تاریخ انتشار : ۲۳ - آبان - ۱۳۹۴   بخش : اخــبار برگزیده - مصاحبه ها

محمد ساربان را کمتر کسی است که نشناسد ، این چهره ی شناخته شده ی سینما و تلویزیون و تئاتر آنقدر در بین مردم محبوب است که همه بازی های او را علی الخصوص در نقش های تاریخی به یاد دارند . محمد ساربان همچون بسیاری از هم نسلان خود از تئاتر آغاز به کار کرد و همچنان در تئاتر فعال و پویاست . او به زودی در دو نمایش ” ترور ” به کارگرانی حمیدرضا نعیمی و “راه مهر ، راز سپهر ” به کارگردانی شکرخدا گودرزی به روی صحنه خواهد رفت .

گفت و گوی زیر ، بخش اول مصاحبه ی دو ساعته ی تئاتر فستیوال با اوست که در فضای گرم و صمیمی کافه هاوانا صورت گرفت .

 مصاحبه اختصاصی محمد ساربان با تئاتر فستیوال

با یک سوال کلیشه ای گفت و گو را آغاز می کنیم : تازه چه خبر ؟ مشغول به چه کاری هستید ؟

تازه هیچ خبر ! وقتی کسی نداند برای یکی ، دو ماه آینده اش چه برنامه ای دارد – البته نه فقط من بلکه همه تئاتری ها – باید گفت : هیچ خبر !

در صورتی که اگر کسی بتواند برنامه ریزی سالیانه یا حتی برای سالهای بعدی برنامه داشته باشد و بگوید که من امسال قرار است در این کارها حضور داشته باشم و به این کارها دعوت شده ام و این برنامه من است ، چه برنامه ی تئاتر باشد یا تصویر یا تدریس و به ترتیب پیش برود ، در آن صورت خبرهای خوب و داغ خواهیم داشت . اما هیچوقت این اتفاق نمی افتد یا لااقل برای عده ی کم و خاصی این اتفاق میافتد . ما تابع آن جریانی هستیم که لحظه ای و موردی پیش می آید و می توانم در مورد آن بگویم که تازه چه خبر .

محمد ساربان - کافه هاوانا (3)برای مثال کسی با من تماس می گیرد و از من می خواهد که در فیلمش همکاری کنم . در آخر هم می گوید پولی نداریم که بدهیم . شاید افرادی باشند که ذوق کار داشته باشند و هزینه هم می کنند ، در واقع سوبسید هم می دهند . ولی برای من و امثال من این قضیه نه تنها لطفی ندارد بلکه جسارت و توهین به خود هم تلقی می شود .

در ماه گذشته یک کار سینمایی به نام “تمرینی برای اجرا” به کارگردانی محمدعلی سجادی انجام داده ام . آقای سجادی کارگردان خوش ذوقی است و کارهای او ، همیشه خوش ساخت است و در کارهایش خلاقیت وجود دارد . این کار اولین تجربه ی همکاری من با ایشان بود و به همین دلیل پذیرفتم . علی رغم این که هیچ قراردادی هم نداشته و ندارم ، حدود بیست روزی سر صحنه ی ایشان بودم و تمام شد . الان کار در حال آماده شدن است تا به جشنواره فیلم فجر برسد .

همچنین در این مدت کارهای کوچکی برای پایان نامه ی دانشجویان انجام داده ام و در فیلم های کوتاه شان حاضر شدم که تجربه کسب می کنند . اردیبهشت امسال ، یک کار تله فیلم برای شبکه تلویزیونی همدان داشتم که در آن نقش یک تاجر فرش را بازی می کردم .

