تاریخ انتشار : ۱۱ - آبان - ۱۳۹۵   بخش : مصاحبه ها

محمد مهدی خاتمی کارگردان و نویسنده تئاتر ، در سال ۱۳۷۳ با نمایش “من را فریاد کن” کار خود را آغاز کرد و در سال گذشته در سالن خانه موزه استاد انتظامی “سنگ بست” را به روی صحنه برده است ، او این روزها نمایش “شراره” را با گروه تئاتر خرداد در همین سالن کارگردانی می کند . خبرنگار تئاتر فستیوال به بهانه اجرای این نمایش با محمد مهدی خاتمی گفتگویی در رابطه با نمایش داشته که در ادامه می توانید آن را بخوانید :

تئاتر فستیوال

محمد مهدی خاتمی در رابطه با ایده شکل گیری نمایش “شراره” توضیح داد : ” من حدود ۱۷ نمایشنامه دارم که تعداد بسیاری از آن ها در حوزه دفاع مقدس و کارهای مذهبی است .”شراره” هم در ادامه آن کارهاست . من به مدت ۱۰ سال ، در این حوزه کاری را ارائه ندادم چون احساس می کردم ، حرفی برای گفتن ندارم . از سال ۹۳ فکر کردم که با “شراره”می توانم به بررسی آدم هایی بپردازم که جنگ گریبانشان را رها نکرده و هنوز درگیر جنگ هستند . یعنی اگر جنگ برای همه ۸ سال بود و تمام شد ، آن ها بعد از گذشت ۳۵ سال ، هنوز درگیر جنگ هستند . طبیعتا این آدم ها قابل تکریم ، تعظیم و احترام هستند و به عقیده ی من در مورد این آدم ها اندیشیدن ، نقد و نظر کردن و به روی صحنه رفتن قابل احترام است .”

وی با اشاره به شهر مشهد به عنوان مکان قصه نمایش “شراره” گفت : “من بسیار به شهر خودم ؛ مشهد علاقه مند هستم و دوست دارم در کارهایم اتمسفر آن شهر وجود داشته باشد ، در “سنگ بست” هم همانند “شراره” این اتفاق افتاده است زیرا من ترجیح می دهم مکاشفه ام در شهر خودم باشد و بسیار از اتفاقاتی که برای این نمایش افتاد راضی هستم .”

خاتمی با اشاره به روی صحنه بردن متن هایی که خود نگاشته است ، توضیح داد : “من تا به امروز ۱۷ نمایشنامه و ۱۷ اجرا دارم .شاید خودخواهی باشد که این را بگویم ولی تا به حال متن دیگری غیر از نمایشنامه خودم را کار نکردم ، چون به شدت دوست دارم با فضاهای درونی ام به صحنه بروم .”

این کارگردان با بیان تغییرات بوجود آمده در متن “شراره” در حین اجرا گفت : “به دلیل این که نویسنده در تمرینات و شکل گیری نمایش حضور دارد ، تغییراتی در نمایش بوجود می آید . من تمرینات این نمایش را تابستان امسال با گروه تئاتر “خرداد” آغاز کردم این گروه در مشهد هستند و من به صورت پروازی مدام به آنجا می رفتم و با این گروه که بسیار به کارشان معتقد هستم ، کار می کردم و در  طی تمرینات اتفاقات خیلی زیادی برای این نمایش افتاد و ماحصل آن تغییرات ، چیزی شد که شما امروز بر روی صحنه می بینید .”

وی در رابطه با بازیگران گروه نمایش “شراره” توضیح داد : “گروه نمایش “شراره” ، از بچه های گروه تئاتر “خرداد” که جزو گروه های به ثبت رسیده ی درجه الف کشور است، تشکیل شده ، ما سال های سال است که با هم کار می کنیم و من این راه دور ، رفتن و آمدن ها را به جان می خرم و از نتیجه کار بسیار رضایت دارم چون ما در این گروه بعد از همکاری های پیاپی که با هم داشتیم ، حرف همدیگر را خیلی خوب می فهمیم ، هم من از توانایی بازیگران آگاه هستم و هم آن ها می دانند که من چه می خواهم ، در واقع این تفاهیمی که بین تیم کارگردانی و تیم عوامل اجرایی وجود دارد ، می تواند تجربه های موفقی را رقم بزند . “

