تاریخ انتشار : ۲۱ - مرداد - ۱۳۹۵   بخش : مصاحبه ها

مهدی کاظمی نویسنده ، طراح ، کارگردان و بازیگر نمایش “ماشینیست” اولین تجربه کارگردانی خود را این روزها بر صحنه تالار مولوی به نمایش گذاشته است . نمایشی که برای او نوعی آزمایش است و با زبان بدن و کلام روایت می شود . خبرنگار تئاتر فستیوال پس از اجرای این نمایش با این کارگردان جوان گفتگویی داشته که در ادامه می توانید آن را بخوانید :

تئاتر فستیوال

مهدی کاظمی در مورد ایده اولیه نمایش “ماشینیست” و به روی صحنه بردن این نمایش گفت : “بخشی از موضوع اصلی این اثر به زندگی شخصی و شغلی من برمی گردد ، سر و کار داشتن با دستگاه های صنعتی .  به نوعی برای من در آن محیط مسخ اتفاق افتاد و وقتی بعدها “مسخ” کافکا را خواندم ، دیدم  اتفاقی که برای من می افتد بسیار به گرگوار نزدیک است به همین دلیل تصمیم گرفتم آنچه در دلم است را ارائه دهم و سعی کنم آن را بنویسم و بینیم آیا می شود این قضیه را با تمام خشونتی که دارد نشان داد یا نه !؟ “

وی افزود : ” پس از آن سعی کردم نوشتن متن را شروع کنم و چون این کار به انسان ماشینی ارتباط دارد علاوه بر نمایشنامه ای که کار را روایت می کند بخش فیزیک را در آن پر رنگ تر کردم و تصمیم گرفتم همان روایت را همزمان با زبان بدن اجرا کنم یعنی وقتی متن به صورت کلامی ارائه می شود هر دو را موازی هم پیش ببرم و ببینم آیا می شود چنین کاری کرد . در حقیقت این کار برای من نوعی آزمایش بود که ببینم آیا می شود این اتفاق بیافتد یا نه . حال ، اینکه این اتفاق افتاده یا نه ، به نظر مخاطب بستگی دارد .”

کارگردان نمایش “ماشینیست” در پاسخ به این که آیا در حین نگارش متن سبک اجرایی تئاتر فیزیکال یا فیگوراتیو در ذهنش بوده است یا نه ، گفت : “بله . تخصص من بدن است و در این حوزه بسیار کار کرده ام و علاقه شخصی ام است . اغلب کارهایی که می دیدم یا کلام محور بودند و یا بدن محور و کاری را ندیدم که این دو را با هم تلفیق کند و در کار خلاقیت داشته باشد . دوست داشتم این اتفاق بیافتد و چون در ایران مرسوم است که تماشاگر ایرانی باید قصه را بفهمد ، به این فکر کردم که همانطور که با فیزیکم کار را ارائه می دهم و روایت می کنم ، در کنار آن می توانم روایت کلامی هم داشته باشم و ببینم در آن صورت چه اتفاقی برای مخاطب می افتد . آیا آن مفهومی که مدنظر من است بهتر به او منتقل می شود یا خیر . این چیزی بود که همیشه می خواستم آن را امتحان کنم و وقتی برای جشنواره دانشجویی کار را آماده می کردم خیلی ها به من می گفتند ، نمی شود ولی من می گفتم نهایتش این است که به من می خندند ولی من می خواهم این را امتحان کنم و ببینم که چه اتفاقی می افتد . می توان گفت با این کار می خواستم خودم را محک بزنم  .”

وی در ارتباط با بازخورد مخاطبانی که این نمایش را دیدند ، گفت : “بازخوردهایی که من از این کار گرفتم ، بازخورد های خوبی بود . خبرنگاران مختلفی که کار را دیدند معمولا آن را دوست داشتند شاید در قسمت هایی از متن با درام کار مشکل داشتند و می گویند درام کار درست نیست و ضعف هایی دارد که این برمی گردد به این که این متن اولین چیزی است که من نوشته ام و پیش از این سعی نکردم که چیزی بنویسم . ولی به لحاظ کلی معمولا هر کسی که کار را دیده به لحاظ خلاقیت آن را دوست داشته و من از این اتفاق راضی هستم زیرا آنچه که به دنبالش بوده ام را بدست آوردم و به این جهت خوشحالم که به خواسته ای که داشتم رسیدم ولی دیگر بقیه اش با مخاطب است .”

این کارگردان در پاسخ به اینکه آیا سعی کردید از ماشینیستی که دچارش بودید خارج شوید ، گفت : ” بله ، از ماشینیست زندگی شخصی خودم فاصله گرفتم ولی اتفاق بدی که دارد می افتد این است که با این اتفاق کمی به لحاظ مالی برایم مشکل ایجاد می شود چون زندگی باید بچرخد . در گذشته که کار می کردم ، از همه چیز همچون تئاتر عقب افتادم و دوستانم را از دست دادم چون در آن شرایط باید مدام در خدمت ماشین باشید و آن ماشین باید یک سره کار کند و ناگهان اسیر و برده ماشین می شوید و دیگر ماشین در اختیار تو نیست و این تو هستی که بعدها ماشینِ ماشین می شوی . ولی با توجه به این مشکل باید بگویم همه این ها بهتر از آن است که به ماشین تبدیل شوم .”

مهدی کاظمی در پایان از سختی های به روی صحنه بردن این نمایش گفت : ” وقتی نویت اجرا به من رسید تمام بازیگران من سر کارهای دیگری بودند و نمی توانستند در این اجرا حضور داشته باشند و از آن جایی که تئاتر همانند فیلم نیست ، تنها دو یا سه هفته به کارگردان وقت می دهند و اولین کاری که او باید کند این است که بازیگران را جمع کند . تقریبا من دو هفته جهنمی را گذراندم چون تعهد داده بودم که اجرا می کنم ولی بازیگر نداشتم و در این دو هفته باید بازیگر پیدا می کردم و کار را به گونه ای جمع می کردم که به لحاظ کیفی آنچه می خواهم را داشته باشد و این چهارده روز خیلی روزهای بدی برای من بود مخصوصا اینکه بعضی از بازیگران من در هفته آخر به کار اضافه شدند ، در این مدت بازیگرانی می آمدند ولی توانایی اش را نداشتند . در نهایت لازم است از بچه های گروه تشکر کنم که من را حمایت کرذند و با من کنار آمدند و در این چهارده روز من عصبی را تحمل کردند . همچنین خدا را شکر می کنم که آن چیزی که دوست داشتم اتفاق افتاد .”



نظر شما:





نمــا فــستیوال