چند فیلم و تئاتر به دستم رسید که فیلم نامه هایشان بسیار ضعیف بود که ترجیح دادم با هیچکدام کار نکنم و اساسا وارد گفتگو نشدم . در تئاتر هم به این دلیل که هم متن ها ضعیف بود و هم بر طبق روال می گفتند پولی نداریم که بدهیم ، پیشنهادهایی را رد کردم . من در سن شصت و هفت سالگی از خودم می پرسم که دیگر تا چه زمانی به این شکل می خواهی ادامه بدهی ؟ بخشی از آن را خمس و زکات کارم می دانم ، ولی این که همه توقع داشته باشند ، درست نیست . چون من لحظات عمرم را دارم به آن ها می فروشم . باید اجازه دهند که برای لحظات کوتاه عمرم ، لاقل چیز بسیار اندکی را معادل آن داشته باشیم تا عنوان حرفه ای مصداق کارمان باشد .

پیشنهاد دیگری توسط یکی از کارگردان های خانم برای جشنواره تئاتر فجر به من شد که به همان دلایلی که گفتم ، قبول نکردم . در نمایش قبلی ایشان که در دوره های قبلی جشنواره فجر بود کار کرده بودم .

نمایشنامه “تقاطع” به کارگردانی فرهاد غلامیان در جشنواره تئاتر شهر خوانش شد و مورد توجه قرار گرفت .

تا اینکه دو نمایشنامه به من پیشنهاد شد . یکی از آن دو نمایشی ست به نام “راه مهر راز سپهر” به کارگردانی آقای شکرخدا گودرزی ، که نگاهی به بخش رستم و اسفندیار شاهنامه و راز رویین تن بودن اسفندیار است . به نظر من ، هم متن ، هم دیالوگ نویسی و هم شخصیت پردازی بسیار خوب پرداخت شده است . وقتی دو ، سه ماه پیش آقای گودرزی بخش هایی از این کار را برای من تعریف کرد ، توصیه کردم برای این نمایش از کسانی دعوت کند که توانایی لازم در بیان را داشته باشند . همچنین  تجربه و استایل بدن شان به قهرمان های اسطوره ای شاهنامه بخورد و با عشق کار کنند . این سفارش و توصیه ای که من به آقای گودرزی کردم به خودم برگشت و به من پیشنهاد کار دادند . به او گفتم اصلا نمی گویم که مرا دعوت به کار کند ، فرصت من کم است ولی چون او را می شناختم و کارهایش را دوست داشتم این توصیه ها را به او گفتم . سپس آقای گودرزی به من زنگ زد و پیشنهاد کار داد .

شما بهترین گزینه بودید .

متن را که خواندم خوشم آمد ولی باز هم از همان کارهای جشنواره ای است که بابت آن پولی پرداخت نمی شود و قراردادی ندارد . حدود چهار ماه تا بهمن ماه درگیر کار آقای گودرزی هستم و نقش “گشتاسب” را بازی می کنم . در این کار به غیر از من ، آقایان کاظم هژیر آزاد ، محمد صادقی ، مجید جعفری و نوید گودرزی و خانم ساغر عزیزی بازی می کنند .

تا به حال ۹۰ درصد متن را حفظ کرده ایم و از چند روز دیگر برای میزانسن ها تمرین می کنیم.

و کار دیگر من همکاری با آقای حمیدرضا نعیمی در نمایش “ترور” است . آقای نعیمی کارگردان شناخته شده و صاحب سبکی هستند و دانش به روزی دارند . ایشان را به عنوان یک استاد قبول داریم . متن خوب نمایش “ترور” ، نگاه تازه ای به ابن ملجم دارد . نگاه نو و جذابی که امیدوارم بتوانیم از پس آن به خوبی برآییم .

در این نمایش علاوه بر من ، آقایان فرید قبادی ، کاظم هژیرآزاد ، بهزاد فراهانی ، سعید داخ ، امیر مهدی کیا , نقی سیف جمالی ، یعقوب صباحی ، سیاوش چراغی پور و خانم ها یکتا ناصر ، بهناز نازی ، کتانه افشاری و شقایق فتحی به همراه دیگر عزیزان بازی می کنند . این نمایش پرجمعیت است و کارها خوب پیش می رود .

