آجرهای دیکته شده


یادداشتی بر نمایش “دیکته طور”به نویسندگی و کارگردانی علیرضا معروفی

نمایش •دیکته‌طور• به کارگردانی علیرضا معروفی در تماشاخانه ایرانشهر، اجرایی است که بر زمین بنا می‌شود، زمینی که با ۱۰۸ آجر شکل گرفته است. معروفی از همان ابتدا تمِ آجرها را بنیان اجرایش قرار می‌دهد و روایت را نیز لابه‌لای همین آجرها پیش می‌برد.

فرم اثر کاملاً مماس با داستان است و کارگردان تلاش نمی‌کند با استفاده از قالب‌های ازپیش‌آماده یا فرم‌های ناسازگار، نمایشش را بسازد. همه‌چیز در خدمت جهان نمایش قرار دارد و همین هماهنگی، مهم‌ترین نقطه قوت اثر است.

آجرها تنها وسیله‌ای برای راه رفتن یا معرفی فضای خانه نیستند، بلکه به‌تدریج به ساختار خودِ خانه تبدیل می‌شوند؛ خانه‌ای که در ادامه تغییر رنگ می‌دهد، فرو می‌ریزد و از شکل اولیه‌اش فاصله می‌گیرد. در پایان نمایش نیز هیچ‌کدام از آن ۱۰۸ آجر، همان آجر ابتدایی نیستند. این تغییر، نه فقط در صحنه بلکه در ویژگی آدم‌های نمایش نیز رخ می‌دهد.

داستان، روایتی ساده و خطی دارد و همین سادگی کمک می‌کند روابط میان کاراکترها به‌خوبی شکل بگیرد و پیش برود. هرچند در پایان‌بندی، معروفی می‌توانست چیزی فراتر از یک تصویر برای بازگشت دیکته ارائه دهد، اما حرفش را حتی در همان روایت ساده نیز مؤثر و موجز بیان می‌کند.

•دیکته‌طور• به‌خوبی نشان می‌دهد که در یک خانه می‌توان تمام ایسم‌های سیاسی و ارکان اصلی قدرت را مشاهده کرد. نمایش از این جهت پیوند نزدیکی با وضعیت امروز دارد، تا جایی که اگر هوای بیرون گرم است، کولر خانه‌ی نمایش معروفی هم خراب است. جهان اثر از واقعیت روزمره جدا نمی‌شود و همین نزدیکی، نمایش را ملموس‌تر می‌کند.

بازی بازیگران دقیق و در خدمت اثر است. کاراکترها به‌خوبی با آن ۱۰۸ آجر عجین شده‌اند

معروفی در خلق قاب‌های تصویری نیز موفق عمل می‌کند و ایده کارگردانی‌اش را درست و به‌اندازه پیش می‌برد. در طول نمایش، دختری را می‌بینیم که روی آجرها راه نمی‌رود و منطق این رفتار نیز روشن است؛ او در خانه‌ای دیگر زندگی می‌کند و می‌خواهد به خانه‌ی اصلیِ مدنظر نمایش دست پیدا کند. در جایی دیگر، پدر خانواده و دختری که قرار است عروس خانه شود باهم رو به تماشاچی دیالوگ هایی می گویند و این ها همه در کنج فرم جا و بجا استفاده می شوند

البته نمایش در پرداخت برخی شخصیت‌ها ضعف‌هایی دارد. گاهی کاراکترها تصمیم‌های مهمی را ناگهانی و بدون تناسب کافی با مسیر اتفاقات یا ویژگی‌های شخصیتی‌شان می‌گیرند. با این حال، این مسئله آسیب جدی‌ای به کلیت اثر وارد نمی‌کند.

•دیکته‌طور• نمایشی خوش‌ریتم است که فرمی تازه و منطبق با جهان داستانش دارد؛ نمایشی با بازیگرانی که نقش‌های خود را درست و باورپذیر اجرا می‌کنند. معروفی جهان پیرامونش را خوب می‌شناسد و این شناخت را به‌درستی به اثرش تزریق می‌کند.

عرفان دهقان- تئاترفستیوال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *