تاریخ انتشار : ۲۲ - تیر - ۱۳۹۵   بخش : مصاحبه ها

 امیر کربلایی زاده ، بازیگر تئاتر که فعالیت نمایشی خود را در دوران مدرسه و از سال ۱۳۶۸ آغاز نمود ، با حضور در نمایش ”تلخ بازی قمر در عقرب” به کارگردانی شهره لرستانی در سال ۷۷ وارد مجموعهٔ تئاتر شهر شده است . وی درسال ۱۳۹۲ با اجراهای متعدد استندآپ کمدی در برنامه های پربیننده ی تلویزیونی و اختتامیه جشنواره تئاتر شهر چهره شد . او در فروردین امسال استند آپ کمدی «آقای شهروند و صلح جهانی علیه تروریسم روانی» را در تماشاخانه مهر اجرا کرده است.

وی در این گفتگوی صمیمی و خواندنی با تئاتر فستیوال در رابطه با بازیگری ، بازیگری مولف و استندآپ کمدی مباحث خوبی مطرح کرده است که می توانید در ادامه بخوانید :

کربلایی زاده

کوروش ساسانیان – تئاتر فستیوال : نظرتان در رابطه با بازیگری چیست ؟ چه تعریفی برای آن می توان داشت ؟

اساسا هنر در هیچ کجای دنیا قابل تعریف نیست و کسی نمی تواند هنر را تعریف کند . چرا که ما صدها تعریف مختلف از هنر داریم . در بازیگری هم به تعداد کسانی که در این عرصه فعالیت می کنند ، با اقیانوسی از کشف رازهایشان رو به رو هستیم که در هر کدام تجربیات شخصی یا اتفاقاتی وجود دارد که یکبار توسط آن بازیگر تجربه شده است که بازیگر دیگری آن تجربه را ندارد .

در تعریف کلی ، بازیگری یک دنیای ناشناخته است . یک هزارتوی درهم است که هرچه لایه از روی آن برداری مدام لایه های جدیدتری پیدا می شود و مدام تو را به درون خودت نقب می زند و با یک شگفتی مواجه می شوی که قبلا آن را تجربه نکرده ای . درست لحظه ای که احساس می کنی همه چیز تمام شده ، تازه شروع یک داستان و اتفاق جدید است که به تو می گوید : نه . چیزهایی وجود دارد که باید گوشه ای از آن را حتی به اندازه یک اپسیلن یا یک مگاپیکسل کشف کنی و بدست بیاوری . بنابراین تمام چیزهایی که خیلی ها درباره بازیگری می گویند از خلق یک شخصیت ، کاراکتر و یا یک تیپ را می توان به گونه ای تنیدگی انسانی دانست . گونه ای از درونیات انسان که ممکن است در هر کسی وجود داشته باشد .

شکسپیر می گوید : ” انسان ها بازیگرند و زندگی صحنه تئاتر است . ” همه ی ما از کودکی در حال بازی کردن هستیم . همین الان هم ما داریم بازی می کنیم . من این گونه که پیش شما هستم ، پیش همسر یا پدر و مادرم نیستم . این گونه که با شما صحبت می کنم با برادرم یا درکلاس درس صحبت نمی کنم . ما هم به صورت ناخواسته شکل های مختلفی را از آدم های مختلف بازی می کنیم .