 محمد ساربان - کافه هاوانا (2)

با توجه به حادثه ای که در سالن اصلی تئاترشهر رخ داد ، در کار شما وقفه ای ایجاد نمی کند یا در تاریخ مشخصی به روی صحنه می رود ؟ قرار است برای سالن اصلی تئاتر شهر چه اتفاقی بیفتد ؟

من نباید به این سوال به صورت گسترده جواب دهم چون نه مسئولیتی دارم و نه کارشناس آن بخش تئاتر هستم فقط می توانم در رابطه با نمایش بگویم که قرار بود دوازدهم آبان به روی صحنه رود . با این وقفه ای که رخ داد احتمالا دو هفته ای اجرایمان به عقب می افتد . قسمت آهنی دکور آماده شده است . شاید از روزهای آینده دکور را نصب کنند . ما پرو لباسمان را هم انجام داده ایم .

 حادثه ای که در سالن تئاتر شهر افتاد اتفاق عجیبی نبود و باید علت آن بررسی شود هرجای دنیا ممکن است این اتفاق بیفتد . مثلا در استادیوم فوتبال خارجی بارها دیده ایم که جایگاه تماشاگران فروریخته که باید علت آن بررسی شود . این قضیه طبیعی است . تئاتر شهری که بیش از چهل سال از عمر وسایل ماشینی اش می گذرد ، احتمال فرسودگی در بخش های ماشینری وجود دارد که البته اگر سرویس ها به موقع و انجام می شد ، این حادثه هم پیش نمی آمد . این حادثه با حداقل آسیب انسانی اتفاق افتاد که چه بسا در حین اجرای نمایش و یا حضور کارکنان فنی در روی صحنه ، ابعاد گسترده تری پیدا می کرد . و برای آقای خلخالی ، از کارکنان فنی تئاتر شهر آرزوی سلامت کامل داریم که در این اتفاق دچار آسیب دیدگی شدند .

این کار با دقت انجام نشد که منجر به افتادن سازه شد . خوشبختانه زمانی بود که کسانی که بر صحنه کار می کردند ، کنار بودند و این اتفاق بدون حادثه ی مهمی رخ داد . البته آقای خلخالی – یکی از کارکنان مجموعه تئاترشهر – دچار سانحه شد و شکستگی دارند ولی باز هم باید شکر کرد که عده بیشتری از این اتفاق آسیب ندیدند . همانطور که آقای نعیمی با مسئولین صحبت کردند ، تئاتر ما می تواند با صرفنظر از قسمت های آسانسوری ، روی صحنه رود و مشکل زیادی بوجود نمی آید .

 

ممکن است در میزانسن ها تغییراتی ایجاد شود ؟

در میزانسن ها ، نه . فقط در جابه جایی وسایل که به شکل آسانسور از بالا به پایین بود ، کمی تغییر ایجاد می شود . ولی در کلیت کار تغییری ایجاد نمی شود و همه چیز به همان شکلی است که باید باشد .

 

شما ریشه تئاتری دارید و از تئاتر کار را شروع کرده اید . ولی در هر سه مدیوم تئاتر ، سینما و تلویزیون فعالیت داشته اید . ترجیح خودتان به کدامیک است ؟

من عضوی از خانواده ی تئاتر هستم ، ریشه و پایه بازیگری ام را در تئاتر می بینم . آموزش ها و کاراکترشناسی بیشتر در تئاتر اتفاق می افتد . در تئاتر است که  به امکانات بیشتری برای مطالعه تئوری ها و نمایشنامه ها دسترسی داریم . همچنین تداوم تمرین های ما در تئاتر بیشتر است . برای یک نقش نمایشنامه و روابط آدم های بین آن ، روزها بحث و جدل داریم ، نظر موافق و مخالف داریم و این مسائل هر روز پنجره ای جدید برای ما باز می گشاید . در هر نمایشی که کار می کنیم ، انگار  چند واحد دانشگاهی پاس کرده ایم . این برای ما خیلی مهم است . ولی در سینما به این صورت نمی شود کار کرد .

