تاریخ انتشار : ۵ - شهریور - ۱۳۹۵   بخش : اخــبار برگزیده - نقد مبارک 16 - یادداشت اختصاصی

نقدی بر نمایش ” قصه گرگ گرسنه ” به کارگردانی هادی افتخار زاده

به بهانه اجرایش در ۱۰

قصه گرگ گرسنه-نداف

اینکه ما نتوانیم یک قصه ساده “شنگول و منگول…” ، را آن هم با کمک عروسک و تکنیک سایه و … برای بچه های سرزمینمان تعریف کنیم و نتوانیم آنان را برای ۴۰ دقیقه سرگرم کنیم و برایشان قصه بگوییم و به همین سادگی نتوانیم به تئاتر علاقه مندشان کنیم ، واقعا جای تعجب است و موجب ناامیدی .

با ۴ تا عروسک ساده و قصه ی شنگول و منگول ، نسل های بسیاری سرگرم شدند ، درس ها آموختند و به تئاتر علاقه مند شدند . قبول که کودک ِ امروز پیچیده تر است و سخت تر سرگرم می شود و شاید شنگول و منگول راضی اش نکند ، اما نباید اعجاز تئاتر را نادیده گرفت و فراموش کرد .

“قصه گرگ گرسنه” به کارگردانی هادی افتخارزاده ، یک ضعف بزرگ و اساسی دارد و آن این است که به جای اینکه برای بچه ها قصه بگوید ، فقط برایشان ایجاد سوال می کند ، آن هم نه سوال به قصد آموزش و تربیت و پیام رسانی ، بلکه سوال های برخاسته از کنجکاوی کودک در مورد فرم و نحوه ساخته شدن سایه ها و تغییر رنگ ها و … .

در واقع در کارگردانی “قصه گرگ گرسنه” بزرگترین اشتباه بهره جستن کارگردان – خودآگاه یا ناخودآگاه –  از شیوه فاصله گذاری و نیز تلاش برای حفظ فاصله خیال و واقعیت است . اینکه طراحان سایه گاهی به روی صحنه می آیند و دیده می شوند ، این که سایه ها از هم می پاشد و از نو تشکیل می شوند ، تاکید بیش از حد صاحب اثر به القاء سایه بودن و تخیل بودن نمایش ، فقط و فقط باعث عدم توجه کودکان به قصه و به تئاتر و جلب توجه آنان به حاشیه می شد و در نهایت این مخاطبین کم سن و سال نه قصه  و پیامش را درک می کنند ، و نه از تکنیک نمایش چیزی عایدشان می شود ( چرا که پدر و مادر ها نمی توانند پاسخگوی سوالات شان باشند ) و نه حتی علاقه ای به تئاتر در آن ها ایجاد می شود که حتی ممکن است دیگر سراغی از سالن های نمایش نگیرند .

به ویژه این که به علت بهره جویی از تکنیک سایه و خلق سایه ها توسط دست ، فضای سالن تاریک بود و افکت های صوتی نظیر صدای گرگ بسیاری از کودکان را می ترساند .

در واقع بهره جستن از شیوه فاصله گذاری در تئاتر و تلاش در حفظ فاصله آنچه واقعیت ، با آنچه تخیل است برای کودکان و تربیت و آموزش آنان می تواند بسیار مفید باشد ؛ اما این امر نیاز به تجربه و دانش خاص خود دارد و الا همان بهتر که کودک در قصه و تخیل جاری در نمایش غرق شود ، تا لااقل از آن لذت ببرد و پیام تربیتی قصه در ناخودآگاه او اثر کنند و الا نتیجه فقط می شود مشتی “چرا ؟ ” و ” چطور؟ ” ، آن هم بی فایده برای کودک .

گرچه در این میان گروه موسیقی و آواز هایشان هر از گاهی مخاطب اصلی نمایش -کودکان- را به سر ذوق می آورد و نمایش را کمی ( فقط کمی ) جذاب می کرد .

