بیستویکمین جشنواره بینالمللی «نمایش عروسکی تهران-مبارک»، فرصتی برای دیدهشدن صداهای گوناگون هنر نمایش ایران است؛ صداهایی که از شهرها و فرهنگهای مختلف برمیخیزند و در کنار یکدیگر، تصویری متنوع از ظرفیتهای تئاتر عروسکی کشور ارائه میکنند.

به گزارش تئاتر فستیوال ، حضور گروههای نمایشی از شهرها و مناطق مختلف ایران در بخشهای صحنهای و فضای باز، بیستویکمین جشنواره بینالمللی «نمایش عروسکی تهران-مبارک»، فرصتی برای بازتاب تنوع فرهنگی، آیینهای بومی و شیوههای گوناگون روایتگری در هنر عروسکی فراهم کرده است؛ تنوعی که از خیمهشببازی و اسطورههای کهن تا دغدغههای اجتماعی و محیطزیستی امروز را در بر میگیرد.
بیستویکمین جشنواره بینالمللی «نمایش عروسکی تهران-مبارک» با میزبانی از هنرمندان شهرهای مختلف کشور، جلوهای از گستردگی جغرافیایی و فرهنگی هنر نمایش ایران را به تصویر میکشد. حضور هنرمندانی از آستانهاشرفیه، کیش، بندرانزلی، یزد، شیراز، جهرم، مسجدسلیمان، خمینیشهر، لنگرود، اصفهان، کرمان، قزوین، مهریز، بناب و همدان در بخشهای صحنهای و فضای باز، نشاندهنده ظرفیت گسترده تئاتر عروسکی برای پیوند دادن سنتهای نمایشی با روایتهای معاصر است.
این گستردگی جغرافیایی، صرفاً به حضور گروههایی از شهرهای مختلف محدود نمیشود، بلکه زمینهای برای معرفی فرهنگها، آیینها، قصهها و تجربههای زیسته مردمان مناطق گوناگون ایران فراهم میکند؛ از آیینهای کهن جنوب و شمال کشور تا سنتهای نمایشی آذربایجان و فرهنگ بختیاری. در کنار این آثار، نمایشهایی با موضوعات اجتماعی، اسطورهای، انسانی و محیطزیستی نیز حضور دارند تا گستره موضوعی تئاتر عروسکی در مواجهه با جهان امروز را به نمایش بگذارند.
بخش «صحنهای»
در بخش صحنهای جشنواره، ۶ نمایش از شهرها و مناطق مختلف ایران با رویکردها و موضوعات متفاوت حضور دارند که طیفی از آثار ویژه کودک و نوجوان تا نمایشهای بزرگسال را شامل میشوند.
نمایش «اوستا» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا محزون از آستانهاشرفیه، اثری در حوزه تئاتر کودک و نوجوان با بهرهگیری از شیوه سنتی خیمهشببازی است. این نمایش داستان عروسکهایی را روایت میکند که در جستوجوی «اوستا»، استاد خیمه، هستند و از این طریق به یکی از شیوههای اصیل نمایش عروسکی ایرانی میپردازد.
«شول با سی» به نویسندگی و کارگردانی عقیل زمانی شالکوهی از کیش، در بخش صحنهای بزرگسال، زندگی پنهان و انسانی لباسها را در سبد لباسشویی یک خانه به تصویر میکشد؛ جهانی که در آن لباسها عاشق میشوند، رقابت میکنند، میترسند و به یکدیگر پناه میبرند.
نمایش «دست دوم» به نویسندگی و کارگردانی حسین زینالی از بندرانزلی، اثری ویژه کودک و نوجوان است که ماجرای دو غریبه را روایت میکند که بهدلیل شباهت چمدانهایشان، آنها را به اشتباه جابهجا میکنند. باز شدن چمدانها و استفاده از لباسها و اشیای درون آنها، زمینه شکلگیری شخصیتها و اپیزودهای مختلف نمایشی را فراهم میکند.