در سینما تجربه های تئاتریمان را خرج می کنیم . ولی خیلی ها هستند که تئاتر کار نکرده اند و با شناختی که از ابزار سینما دارند به سینما می روند و کار می کنند و موفق هم هستند .

لازم است به یک نکته ظریفی اشاره کنم . واقعیت این است که آنهایی که از سینما به تئاتر می آیند تا خودشان را در تئاتر محک بزنند و کم می آورند ، مگر آن عده ای که قبلا تئاتری بودند مانند پرویز پرستویی ، گلاب آدینه ، شبنم مقدمی ، بهاره رهنما ، کوروش تهامی و رضا کیانیان و خسرو شکیبایی که همگی به جامعه تئاتر تعلق دارند و بعد به سینما رفتند . این افراد وقتی به سینما می روند موفق تر هستند و وقتی مجدد به تئاتر باز می گردند با اشتیاق برمی گردند . در حقیقت تئاتر جایی است که ما زنگارمان را می ریزیم و باز برمی گردیم . این خصلت زیبای تئاتر است که شما به تئاتر می آیید و شست وشو می شوید . ضایعات اضافه ی شما ریخته می شود و بسیار پرانرژی جلوی دوربین سینما می روید .

 با این دو استدلالی که بیان کردم تئاتر را ترجیح می دهم . اما با این حال باید پذیرفت ، کار تصویر ، چه در سینما ، چه در تلویزیون ، میزان درآمد مشخصی برای بازیگر دارد و این قطعی و مشخص است ، در حالی که در تئاتر اصلا به این صورت نیست . به عنوان نمونه کار تئاتری که اکنون مشغول تمرینات آن هستم ، هیچ بحث قراردادی نداشته ایم و ایشان هم گفتند که پولی ندارند و اگر هم فروش نرفت ، چهار ماه از عمر ، وقت و انرژی همه ی ما رفته است ، ولی همان عشق ، علاقه و باوری که به کار تئاتر داریم ما را به این کار راغب می کند .

 وقتی به من تواما کار تئاتر و فیلم پیشنهاد شود ، من هر دو را می خوانم . اگر هر دو در یک سطح باشد ، ترجیحا کار تئاتر را قبول می کنم . زمانی که با هنرجوها سر و کار دارم همیشه این جمله را گفته ام که اگر دوباره متولد شوم ، باز هم بازیگری تئاتر را انتخاب می کنم .

محمد ساربان - کافه هاوانا (9)

همانطور که گفتید معمولا کسانی که از تئاتر وارد سینما و تلویزیون می شوند بسیار موفق عمل می کنند . کسانی که از سینما وارد تئاتر می شوند چقدر می توانند موفق شوند ؟ چون معمولا کسانی که در سینما کار می کنند و از سینما کارشان را شروع کرده اند ، به قول معروف یک شبه معروف می شوند ولی کارکردن در تئاتر به این افراد یک برچسب اعتبار می زند و آنها دنبال این برچسب اعتبار هستند . به نظر شما این افراد چقدر می توانند موفق شوند ؟ آیا ما نمونه ی موفقی داشته ایم که از سینما وارد تئاتر شده باشد و موفق باشد ؟

برچسبی که افراد می خواهند بر خود بزنند فقط به این عده بر نمی گردد . امروزه حتی برای ورزشکارهای ما هم به این صورت است . در حال حاضر شاهد بازی قهرمان تکواندوی جهان در یک سریال تلوزیونی هستیم . همین طور از بین فوتبالیست ها . ولی این افراد نمی توانند آن برچسب را داشته باشند . چرا که هنوز آن پایه را ندارند .

