نقدی بر نمایش “ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی” به کارگردانی میکائیل شهرستانی

پیشنهاد میکنم در این روزگار ناخوشی حال دلهایمان، تماشای تئاتر “ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی” به کارگردانی میکائیل شهرستانی را از دست ندهید.
ترکیب درست و اصولی اثری از برشت با هنر کارگردانی و البته ترجمه و دراماتورژی میکائیل شهرستانی، با حضور تیمی جوان از بازیگرانِ آموزشدیده در مکتب شهرستانی باید و شاید که بتواند حال ما را کمی خوب کند و شهرستانی از پس این مهم به خوبی برآمده است.
آنچه در همان ابتدا حتی قبل از دیدن نمایش، امیدبخش است؛ امیدواریِ شهرستانی است به تئاتر و فردای آن. امیدی که هنوز و پس از همه سالیانی که ترسیدیم تئاتر نباشد و نماند؛ در میکائیل شهرستانی زنده است و گواه آن، کار کردن مداوم او با جوانان و پرورش نسلی است که فردای تئاتر ایران، به دست او ساخته خواهد شد.
در ادامه، انتخاب هوشمندانه متنی از برتولت برشت است برای اجرا در این روزگار. انتخابی که به نظر من، امروز روز مخاطب را به سالنهای تئاتر برگرداند، تا بیاید و بدون غرقشدگی در قصه و بدون سیاستزدگی بیمعنا و خالی از فرم و بدون شوخیهای بدقواره و اشتباه صرفا با این بهانه که حالِ خوب به مخاطب تزریق شود، و بدون اصرارورزیِ بیجهت و نادرست برای جریحهدار کردن احساسات تماشاچی تا به زورِ نمِ اشکی او را قانع کند که چون متاثر شده، پس تئاتر خوبی را روی صحنه دیده است؛ بدون هیچ کدام از اینها، میتواند هم مخاطب را در طول اثر همراه کند و گاهی نیز تلخخندی به لبانش بیاورد و او را بی فشار قصه و فضاهای دراماتیک، به فکر وادارد و حتی نهایتا به او راهحل ارائه دهد.
اینها همه از ویژگیهای متون و سبک برشت است و همینها است که برای امروز روز ما، انتخابی درست باشد و میکائیل شهرستانی هوشمندانه این انتخاب را انجام داده است.
به این انتخاب درست متن، اضافه کنید یک کارگردانی اصولی و متعهدانه به متن و سبک برشت و البته تعهدانه به مخاطب. شهرستانی در کارگردانی “ارباب پونتیلا و…” نه به مخاطب کمفروشی میکند و نه در حقش گزافهگویی میکند. تعهد او به متن و سبک برشت، با اندک تغییرات به جا و درست؛ تعهدی است در حق تماشاچی، و تعهدی است در حق تئاتر.
و نهایتا گروه جوان بازیگران “ارباب پونتیلا و…” در اجرای آنچه مدنظر کارگردان است، موفق بودهاند و استاندارد قابل قبولی ارائه دادهاند؛ در حفظ راکوردها و اجرا و حفظ میزانسن دقیق هستند و همزمان جسارت هنرمندانهای دارند. فقط اگر میتوانستند بخش مربوط به گروه همسرایان را به جای لبزدن، زنده بخوانند؛ در ارتباط برقرار کردن بهتر تماشاچی با اثر خیلی موثر بود و از اندک کند بودن ریتم نمایش هم میکاست.
ترکیب برشت و شهرستانی و نیروی آموزش دیده جوان، از معدود اتفاقهای “حال خوب کن” در این روزگار است که میوه آن امیدواری است.
المیرا نداف – نویسنده میهمان