«سخت بازی کن» به نویسندگی و کارگردانی مبینا کاظمی از یزد، در بخش صحنهای بزرگسال، روایتی برگرفته از یک پرونده واقعی است. این اثر با مرور اسناد، خاطرات و نشانههای باقیمانده، مخاطب را با روند بازسازی یک ماجرا همراه میکند.
نمایش «گرداب» به نویسندگی و کارگردانی امیر بهبودنیا از شیراز، با تکیه بر روایت رزم سهراب و گردآفرید، سراغ یکی از روایتهای شناختهشده حماسی ایران میرود. در این اثر، پس از آنکه سهراب هویت واقعی گردآفرید را درمییابد، دلباخته او میشود.
همچنین نمایش «نقاش و پرنده» به نویسندگی و کارگردانی وحیدرضا قناعتیان از جهرم، اثری ویژه کودک و نوجوان است که داستان پرندهای عجیب را روایت میکند؛ پرندهای که تحتتأثیر یک خواب به تصویر کشیده میشود، اما فروش تابلو میان او و نقاش فاصله میاندازد.
این آثار، با وجود تفاوت در موضوع، مخاطب و شیوه روایت، نشان میدهند که تئاتر عروسکی در بخش صحنهای تنها به بازآفرینی قصههای سنتی محدود نیست و میتواند بستری برای تجربههای تازه و پرداختن به موضوعات متنوع باشد.
بخش «فضای باز»
در بخش «فضای باز» جشنواره نیز مجموعهای متنوع از نمایشها از شهرها حضور دارند که بخشی از آنها بر آیینها، سنتها و شخصیتهای نمایشی مناطق مختلف ایران استوارند و بخشی دیگر به موضوعات معاصر و دغدغههای اجتماعی و محیطزیستی میپردازند.
نمایش «لال بهیگ» به نویسندگی و کارگردانی علی قاضی از مسجدسلیمان، با الهام از فرهنگ و آیینهای بختیاری شکل گرفته است. «لال بهیگ» بهمعنای عروس لال، عروسکی آیینی در فرهنگ بختیاری است که در گذشته برای بختگشایی، طلب فرزند و برآوردهشدن حاجات زنان ایل مورد استفاده قرار میگرفت. این نمایش، در قالب روایتی عاشقانه درباره دختری به نام مهگل و یک چوپان، به بازنمایی فرهنگ بومی و آیینهای کهن بارانخواهی میپردازد.
«ریشه در خاک» به نویسندگی و کارگردانی امیرحسین عشقی از خمینیشهر، با محوریت رابطه انسان و طبیعت، به فاصله گرفتن انسان از ریشههای طبیعی خود در پی گسترش صنعت و فناوری میپردازد. این اثر با طرح تقابل طبیعت و مدرنیته، مخاطب را به تأمل درباره تخریب محیطزیست و پیامدهای دور شدن از طبیعت دعوت میکند.
نمایش «عروسی فرخخان» به نویسندگی و کارگردانی افسانه غریبنواز از لنگرود، روایتی سنتی از خیمهشببازی ایرانی را پیش روی مخاطبان قرار میدهد. این اثر حول محور عروسی فرخخان، پسر سلیمخان، شکل گرفته و آدابورسوم ازدواج در ایران گذشته را بازآفرینی میکند.
نمایش «خورشید ناتمام» به نویسندگی آرزو بهرامی و کارگردانی مجتبی خلیلی از اصفهان، روایتی نمادین از امید و زندگی است. داستان از جایی آغاز میشود که پس از فرود یک موشک در میان کولههای صورتی دانشآموزان، تکهای کاغذ نقاشی سوخته جان میگیرد و برای یافتن بخشهای گمشده خود راهی سفری میشود. او در این مسیر با شخصیتهایی آسیبدیده یا ناقص، از جمله خورشید، ابر، گل، پروانه و مداد، روبهرو میشود.