 هیچ الزام و تضمینی وجود ندارد که وقتی شما از سینما به تئاتر می آیید آن برچسب را بگیرید . اغلب افراد نمی گیرند . یعنی ۹۰ درصد افرادی که از سینما به تئاتر می آیند ، یک نفع بیشتر نمی برند : این است که با تمرین و ممارست و با سختی های کار آشنا می شوند و چیزهایی یاد می گیرند اما هیچوقت برایشان امتیازی به عنوان معروفیت و این که در تئاتر موفق بوده اند محسوب نمی شود . نمونه هایی از این افراد را می توانم از آقای محمدرضا فروتن ، نیکی کریمی ، مهناز افشار ، افسانه بایگان در سینما نام ببرم که در سینما جایگاه خود را دارند و بسیار خوب هستند ولی نتوانستند به عنوان یک تئاتری موفق باشند .

 

در تئاتر هم شما در هر سه حوزه کارگردانی ، نویسندگی و بازیگری تجربه دارید .اگر خودتان بخواهید بین این سه حوزه انتخاب کنید ، ترجیح تان با کدامیک است ؟

من آنچه تا به حال نوشته ام برای این بوده که چاپ و اجرا شود ولی از یک زمان این کار را متوقف کرده ام . چون دیگر فرصت نبود که دنبال آن بروم . نمایشنامه های تک نفره یا دو نفره دارم که هیچکدام چاپ نشده و دستنویس اول است . اما بیشتر وقتم را برای بازیگری می گذارم . وقتی مشغول بازیگری هستم حتی به زندگی شخصی خودم هم نمی رسم . تنها در این حد که بتوانم دوش بگیرم و اخبار تلویزیونی ببینم و یادداشت روزانه بنویسم و استراحتی کوتاه . روز بعد دوباره کار آغاز می شود . بازیگری تا این حد وقتم را می گیرد که البته با میل خودم است . ترجیح من بازیگریست .

محمد ساربان - کافه هاوانا (4)

پرسوناژی بوده که دوست داشته باشید بازی کنید ، اما فرصت آن ایجاد نشده باشد ؟

 آثار آتور میلر ، آنتوان چخوف ، شکسپیر و مولیر و ایبسن را خیلی دوست دارم . تجربه ی نمایشنامه خوانی آثارشان را  بر صحنه های کوچک و بزرگ هم دارم . در نمایش “باغ آلبالو” به کارگردانی پری صابری در سال ۱۳۵۲ بازی کرده ام که به دلایلی به اجرا نرسید . نمایش “رویای شب نیمه تابستان ” که نقش پادشاه آتن را بازی کرده ام از نقش های کلاسیک خوب بود  یا در “کلبه عمو تم ” نقش ارباب عمو تم را بازی کرده ام . به هر شکل آن هم نمایش نیمه کلاسیک به حساب می آید . همچنین نقش هایی است که گاها در سریال ها بازی کرده ام مانند نقشی که در سریال بوعلی سینا داشتم را دوست دارم .

در واقع این طور می توانم بگویم که همیشه نقش های مربوط به نمایشنامه های کلاسیک را دوست داشته ام و تا امروز از نقش هایی که بازی کرده ام راضی ام .

شما چقدر با اساس اینکه نمایشنامه های کلاسیک ، بازنویسی و مدرن بشوند موافقید ؟ چقدر این اتفاق درست است ؟

اگر خوب دربیاید و دراماتورژی آن درست انجام شود ، اشکالی در این کار نمی بینم . مثلا نمایشنامه ی “هملت” یک نمایشنامه ی کلاسیک است ولی اجراهای متفاوتی از اجراهای مدرن تا نیمه مدرن در جهان داشته است که بعضی از آن ها موفق بوده ، بعضی ها هم نه . این اتفاق زیاد می افتد .

