تاریخ انتشار : ۲۹ - دی - ۱۳۹۴   بخش : مصاحبه ها

نمایش “اندر حکایت بلدیه اصفهان” نوشته اردشیر صالح پور و به کارگردانی عظیم موسوی که سال گذشته اجراهای موفقی را پشت سرگذاشت ، برای دومین بار در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه رفته است . باران ستوده ، بازیگر نقش حشمت ، که در هر دو اجرای این اثر با گروه نمایشی همراه بوده ، توانسته بازی خوبی از خود ارائه دهد و بازی در یک نمایش آیینی ، سنتی را در کارنامه ی خود ثبت کند . طی گفت و گویی که خبرنگار تئاتر فستیوال با ستوده داشته او از تجربه ی بازی در یک نمایش آیینی ، سنتی و همکاری با عظیم موسوی می گوید .

تئاتر فستیوال

محمدرضا قیطاسی تئاتر فستیوال : خانم ستوده در ابتدا درباره ویژگی های پرسوناژ حشمت برای ما بگویید .

روز اولی که این نقش به من پیشنهاد شد با خودم فکر کردم آیا می توانم این کار را انجام بدهم یا نه . حشمت یک زن عامی است که هیچ اطلاعات سیاسی ای ندارد و با سواد نیست . شاید این زن در ابتدا فقط به دنبال آرد باشد ، چون همانطور که می دانید بزرگترین مسئله نمایش این است که مردم دارند از گرسنگی می میرند و این موضوع واقعیت دارد یعنی در اصفهان چنین اتفاق افتاده و زن ها سر این مسئله در دوره مشروطه  قیام کردند . شاید حشمت در ابتدا یک زن عامی به نظر بیاید که تنها به نیت پیدا کردن آرد می خواهد کمک کند ، اما به مرور متوجه می شود زندگی فقط آرد و سیر کردن شکم نیست . در حشمت این انقلاب به وجود می آید که مسئله خیلی مهمی است و باید به آن پرداخت ، در واقع  همین مسائل در زندگی روزمره ما آدم ها تاثیر می گذارد .

به غیر از نقش خودتان دوست داشتید به جای کدامیک از نقش ها بازی کنید ؟

هیچکدام ، من همه نقش ها را دوست دارم . فرخ لقا فقط برای پریناز لطف الهی است ، بی بی برای گیتی قاسمی ، نقش زن اصفهانی برای خانم مریم بابا امین است که البته قبلا این نقش را خانم عصمت رضایی پور بازی کرده اند که هر دو عالی بودند و نقش خانم ارمنی را خانم ژاکلین آواره بازی می کردند که الان خانم لیلا ارجمندی به جای ایشان هستند . نسبت به اجرای قبل ، یک نقش هم به ما اضافه شده است که خانم لیلا کاظمی در نقش خواهر شوهر من هستند . همه بازیگران خوب هستند و از بازی آن ها لذت می برم و انرژی می گیرم . من حشمت را دوست دارم و برایم عزیز است ، با این نقش رشد کردم و یاد گرفتم و آدم هایی که هم بازی ام بودند نیز خیلی چیز ها به من یاد دادند  .

بازی در نمایش های آیینی ، سنتی چه مزیت هایی و در عین حال چه سختی هایی را برای بازیگر به دنبال دارد ؟

من همیشه به عنوان بازیگر در مقابل نمایش های آیینی ، سنتی گارد داشتم . به کار های آیینی ، سنتی و سیاه بازی و … علاقه داشتم ولی هیچوقت آن را تجربه نکرده بودم و فکر نمی کردم اینقدر کار سختی باشد . همیشه فکر می کردم کارهای مینیمال و متن های خارجی سخت تر و اکت و فرم شان متفاوت است . آیین های سنتی حرکت بسیار و میزانسن های سختی دارد و واقعا دشوار است . بزرگترین مزیتی که کار های آیینی ، سنتی دارد ، شناساندن ریتم به بازیگر است ، چون همانطور که می دانید این گونه کارها پر از ساز و آواز های ایرانی است و پشت سر هم و به سرعت حرکت ها عوض می شوند . در واقع من در این کار به معنای واقعی با ریتم آشنا شدم و این بزرگترین مزیت این نمایش بود .

