تاریخ انتشار : ۷ - بهمن - ۱۳۹۴   بخش : نقد فجر 34 - یادداشت اختصاصی

یادداشتی بر نمایش ” ادامه مطلب “

به بهانه اجرایش در سی و چهارمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

ادامه مطلب0

از سفر خود لذت ببرید ، سفر به دنیایی که این اثر زیبا برای شما رقم میزند.

ادامه مطلب ، افسانه ای است ، مخلوق ذهن خلاق نویسنده ی این اثر که از تلفیق شخصیت هایی مثل شهرزاد قصه گو و سیندرلا با قصه جک و لوبیای سحر آمیز به وجود آمده.
ابتدا باید از متن گفت که بسیار دقیق و فنی نوشته شده .

در ابتدای نمایش تماشاچی با شخصیت ها و فضایی رو به رو می شود که گنگ و ناشناس هستند و بعضا غیر قابل باور . اما به قدری خوب قصه مهندسی شده است که با توجه به زمان طولانی نمایش ، اصلا تماشاچی خسته نمی شود و روند قصه طوری است که تماشاچی دائما پیگیر نمایش و درگیر با این سوال : بعد ازین چه می شود ؟
و این یعنی درام موفق ، یعنی قصه گویی ، یعنی نمایشنامه ای درست .

گره افکنی و گره گشایی ، پی رنگ های اصلی و فرعی، کاملا سر جای خود ، جذاب ،خلاقانه و به موقع و نیز شخصیت پردازی های عمیق در متن ، نمایشنامه را غنی کرده اند .

با وجودی که فضای کار و بازی ها کاملا  فانتزی بودند ، اصلا تماشاچی خود را از اثر دور نمی دید .

این به معنای فهم درست کارگردان از اثر خود و مهم تر از آن فهم شیوه و گونه ای از اجرای تئاتر ، به نام تئاتر فانتزی است.

همچنین خلاقیت او در طرح ریزی میزانسن ها ، خلق صحنه های چشم نواز و زیبا و نیز در راستای پیشبرد قصه و در غالب فرم نمایش، با کمترین هزینه و وسایل – رنگ بندی صحنه و لباس ها، آکسسواری بسیار ساده ، استفاده از نور و سایه ، پرده های سفید که هم در نمایش سایه ها و هم تعویض صحنه ها  کارکرد داشت و…- جزو برجستگی های کارگردانی این است.

در بخش بازی هم بازیگران بی هیچ استثنایی عالی بودند. بازی هایی از پس فهم فضای ذهنی کارگردان که به لحاظ احساسات و اکت ها نه چیزی زیاد داشتند و نه چیزی کم . بازیگرانی  که تیپ بودند ، به غایت درست بازی کردند و بازیگرانی که در بخشی باید تیپیکال بازی می کرد و در بخشی باید شخصیت بازی می کرد ، کاملا از پس ماجرا بر آمده بود و این موضوع هم توانایی بازیگران است و هم توانایی کارگردان برای توجیه بازیگر و بازی گرفتن از او .

اما نکته بسیار حائز اهمیت در این کار نام این نمایش و استفاده از مفاهیمی مثل رسانه ، ارتباط قدرت و رسانه ، فضای مجازی ، هویت و عشق است. اشاره به تسلط قدرت بررسانه و استفاده ابزاری و مبتذل از رسانه ، اینکه فضای مجازی هویت سازی می کند و دیگر هویت ما در گرو آن است نه خودمان و عشق که دستمایه اصلی نمایش است .

اثر از پس بیان این مفاهیم به خوبی برآمده است.

ولی در پایان دیالوگی را از شهرزاد خطاب به دختر جوان که اسم خود را نمی داند می شنویم که ما را سر در گم میکند: به دنیا بیا ( یا به دنیا برو) !

شاید منظور این باشد که همه اینها افسانه است. این تاکید بر افسانه ای بودن ماجرا القا کننده این پیام به تماشاچی است که دنیای واقعی که پایین ساقه لوبیاست با اینجا متفاوت است.

شاید هم منظور این است که اینجا دنیای قبل از تولد است . چرا که در جایی دیگر از نمایش وقتی سگ می گوید کلید ، جک سر خود را به پرده سفید می زند و این ماجرا تکرار می شود که گویی کارگردان از کلید ، سر زدن جک ( مثل لگد زدن بچه در شکم مادر ) و جمله “به دنیا برو ” می خواسته این حرف را بزند که اینجا عالم قبل از تولد است .

ولی متاسفانه کارگردان از پس تبیین این موضوع بر نیامده و ماجرا گنگ است.

و اصلا خود قصه آنقدر غنی و زیبا است که دیگر نیازی به پرداختن به این ماجرا دیده نمی شود .

اما نام این نمایش ، ادامه مطلب ، که باز اشاره به فضای مجازی دارد  ؛ بسیار هوشمندانه و خلاقانه و نیز دارای پیام های بسیار است که در اثر به آنها پرداخته شده است و در حد وسع در این یادداشت بیان گردید.

این کار زیبا بازهم یادآوری کرد که تئاتر منحصر به تهران نمی شود و استعداد های بزرگی  در ایران وجود دارند که نیازمند دیده شدن و حمایت هستند.

محمد جواد حبیبی – دپارتمان نقد تئاتر فستیوال

 



۲نظر ثبت شده است.

  1. سمانه یوسف پور می‌گه:

    تکلیف نویسنده چرا با خودش معلوم نیست !؟ یه جا یه چی می گه یه جا یه چیز دیگه !!؟

  2. شین صاد می‌گه:

    خسته نباشی تئاتر فستیوال . بعد هر نمایش منتظر نقد اون کار هستم .

    باید برین واسه این برنامه نقد ۴ :دی

    دمتون گرم . فقط همین .

نظر شما:





نمــا فــستیوال