 اخیرا نمایشی در سالن استاد انتظامی دیده ام که در مورد “هملت” بود و یک گروه جوان ، بسیار خوب کار کرده بودند . همین طور یک ماه پیش در سالن سایه تئاتر شهر کاری را دیده ام که آن هم داستان “هملت” بود و با سبک و سیاق نمایش های روحوضی اجرا شد و تلفیق بسیار جالبی بود . می تواند چنین کارهایی هم کارهای قشنگ و جالب توجهی باشد .

 

شما حدود ۵۰ سال است که در عرصه ی تئاتر فعالیت می کنید . اگر بخواهید در میان سال های فعالیت تان از یک دوره ی طلایی نام ببرید ، چه دوره ای را می گویید ؟

برای خودم نمی توانم از یک دوره ی طلایی نام ببرم چون همه ی این سال ها سعی کرده ام به عنوان یک شاگرد ، چیزهای تازه ای یاد بگیرم . یکی از دوران های خوب فعال من ، قبل از ورود به دانشگاه بود . اولین معلم تئاترم آقای رضا محمدی از فارغ التحصیلان آن دوره ی دراماتیک و از شاگردان دکتر فروغ  بودند . زیر دست ایشان کار کردم و آن موقع نمایش های خوبی چه از نظر تعداد و چه از نظر کیفی اجرا کردیم . نمایش “سفر” که برداشتی از داستان “سفر” آقای محمود دولت آبادی بود هم در تهران و هم شهرستان اجرا کردیم . اجرای نمایش “افعی طلایی” ، کارهای دکتر ساعدی ، کارهای برشت ، زمان اوج فعالیت ما قبل از دانشگاه بود . آن دوره ی طلایی خاص دوره ی قبل از دانشگاهم بود .

وقتی به دانشگاه آمدیم دیگر باید خودمان را تجهیز می کردیم به : آموزه های تازه ، آموزش های آکادمیک ، به تجهیز کردن ذهنیت و دانش خود . می توانم بگویم هر ساله ، یک یا دو کار داشتم . سالی که با خانم پری صابری “یوسف و زلیخا” را روی صحنه داشتیم یا “سوگ سیاوش” که در پاریس هم به روی صحنه رفت ، اجراهای خوبی بودند . با آقای غریب پور چند تا کار خوب داشتم . با آقای شمسایی و دیگران که همه ی این ها برای من تجربه های خوبی بودند. مجموعه ی این دوران برای من دوران طلایی بوده و می توانم بگویم – اگر حمل بر خودخواهی نباشد- من دکترای خود را در همه ی این سال ها از اجراهای صحنه ام گرفته ام .

محمد ساربان - کافه هاوانا (8)متاسفانه این روزها در نسل ما ، دوران طلایی شکل نمی گیرد ، شاید چون اساسا آن تلاش و پشتکار نسل شما در نسل امروز وجود ندارد . حضور و وجود شما غنیمتی برای نسل جدید است که امیداریم قدر بدانیم و نهایت استفاده را از شما ببریم .

ما به طریقی متعلق به نسل گذشته هستیم . نسل گذشته ی ما خصوصیاتی دارند . نسلی ست که منضبط و پویاست . نسلی ست که می داند دنبال چیست . هدفش مشخص است . نسبت به کارش عشق می ورزد . اگر این حس به نسل جدید انتقال پیدا کند و این تعهد ، علاقه ، باور و کار را برای نفس کار انجام دادن ، به گونه ای به نسل جدید انتقال پیدا کند ، ما بیشتر می توانیم روی تئاترمان حساب کنیم . می توانیم امیدوارتر باشیم . نسل جدید ما شاید به خاطر ناملایماتی که به لحاظ اجتماعی و اقتصادی در جامعه مان است ، کم حوصله تر هستند و عجول و به خواندن نمایشنامه های آن پویایی لازم را ندارند . جوان ها به من می گویند که شما به موقع می آیید و می روید و ما باید از شما یاد بگیریم . من کارهایی که بایــد انجام بدهم را انجام می دهم . این ها وظایف من است . اگر این کار را انجام ندهم ، از حوزه مسئولیت خودم تخطی کرده ام و آن موقع باید مؤاخذه شوم . ولی وقتی که انجام می دهم ، کارم را انجام داده ام و این نباید تعجب آور باشد . این قضایا آنقدر کمرنگ شده است که برای بعضی ها عجیب است اگر متعهد باشی . ما باید این مسئولیت ها را احساس کنیم .

