) برگزار شد ، جشن کارگردانان خانه تئاتر بود که در آن به تجلیل از هنرمند پیشکسوت عرصه ی تئاتر ، سینما و تلویزیون ، محمدعلی کشاورز پرداختند . در این مراسم که با حضور هنرمندان و عده ی بسیاری از علاقمندان به هنر تئاتر برگزار شد ، خبرنگار تئاتر فستیوال ، به بهانه ی تجلیل از این هنرمند برجسته به گفت و گو با چند تن از هنرمندان  این عرصه پرداخت و هر کدام از آن ها خاطره ای را که از کشاورز در ذهن داشتند برای او بازگو کردند .

تئاترفستیوال

جعفر والی : تئاتر هنر مقدسی است .

من و آقای کشاورز در گروه تئاتر آقای اسکویی با هم بودیم . زمانی که من از گروه آقای اسکویی جدا شدم ،  عده ای من جمله آقای کشاورز با من بیرون  آمدند . بعد از آن به اداره تئاتر رفتیم و به همراه عده ای از دوستان قدیمی که با هم کار کرده بودیم ، گروهی را به نام تئاتر شهر تشکیل دادیم .

کشاورز نقش های مختلفی برای من بازی کرده است . نمایشنامه ای بود به نام “چوب به دست های ورزیل” ، که آقای کشاورز نقش یکی از شکارچی ها را بازی می کرد و روی صحنه غلغله می کرد . وقتی هوار می کشید و کباب دنبه می خواست ، صحنه می لرزید .

از کشاورز خیلی خاطره دارم  ۵۰ ، ۶۰ سال با هم کار کردیم . یک خاطره ی جالب برایتان بگویم ، من برای اولین بار در عمرم با آقای کشاورز دریا را دیدم . به گردش رفته بودیم و من دوست داستم دریا را ببینم که این اتفاق با آقای کشاورز افتاد .

خطاب به جوان ها می گویم که تئاتر هنر مقدسی است ، حداقل تقدس آن را حفظ کنید .

هرمز هدایت : شروع کارم با آقای کشاورز بود .

حدود بیست ساله بودم که کارم را با آقای کشاورز ، نصیریان ، انتظامی و .. در یک گروه شروع کردم . البته آنها از اساتید بودند و به لحاظ سنی هم با من متفاوت بودند . تئاتری کار کردیم که بسیاری از دوستان از جمله آقای راد در آن بودند . در یکی از صحنه ها که سه نفری کار می کردیم ، من افسر نگهبان کلانتری بودم ، آقای کشاورز و آقای نصیریان و آقای اسماعیل محرابی در اطراف من بودند . نام کار “تابلو،   تابلو” بود و آنها نقش مراجعه کننده را داشتند . مشغول کار در یک صحنه ی جدی بودیم ولی آقای کشاورز مدام شیطنت و شوخی می کرد و ما خودمان را کنترل می کردیم . آن زمان برایم عجیب بود مگر می شود در تئاتر چنین کارهایی کرد .

اسدالله یکتا : استاد کشاورز به راستی استاد هستند .

با آقای کشاورز کاری را به کارگردانی داریوش فرهنگ اجرا کردیم که خاطرات خوشی از آن به خاطر دارم . استاد کشاورز به راستی استاد هستند . و به جوان ها توصیه می کنم زمانی که کارشان روی غلطتک افتاد ، خودشان را گم نکنند .

ایرج راد : اخلاق هنری و انسانیت بزرگترین خاطراتی است که از ایشان برایم باقی مانده است .

 آنچه از این بزرگان حائز اهمیت است ، اخلاق هنری ، توانمندی ، ارزشمندی ، صبوری و انسانیت است که این ها بزرگترین خاطراتی است که در طول زمانی که با آن ها کار کردم ، برای من باقی مانده است .

نصرت الله وحدت : همکاری من با آقای کشاورز به پنجاه سال قبل برمی گردد

من با آقای کشاورز از هفده سالگی در تئاتر سپاهان اصفهان بازی می کردیم ، آقای کشاورز ساکن یکی از شهرک های اصفهان به نام سیچان بودند و همیشه به تماشای همه تئاتر های من می آمدند و ما را تشویق می کردند . همکاری من با آقای کشاورز به پنجاه سال قبل برمی گردد و افتخار می کنم که امروز در این مراسم در کنار ایشان بودم .

آرزوی من این است که نسل جوان امروز به آرزویی که دارد برسد و در هر کاری که وارد می شود موفق باشد ، همچنین برای دوستان و جوانانی که آرزوی هنرمند شدن دارند و یا در کار هنری فعالیت می کنند از خداوند موفقیت مسئلت می کنم تا روز به روز کار هنریشان وسعت بیشتری بگیرد .



نظر شما:





نمــا فــستیوال