«یامال» به نویسندگی سمانه شاهرخی و کارگردانی احسان بحرینی از کرمان، با نگاهی به یکی از آیینهای قدیمی جنوب کشور شکل گرفته است؛ آیینی که برای ادای احترام به دریا برگزار میشود. داستان نمایش درباره کودکی است که در روز اجرای این آیین به دریا میرود.
نمایش «خیمهشببازی» به نویسندگی و کارگردانی علی محمدبیگی از قزوین نیز با بهرهگیری از شخصیت محبوب و شناختهشده مبارک، فضایی شاد، کمدی و انتقادی را در قالب هنر اصیل خیمهشببازی ایرانی ایجاد میکند.
«عروسی مبارک و گلابتون» به نویسندگی مهتاب ایوبی مهریزی و ابوالفضل میروکیلی و کارگردانی مهتاب ایوبی مهریزی از مهریز، ماجرای عاشق شدن مبارک به گلابتون، یکی از عروسکهای بومی این شهرستان، را روایت میکند. مبارک از مرشد میخواهد که همراه او به مهریز سفر کند تا گلابتون را خواستگاری کند؛ سفری که زمینهساز شکلگیری ماجراهایی نمایشی میشود.
«عروسک تکم» به نویسندگی و کارگردانی حسین صادقی از بناب، به یکی از نمادهای آیینی آذربایجان میپردازد. تکم، عروسکی چوبی بهشکل بز نر است که در فرهنگ مردم آذربایجان و مناطق ترکزبان ایران، نماد فرارسیدن بهار، برکت و زایش دوباره طبیعت به شمار میرود. تکمگردانی و تکمخوانی نیز از آیینهای سنتی این منطقه است که با پیامآوری بهار، دوستی و نشاط پیوند دارد.
نمایش «دلم میخواد سفر کنم» به نویسندگی حامد ترابی و کارگردانی فاطمه جلیلیمعز از همدان، در فضای یک خیمه سنتی روایت میشود؛ جایی که مراسم عروسی مبارک و طیاره برپا است و شخصیتهای نمایش در بستر این سنت نمایشی به ایفای نقش میپردازند.
نمایش «نبرد تیشتر و اپوش» به نویسندگی و کارگردانی عاطفه نقوی از اصفهان، به سراغ اسطوره نبرد تیشتر، ایزد باران، و اپوش، دیو خشکسالی، میرود. این اثر با پیوند دادن یک روایت اسطورهای به مسئله خشکی زایندهرود، از ظرفیت قصههای کهن برای پرداختن به مسائل محیطزیستی امروز بهره میگیرد.
مرور آثار حاضر در بخشهای صحنهای و فضای باز بیستویکمین جشنواره بینالمللی نمایش عروسکی تهران-مبارک، نشان میدهد که این رویداد، فراتر از گردهمایی گروههای نمایشی، فرصتی برای بازتاب تنوع فرهنگی و هنری ایران است. از خیمهشببازی و شخصیت مبارک گرفته تا عروسک آیینی تکم، سنتهای بختیاری، آیینهای جنوب کشور و روایتهای اسطورهای، هر اثر بخشی از حافظه فرهنگی و هنری یک منطقه را به فضای جشنواره میآورد.
حضور آثاری با موضوعاتی همچون محیط زیست، خشکسالی، امید، روابط انسانی و بازخوانی پروندههای واقعی، نشان میدهد که هنرمندان شهرستانها نیز در کنار پاسداشت سنتها، به مسائل امروز جامعه توجه دارند و از زبان عروسک برای بیان دغدغههای معاصر استفاده میکنند. اهمیت حضور هنرمندان از شهرهای مختلف در چنین رویدادی، در فراهم شدن امکان تبادل تجربه، معرفی ظرفیتهای کمتر دیدهشده و ایجاد ارتباط میان شیوههای متنوع نمایشی نهفته است. این تنوع جغرافیایی و موضوعی میتواند به غنای جشنواره بیفزاید و زمینه آشنایی مخاطبان با گسترهای از هنرها، آیینها و روایتهایی را فراهم کند که هر یک ریشه در بخشی از فرهنگ ایران دارند.