بحث دانش هم جای خودش محفوظ است . حداقل به آن چیزی که دسترسی داریم ، مطالعه کنیم . کوتاهی نکنیم و به نمایشنامه ها ، ترجمه ها ، دیدن تئاتر ها همت کنیم ، به خصوص دیدن تئاتر ها . من شخصا مرتب به تماشای تئاتر می روم با اینکه متاسفانه شاهد اجراهای ضعیفی هستم . از آن کارگردان یا بازیگر می پرسم که چند تئاتر دیده ای ؟ جوابی ندارد که به من بدهد . می پرسم در این سه ماه چند تئاتر دیده ای ؟ چند نمایشنامه خوانده ای ؟ جوابی ندارند که بدهند . این یک فاجعه ست . مثل آن است که من یکدفعه پشت ماشین بنشینم و بدون آنکه مسائل فنی و قوانین رانندگی را بدانم در خیابان رانندگی کنم ، قطعا باعث حادثه خواهم شد . لازمه ی هر حرفه ای مطالعه ، تخصص و تجربه کردن است که جوان تر ها کمتر دنبال آن هستند و آن را ساده گرفته اند .



۷نظر ثبت شده است.

  1. یعقوبی یاشار از کرج می‌گه:

    نمایش راه مهر ، راز سپهر شکرخدا گودرزی چه تاریخی اجرا می شود ؟
    خوشحالم که بار دیگه آقای ساربان رو روی صحنه می بینیم انشالله هر روز پر انرژی تر و پر کار از روز باشید .

  2. خدامی می‌گه:

    سلام آقای ساربان ای کاش فقط این نظم و انضباطی که نسل شما داشت را ما جوان های نسل امروز داشتیم . متاسفانه نسلی بی مسئولیت و فراموشکار هستیم . ای کاش شما بتوانید ما جوان ها را از این رخوتی که در بین نسلمان جای گرفته نجات دهید . و بیشتر در بین ما باشید و کمکمان کنید تا کمی بتوانیم به آنچه دوست داریم عشق بورزیم و برایش ارزش قائل شویم ّ

  3. Shams3 می‌گه:

    رمز موفقیت شما اینه که مبگین همیشه خودتون شاگرد میدوننین

  4. نورالدین می‌گه:

    سلام دوستان .
    خیلی مصاحبه خوب و مفیدی بود .
    لذت بردم .
    خدا قوت .

  5. تئاترباز می‌گه:

    بازیتون تو نقش عمر بینظیر بود و دم نعییمی برای انتخاب بازیگرانش گرم .

  6. ناتاشا می‌گه:

    مصاحبه مفیدی بود خدا حفظشان کند بازی ایشان در سریال بانو در نقش معین التجار خیلی عالیه این حرفشون را باید اویزه گوش کنیم می پرسم در این سه ماه چند تئاتر دیده ای ؟ چند نمایشنامه خوانده ای ؟ جوابی ندارند که بدهند . این یک فاجعه ست . مثل آن است که من یکدفعه پشت ماشین بنشینم و بدون آنکه مسائل فنی و قوانین رانندگی را بدانم در خیابان رانندگی کنم ، قطعا باعث حادثه خواهم شد . لازمه ی هر حرفه ای مطالعه ، تخصص و تجربه کردن است که جوان تر ها کمتر دنبال آن هستند و آن را ساده گرفته اند فوق العاده هستند

نظر شما:





نمــا فــستیوال