شما بازیگری را فراتر از آموزش در سطح آکادمیک می دانید ؟

بازیگری نیز همانند هنر تعریف کردنی نیست و تعریف مطلقی ندارد . هربار تعریف جدیدی ارائه می شود که قبلی را پشت سر می گذارد . مخصوصا در دنیای امروز که فاصله آدمها نسبت به هم کم شده است و با یک کلیک کوچک می توان با آدمی در آن سوی دنیا ارتباط برقرار کرد . به اشتراک گذاشتن تجربیات در بازیگری بسیار راحت تر و سریع تر و  تعریف های متفاوتی از بازیگری ارائه شده است که باز هم نشان دهنده ی آن است که مطلقی وجود ندارد . اگر ما در بیست ، پنجاه یا صد سال گذشته به سر می بردیم که آدم ها خیلی سخت یکدیگر را پیدا می کردند و باید سفر می کردند تا ببینند شیوه بازیگری بازیگران لهستان ، چین ، شرق آسیا ، اروپا و امریکا چگونه است و بعد تجربیات آنها را به کشور خودشان انتقال می دادند ، امروزه دیگر آن شرایط سخت گذشته وجود ندارد . به راحتی می توان متوجه شد در جاهای دیگر راجع به بازیگری و هنر چگونه فکر می کنند .

- امیر کربلایی زاده جیجک علیشاه

با این حال حرفه ی بازیگری را چگونه تفسیر و تعریف می کنید ؟

اساسا امروزه نمی توانی یک تعریف واحد ، کامل و مستدل ارائه دهی و بگویی بازیگری این است ولاغیر . چون در صدم ثانیه ممکن است کس دیگری در طرف دیگری از دنیا تعریف جدیدتری ارائه دهد که شاید درست تر باشد . اما چیزی که تمام بازیگران در تمام دنیا به آن اشاره می کنند ، وجه شخصی بودن بازیگری است . یعنی درست است که خیلی چیزها را در این رشته ، مخصوصا در بازیگری تئاتر آموزش می بینی و با روش ها ، سبک و سیاق ها ، مکاتب آن آشنا می شوی مثل بازی رئال ، بازی پست مدرن ، بازی فانتزی و غیره ، ولی در همه ی این ها چیزی به نام ” آنِ بازیگری ” وجود دارد . ” آنِ بازیگری ” یاد دادنی و آموزش دادنی نیست . تجربه کردن است و باید روی صحنه آن را تجربه کنی . هرچه در طول سالهای بازیگری تجربه ی بیشتری داشته باشی ،  بیشتر آن را می فهمی .

 گاهی اوقات هم موقع اجرا باید تمام اطلاعات و سوادی را که به دست آوردی کنار بگذاری و با کاراکتری سراغ آن نقش بروی که هیچ کدام از آن اطلاعات را ندارد . به خاطر اینکه کسان دیگری با اطلاعات شان وارد آن نقش شده اند و مصنوعی و غیر قابل باور ایفا کرده اند . این بسیار مهم است که به فرآیندی برسی و خودت آن را تجربه کنی ، کما اینکه من همیشه گفته ام و می گویم و خواهم گفت که مهم ترین چیز برای یک بازیگر ، تماشاگری است که آن نقش را باور می کند . این به معنای موفقیت است .

خیلی ها بیشتر با تیپ سازی موافق هستند . اساسا ما کمتر نمایشنامه نویسی داریم که شخصیت نوشته باشد و کمتر بازیگری داریم که توانسته باشد شخصیت را خوب و باور پذیر ارائه دهد و شخصیت دارای کاتارسیس شود . از نقطه A تا نقطه B آن فرق کند . و دارای  ویژگی هایی باشد که در دنیا برای شخصیت قائل می شوند . به عنوان مثال شناسنامه داشتن ، تردید داشتن و تغییر کردن . اینها مشخصه های شخصیت است . این جمله از بزرگی نقل شده است که ” وقتی شما یک شخصیت را خلق و بازی می کنی ، یک نفر به جمعیت دنیا اضافه کرده ای .”