در مورد سختی های کار هم ، اگر آدم بخواهد نقشی را که مربوط به دوره ی قدیم است ، ایفا کند ، با توجه به اینکه آیین های سنتی به گونه ای یادآوری مثل ها و حکایت های روزگار قدیم است ، برای ما که در این زمانه زندگی می کنیم سخت است که به گذشته برویم . این که خودت را بتوانی در آن دوران جا بدهی و بتوانی مردم آن زمان را درک کنی ، کار خیلی سختی است .

باران ستوده چه نقش ها و چه نوع تئاتری را می پسندد ؟
من هم کارهای آیینی ، سنتی را تجربه کرده ام هم کارهای مینیمال را . عاشق بازی های مینیمال هستم و دلم می خواهد چه در متن های ایرانی و چه خارجی ، کارهایی که به سمت رئالیسم جادویی ، رئال و سورئال می رود را تجربه کنم . هر بازیگری دلش می خواهد تجربه ها و بازی های متفاوتی داشته باشد ، من هم از این قاعده مستثنی نیستم .

درباره تجربه ی کار با آقای موسوی بگویید .

نمایش “اندر حکایت بلدیه اصفهان” اولین تجربه ی کارم با آقای موسوی بود . آقای موسوی برای من حکم استاد را دارند و برای اینکه علمش را با تو تقسیم کند ، خساست ندارد . اگر در جریان باشید این کار ۵ سال ممنوع بود ، ما  سه سال پیش این اثر را برای جشنواره آیینی ، سنتی بردیم . یک سال پیش در سنگلج اجرا کردیم و این اجرا با قبل متفاوت شده و بیشتر رنگ گرفته و جا افتاده است . ایشان انسان با سواد و دانایی هستند و می دانند چه می خواهند ، در واقع بلد این کار هستند . من وقتی آمدم فکر می کردم صحنه را خوب می شناسم چون قبلا کارهای زیادی با هم گروهی های خودم داشتم ولی این اولین تجربه حرفه ای من در کار محسوب می شود . من خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتم ، اینکه چگونه بایستم ، چگونه صدایم را به سمت بیننده پرتاب کنم و خیلی چیزهای دیگر که ایشان بی دریغ به من یاد دادند .

 و صحبت پایانی .

این خوب نیست که در تئاتر ما فقط یک عده بازیگر بازی می کنند و بقیه دیده نمی شوند . چرا یک بازیگر باید در سال در ۵ کار بازی کند ، البته این تقصیر بازیگر نیست و کسانی که بازیگران را انتخاب می کنند مقصر هستند ، باید بیایند بقیه را هم ببینند . چرا اینقدر سالن های ما کم است و چرا سالن ها در اختیار جوانتر ها قرار نمی گیرد . چرا باید حتما سنی از تو گذشته باشد . من این اتفاق را در واقع دیده ام ،  ایرانشهر به آقای علی احمدی به خاطر سنشان اجازه نداد که اسمش به عنوان کارگردان در بروشور ثبت شود ، این اتفاق بدی است و آن کار پرمخاطبی با فروش بالا بود . امثال علی احمدی زیاد هستند ، باید فرصت داده شود . رسانه ها باید کارهای مختلف حتی در سالن های خصوصی را خبر رسانی کنند و با مردم به اشتراک بگذارند ، بزرگترین تبلیغ را رسانه های خبری می تواند انجام دهند . واقعا باید کاری کرد که مردم بیایند تئاتر ببینند و این به رشد فرهنگ کشور کمک می کند .

کلمه تئاتر سنگین است ، تئاتر از فکر و اندیشه می آید . می توانم به جرات بگویم آن چیزی که در تئاتر هست ، در سینما نیست چون ارتباط مستقیمی میان بازیگر ، تماشاچی ، کارگردان و متن برقرار است و همه اینها در آن اتفاق می افتد .

تئاتر خیلی عمیق است و به نظرم تئاتر شعور را بالا می برد و باعث تفکر و اندیشیدن می شود . فکر می کنیم بهایی که باید برای تهیه بلیط تئاتر بپردازیم زیاد است ، نه این طور نیست ، ما بهایی را پرداخت می کنیم برای اینکه چیزی به ما افزوده شود و از تهی بودن بیرون بیاییم .



نظر شما:





نمــا فــستیوال