محمد مهدی خاتمی با بیان این که “شراره” موضوعی ملموس دارد ، گفت : “من به جرات می توانم بگویم ، مخاطب بسیار خوب با کار ارتباط برقرار کرده است ، زیرا شراره موضوعی ملموس دارد . ما نمی توانیم هیچ ایرانی را بدون این که خاطراتی از جنگ نداشته باشد ، تصور کنیم . هیچ کوچه و خیابانی در شهر ما نیست که اسم شهید بر روی آن نباشد . گاها لازم است که ما برای این اتفاق بسیار مهم تلنگری به خودمان بزنیم . در این کشور هشت سال جنگ بود ولی ما چقدر توانسته ایم عظمت این واقعه را مطرح کنیم و چقدر موفق بوده ایم که دقیق به آن بپردازیم و در مورد آن نمایشنامه و شعر بنویسیم و یا فیلم بسازیم . به عقیده من ۸ سال خیلی اتفاق مهمی است . این رخداد یکی از بزرگترین اتفاقات قرن اخیر بوده است و به نظر من هنوز ما خیلی می توانیم در این حوزه کار کنیم به این شرط که نگاه نو و جدیدی داشته باشیم و از تکرار پرهیز کنیم .”

نویسنده نمایش “سنگ بست” در رابطه با نمایشنامه های حوزه دفاع مقدس اذعان کرد : ” من فکر نمی کنم در این زمینه کسی مدعی باشد . زیرا در طول این سی سال به تعداد انگشت های دست و یا اگر اغراق نکنم تنها ۲۰ ، ۳۰ نمایشنامه خوب داشته ایم و عموما کارهایی که تولید شده ، کارهای خوبی نبوده و متاسفانه باعث دفع تماشاگر شده و گاهی باعث یک جور آشنازدایی در تماشاگر شده است . ولی من معتقد هستم برای این نسلی که نه جنگ را دیده و نه آن را تجربه کرده ، باید این خاطرات بماند و این موضوعات مطرح شود تا بداند در کجا زندگی می کند .”

وی ادامه داد : “جنگ یک پدیده و یک اتفاق است . باید به این اتفاق از جنبه های مختلف نگاه کنیم ، ما در سال های اولیه جنگ باید مدح جنگ را می گفتیم و باعث تشویق رزمندگان می شدیم . من خودم جزو گروه هایی هستم که در سال ۶۴ در جبهه ، نمایش اجرا کردم . ولی الان با فاصله گرفتن از جنگ ، شاید باید نقد آدم های جنگ و نقد اساس جنگ را سرلوحه کارمان بگذاریم . چون مسئله جنگ ، انسان ، مرگ و زندگی است و هیچ چیز برای انسان از مرگ و زندگی اهمیت بالاتری ندارد ولی چگونه نگاه کردن به این موضوع اهمیت دارد . در این نمایش ، رابطه عاطفی که در بین شراره و ابراهیم وجود دارد را با چه چیزی می توان عوض کرد . چطور می توان به شراره گفت ما تمام دنیا را به تو می دهیم ولی تو دل از ابراهیم بکن . مگر می شود رابطه عاطفی آدم ها را قطع کرد ؟ این چیزهایی است که باید به آن پرداخت و باید پیرامون آن نقد و نظر کرد .”

کارگردان نمایش “شراره” در پایان در رابطه با اجرای این نمایش در خانه موزه استاد انتظامی گقت : “ما برای اجرا در تهران کمی عجله داشتیم این کار برگزیده ی جشنواره رضوی بود ، به من پیشنهاد اجرا در حافظ را دادند ولی گروه من نمی توانستند در آن زمان به تهران بیایند و مجبور شدیم در این سالن کار را اجرا کنیم ، فضای این سالن برای اجرا خیلی خوب است ولی آمدن به این سالن به دلیل دور بودن از مرکز تئاتر برای تماشاگر کمی مشکل است . البته خوشبختانه ما در این چند شب اجرا ، مشکل تماشاگر نداشتیم و تقریبا هر شب ۶۰% سالن پر بود . ولی امیدوارم در شب های آینده تماشاگر بیشتری به دیدن این نمایش بیایند تا عرق ریزان این دوستان و زحمت این گروه و کاری که کردند دیده شود .”

 



۳نظر ثبت شده است.

  1. طالبی می‌گه:

    در این نمایش نگاه متفاوتی به جنگ شده . امیدوارم همه برن ببینند . ما که لذت بردیم

  2. محمد می‌گه:

    خوشبختانه علی رغم فشارهایی که هست چند سالی تئاتر مشهد با قدرت داره کارش رو ادامه میده و امیدوارم محکم تر از قبل پیش بره .
    دم بچه های مشدی گرم.

  3. ریحانه می‌گه:

    اطلاع رسانی ضعیف هست . وگرنه با این همه مشهدی که در تهران زندگی می کنن بعیده که برای دیدن نمایش نیان .

نظر شما:





نمــا فــستیوال