به خاطر همین است که بعد از کار معدن ، بازیگری سخت ترین کار دنیا است . این ثابت شده است . می گویند دردناک ترین درد ، دردی است که مادر در زایمان طبیعی برای به دنیا آوردن فرزندش متحمل می شود که اگر آن درد را به قوی ترین مرد دنیا وارد کنند ، بعد از چند دقیقه بی هوش خواهد شد . خداوند این قدرت را به مادر می دهد که بتواند فرزندی را به دنیا بیاورد و همانطور که آموزش دیده است به او نیز دین ، مذهب ، آداب ، رسوم و سنتها را آموزش دهد . ولی گاهی یک بازیگر باید یک آدم پنجاه ساله یا سی ساله را متولد کند . یا یک جوان شانزده ساله ی شیزوفرنی و یا یک فرد هفتاد ساله اسکیزوفرنی را متولد کند . این به مراتب کار بسیار بزرگ سختی است که از عهده ی هرکسی ساخته نیست . به همین خاطر میلیون ها نفر در دنیا به بازیگری علاقه مند هستند و حداقل یک بار در زندگی شان بازیگری را تجربه کرده اند ولی از میان همه ی آن ها ، به جرات می توانم بگویم که پنج یا ده نفرشان می توانند بازیگران درجه یک دنیا بشوند و صد نفرشان بازیگران معمولی می شوند .

به نظر شما ، این تعداد محدود چگونه بازیگر درجه یک دنیا می شوند ؟

این موضوعی است که دغدغه ی من هم هست . من به دنبال این هستم که بتوانم بازیگر مولف باشم . بازیگری که سبک بازی ام متعلق به من باشد . بازیگری که اگر زمانی کسی بر اساس یافته ها و بازی های من بازی کرد ، به او بگویند سبک بازی امیر کربلایی زاده را انجام می دهد .

امیر کربلایی زاده theaterfestival.ir

در چند سال اخیر تا حدودی توانسته اید به آن برسید . درست است ؟

نمی دانم . این قضاوت دیگران است . شاید خیلی ها بگویند که این اتفاق دارد می افتد یا افتاده است .

در زمینه استندآپ کمدی چطور ؟

من در استندآپ کمدی مدعی هستم . به خاطر اینکه معتقدم اولین استندآپ کمدی در ایران توسط من اجرا شده است .

منظورتان اجرای استندآپ کمدی به صورت علمی است ؟

با تعریفی که برای آن وجود دارد . در ادامه به آن خواهم پرداخت . اما در رابطه با ادامه بحث قبلی باید گفت ، اینکه تو بخواهی بازیگر مولف شوی ، به زمان زیادی احتیاج دارد . شاید به اندازه یک عمر باید زمان بگذاری و طاقت و تحمل داشته باشی .

ما بازیگران مولف جوان مثل آلپاچینو یا رابرت دنیرو داریم .

آلپاچینو هم در جوانی اش مولف نبود . ما در حال حاضر به او بازیگر مولف می گوییم . این از طی روند سی یا چهل سال کار بوجود می آید .” به کسی می گویند چگونه یک شبه ثروتمند شدی ، می گوید برای یک شب ، سی سال زحمت کشیدم . ” چون مولف شدن به این معناست که یکبار همه ی ژانر ها ، شکل ها و بازی ها را تجربه کرده باشی و علاوه بر تجربه ، اتفاق و سبک نو ی خودت را بوجود آورده باشی . این مسئله قطعا نیاز به زمان دارد .

به طور کلی به تجربه در بازیگری اعتقاد بیشتری نسبت به آموزش آن دارید . درست است ؟

صد در صد . تجربه ، شصت تا هفتاد درصد بازیگری است . سی تا چهل درصد هم دانش است . سواد آکادمیک و دانش به شما اعتبار می دهد .

با تعاریغی که گفتید ، به نظرتان ما در ایران بازیگر مولف نداریم ؟

من خودم را در جایگاه قضاوت نمی بینم که بگویم بازیگر مولف نداریم . شاید خیلی ها استاد پرویز پرستویی را بازیگر مولف بدانند . شاید خیلی از مولفه ها را داشته باشد . ولی احتمالا اگر از خود آقای پرستویی این سوال را بپرسید که بازیگر مولف هستید ، جواب منفی بدهد و بگوید : “هنوز خیلی از آن فاصله دارم” . همانطور که من درباره خودم می گویم که هنوز خیلی با بازیگری مولف فاصله دارم . هنوز باید چیزهای زیادی را کشف و پیدا کنم .