البته کارگردان این اثر در مصاحبه با خبرنگار تئاتر فستیوال گفته است که در جدول جشنواره نمایش “قصه گرگ گرسنه” را اشتباهاً در گروه مخاطب کودک قرار داده اند و مخاطب این اثر بزرگسالان است . که البته این ادعا گونه ای فرافکنی به نظر می رسد و الا بعید می دانم در میان بزرگسالان کسی به شنیدن قصه “شنگول و منگول…” علاقه ای داشته باشد ، و اگر به ظن کارگردان جدول جشنواره درست طراحی می شد و نمایش “قصه گرگ گرسنه” در گروه مخاطب بزرگسال طبقه بندی می شد ، در اجرای این اثر از همین چند مخاطب کودک هم خبری نبود ؛ چه بسا که جز عده ای میهمان و خبرنگار ، سالن خالی از تماشاچی می بود .

و ما در عجبیم از مرضیه برومند که خود سال هاست در حوزه نمایش عروسکی به ویژه برای مخاطبین خردسال فعالیت داشته است اما باز آثاری با چنین درجه کیفی نازل که حتی باعث ترسیدن کودکان هم می شوند ، در جشنواره ای که او دبیری اش را بر عهده دارد ، راه می یابند !

المیرا نداف – نویسنده میهمان

 



۱۴نظر ثبت شده است.

  1. آشنا می‌گه:

    به هر حال با هر سختی که بوده این کار الان اجرا شده و نقد اون برای هر کسی آزاده . بهتره ظرفیت هامون رو زیاد کنیم .

  2. ناشناس می‌گه:

    اجرای نمایش های ضعیف در جشنواره از خانم برومند با این سابقه و دانایی و آگاهی بعیده … دیگه باید گردن کی بذاریم ؟ بازهم بگیم یه غیرفرهنگی کار نابلد مسئولیتی رو به عهده گرفته ؟!

  3. سعید می‌گه:

    من که میگم از روی نا آگاهی بوده
    وگرنه با این همه هزینه و دکور و پرداخت می تونست حداقل بچه ها رو راضی کنه !

  4. ناشناس می‌گه:

    ببخشید مگر چقدر به تئاتر شهرستان بها میدهیم که حالا انتظار هم داریم !! شما خانمی که فقط از کارها ایراد میگیرید دوست دارم بدانم خودتان هم می توانید در آن شرایط سخت کار کنید … بی مزد و منت و بدون حمایت و امکانات .
    بچه های شهرستان واقعا سختی می کشند . حقشان نیست که اینگونه نقد شوند

  5. بابک می‌گه:

    یکی شنگول و منگول رو هم نتونه درست تعریف کنه و بسازه هم دیگه خیلیییییه هااا …

  6. هنگامه صبوری می‌گه:

    نباید همه ی اشتباهات جشنواره رو بر گردن مرضیه برومند بگذاریم
    انصاف هم خوب چیزی ست

  7. حامد می‌گه:

    ممنون از خانم نداف عزیز با نقد های همیشه عالی

  8. میرزایی می‌گه:

    این جور که شما میگید پس جشنواره امسال خیلی خوب نبوده دیگه … بیشتر کارارو بهش ایراد گفتین .

  9. هدایت می‌گه:

    خسته نباشید . بسیار عالی درباره کارها نوشتین و واقعا استفاده کردیم .

  10. هدایت می‌گه:

    مخصوصا برای ما که در شهرستان ها میتوان به جرئت گفت از جریان و بدنه اصلی تئاتر دور هستیم . بسیاری از بزرگان امروز تئاتر از شخرستان ها به تهران مهاجرت کرده اند ولی هیچوقت به شهرهای خودشون برنگشتن تا خدمتی به اونجاها بکنند . و با این روند هیچوقت تئاتر ها در شهرستان ها رونق نمی گیره

  11. امیرمحمد می‌گه:

    میشه لطفا درباره شیوه فاصله گذاری توضیح بدین یعنی چه ؟

نظر شما:





نمــا فــستیوال