ط§ط³طھظ†ط¯ ط¢ظ¾ ع©ظ…ط¯غŒ ط¢ظ‚ط§غŒ ط´ظ‡ط±ظˆظ†ط¯ ظˆ طµظ„ط­ ط¬ظ‡ط§ظ†غŒ ط¹ظ„غŒظ‡ طھط±ظˆط±غŒط³ظ… ط±ظˆط§ظ†غŒ 3tu6ًْOxDص&طQص&

در رابطه با استندآپ کمدی که در این سال ها بیشتر به آن مشغول بوده اید و تجربیاتی داشته اید توضیح دهید . چه تعریفی از آن می توان داشت و از چه زمانی در ایران به این شکل اجرا شد ؟

استندآپ کمدی بیان هنجارهای سیاسی ، اجتماعی ، جنسی و دینی در دنیا است که بازیگر با ابزار بازیگری انجام می دهد و فضاهایی را خلق می کند که تماشاگر با آن همزاد پنداری کند . هنرمند استندآپ کمدی ، یک یا چند مورد انتقادی از آن رفتار ها را مورد هدف و انتقاد قرار می دهد و در فضاها و قالب های کاملا کمدی و مفرح برای تماشاگر اجرا می کند . بین نود و چهار یا پنج تا هفت سال سن استندآپ کمدی در دنیا است . از این جهت کم سن و سال محسوب می شود .خیلی از بزرگان دنیا هم آن را تجربه کرده اند . بعضی ها آن را با خاطره و لطیفه گفتن و تقلید صدا اشتباه می گیرند ، شاید بتوان از این ابزار هم در استندآپ استفاده کرد ولی در راستای هدف اصلی است که هنرمند دنبال می کند .

بعد از اجرایی که آقای ویزدوم در کاباره شکوفه داشت ، تجربیاتی از استندآپ کمدی قبل از انقلاب در ایران توسط آقای نوذری و تابش انجام شده است . اما بعد از انقلاب ما کسی را نداشته ایم که استندآپ کمدی کار کرده و آن را به ثبت رسانیده باشد ، چه به لحاظ تصویر و چه از آن جهت که بزرگان تئاتر و سینما آن را دیده باشند و آن اجرا را استندآپ کمدی بدانند . برای اولین بار من قبل از اجرا در برنامه خندوانه در سال نود و دو در کافه مرچ و کافه ویزور ، در حضور بزرگان تئاتر و سینما و اساتید ، اجرا کرده ام و بعد از آن تجربیاتم ادامه پیدا کرد . اخیرا هم اولین استندآپ کمدی مستقل را به روی صحنه برده ام که فروش بلیت داشته است .

به نظرتان استندآپ کمدی شما می تواند با استندآپ کمدی جهان رقابت داشته باشد ؟

هنوز در دنیا هم بسیار کسانی هستند که تعریف دقیقی از استندآپ کمدی ندارند و تجربیات شخصی شان را پیاده می کنند . اما آن وجه انتقادی که به آن اشاره کرده ام ، وجه اشتراک همه ی استندآپ کمدین هاست که سعی می کنند علاوه بر خنداندن ، ما را دچار اندیشه کنند . صرفا لودگی و سرگرم کنندگی نیست . چرا که استندآپ ابزاری برای بیان هنجار ها و ناهنجاری های اجتماعی سیاسی است .

نمی توانم خودم را در دنیا با کسی مقایسه کنم . تلاشم این است که سبک و سیاق خودم را داشته باشم . با توجه به اینکه من در شرق اجرا می کنم ، همه ی تلاشم این است که تمام وجه های نمایشی و  بدن ، بیان و بازیگری را بیشتر در کارم لحاظ کنم . برخلاف نمونه های غربی که بیشتر به سمت تاک شو می رود و گفتن دیالوگ پشت میکروفن است .



. یک نظر ثبت شده است

  1. سمانه می‌گه:

    معلومه که باید مدعی باشی

نظر شما:





نمــا فــستیوال